علمی دانشجویی خصوصی
|
ردیف |
نام رشته |
مقطع |
جنسیت |
تعداد دانشجو | ||||
|
کارشناسی |
کارشناسی ناپیوسته |
کاردانی |
زن |
مرد | ||||
|
1 |
حسابداری |
* |
* |
* |
* |
* |
551 | |
|
2 |
مدیریت بازرگانی |
|
* |
* |
* |
* |
383 | |
|
3 |
مترجمی زبان انگلیسی |
* |
|
* |
* |
* |
140 | |
|
4 |
مهندسی فضای سبز |
* |
|
|
* |
* |
96 | |
|
5 |
مدیریت صنعتی |
|
|
* |
* |
* |
263 | |
|
6 |
مدیریت جهانگردی |
|
|
* |
|
|
60 | |
|
|
جمع کل |
1493 | ||||||

ارکان
1- هیأت مؤسس
2- هیأت امناء
3- رئیس
4- شورا
مرکز پژوهشی
مؤسسه دارای یک مرکز پژوهشی فعال می باشد که با اعضاء هیأت علمی آن اساتید برجسته و باتجربه دانشگاه تشکیل می دهند. پرواضح است که استفاده تخصصی اساتید و مشارکت گسترده دانشجویان در آینده ای نه چندان دور، شاهد نتیجه ارزنده آن خواهیم بود.
همه مديران از تلاش براي رضايتمندي مشتريان دم ميزنند، ولي اندکاند کساني که به واقع رسيدن به اين هدف را دنبال کنند. اين مسئله، راه حل سادهاي دارد: فقط کافي است كه بخواهيد_ اگر رفتاري فکورانه و پيگيري مناسبي داشته باشيد، نظرسنجي از مشتريان ميتواند مؤثّرترين ابزار رشد فروش و تبديل مشتريان احتمالي و حتي مشتريان گذري، به مشتريان وفادار و مشتريان دايمي شود. شايد شما پيشتر اين موضوع را ميدانستيد و نظرسنجيهايي نيز کرده باشيد؛ اما اگر بازپسخوردهاي مناسبي از ارزيابيهايتان نداريد، به طور قطع نيازمند ياري هستيد. نکاتي را که در پي ميآيند براي تهيه نظرسنجي هدفمند از مشتريان و اهرم ساختن از نتايج آن، براي بهترکردن و بهبود تجارتتان لحاظ کنيد.
در پي3 گام براي خلق و ايجاد يک نظرسنجي مؤثر از مشتريان ارايه ميشود:
1. برگزيدن زمان درست براي نظرسنجي
بررسي کنيد مشتريان شما اغلب چگونه از محصولاتتان استفاده ميکنند و بر طبق آن، زمان مناسب نظرسنجي را تعيين کنيد. مثلاً، رستورانها اغلب از برگههاي پيشنهاد و انتقاد، هنگام تحويل صورت حساب به مشتري استفاده ميکنند. اما فرض کنيم شغل شما طراحي، اجرا و برگزاري برنامهها باشد. پس با ارباب رجوع، بيش از يک يا دو بار در سال رودررو نميشويد. بنابراين نظرسنجي ماهانه و يا ارسال هفتگي فرم نظرسنجي با پست الکترونيک، تأثير چنداني ندارد. به جاي آن، بايد به طور مستقيم واکنش و نظر اربابرجوع خود را پس از پايان هربرنامه، جويا شويد و 6 ماه پس از آن، به منظور تقويت، استحکام و حفظ يک رابطه جدي و فعال، دوباره به سراغ ارباب رجوع برويد؛ البتّه براي اين کار، شايد نياز باشد کارت پستالهايي که هزينه پستي آنها از پيش پرداخت شده است، به همراه فهرستي از خدماتتان نيز براي آنها بفرستيد.
2. پرسيدن پرسشهاي درست در نظرسنجي
اين مسئله، بسيار مهم و سرنوشتساز است. زماني را به جملهبندي و هدفهاي نظرسنجيتان اختصاص دهيد. بريانا مارا (Briana Marrah) ، مدير ارشد حسابداري شرکت Parker LePla، ميگويد: «از مشتريان پرسشهاي نامحدودي بپرسيد؛ پرسشهايي که ارزشهاي شما را نزد مشتريان نمايان سازد.»
مايك آوينو (Mike Avino) زماني که تصميم گرفت به عنوان يک استراتژي بازاريابي، از مشتريان احتمالي و ارباب رجوع، نظرسنجي پُستي کند، دقيقاً همين کار را انجام داد. او رييس شرکت Avino Construction است که ابتدا، اکثر قراردادهايش را با دولت فدرال آمريکا ميبست، اما در سال 2003 روابطش با دولت به بنبست رسيد و تصميم گرفت پرسشنامهاي براي جذب مشتريان تازه، ارسال کند. پس از تحقيقات اينترنتي، وي پرسشنامهاي 20 پرسشي با پاکتهاي تمبرخورده، به 25 معمار بزرگ در Long Island فرستاد. وي در اين پرسشنامهها، پرسشهايي براي شناسايي بزرگترين واکوششهاي (چالشهاي) کار کردن با پيمانکاران، مسايلي که اغلب با پيمانکاران پيش ميآيد و مطالبي که معماران دوست ندارند درباره شرکتهاي عمراني و ساختماني، پرسيده بود. او 5 پاسخ دريافت کرد و با آن 5 نفر تماس تلفني گرفت و آنها را يک به يک پيگيري كرده، براي ديدار و صرف ناهار، دعوت کرد. آوينو اين پرسشنامه را براي چند صد تن از معماران متروي نيويورك فرستاد. Avino ميگويد: «به طور ثابت، بين 15 تا20 درصد پاسخ دريافت ميکنيم و نتايج، بسيار مثبت است. ما اطلاعات بسيار خوبي از راه پرسشنامههايمان دريافت کردهايم که در بازاريابي ما بسيار تأثير داشته است، به گونه اي که هماکنون توانستهايم در مناقصه آسفالت کردن راههاي يک مجتمعِ آپارتماني محلي، برنده شويم.»
3. پيگيري درست نظرسنجيها
اگر نظرسنجيها را پيگيري نکنيد، نتيجهاي نخواهيد گرفت. پس از انجام نظرسنجي از راه پست الکترونيک، تلفن و يا پست زميني، بايستي شخصاً از تک-تک مشترياني که پاسخ دادهاند، سپاسگزاري کنيد.
جف ميلر ميگويد: «به آنها بگوييد از وقتي كه داده اند، بسيار سپاسگزاريد و نظراتشان را شنيده و لحاظ کردهايد.» پس از اين کار، منتظر نتايج خوبي باشيد.
مثلاً، Jeff Miller درباره حسابداري ميگويد که به شرکتهاي توليدي خدمات ميداد. اين حسابدار از دانش خود درباره صنعت و رفع سريع مشکلات و واکوششهاي ارباب رجوع، بسيار به خود ميباليد و مغرور بود؛ در حالي که نتايج نظرسنجي، به گونه اي ديگر بودند. ارباب رجوع، خود او را دوست داشتند، اما با کمال تعجب،90 درصد آنها معتقد بودند که وي از دانش لازم در کار خود برخوردار نيست_ ميلر در ادامه ميگويد: «جالب آنکه چنين پرسشي در نظرسنجي وجود نداشت و ارباب رجوع، خود اين نظر را نوشته بودند_» نتيجه و حاصل کار چه بود؟ آن حسابدار به يک سازمان تجاري باسابقه پيوست و در چندين سمينار و دوره آموزشي شرکت کرد. او همچنين چندين مقاله نوشت که در نشريات تجاري به چاپ رسيد و ارباب رجوع، آنها را خواندند و تحسين کردند. از آن پس، بازپسخورد نظرسنجيها عالي شد.
بسياري از صاحبان صنايع و پيشهوران، از نظرسنجي به دليل ترس از شنيدن اخبار بد، ميهراسند، اما اگر نتايج بدي از نظرسنجيتان بگيريد، خبر خوبي است_ چرا که يک مشکل معلوم و مشخص را شناسايي کردهايد و ميتوانيد آن را حل کنيد. اگر پيوسته مشتريان خود را مدام از دست بدهيد، دير يا زود، بايد غزل خداحافظي تجارت خود را بخوانيد.
منبع : نشریه تدبیر
مجموعه مدیریت اجرایی با هدف پرورش مدیرانی کارآمد و توانمند که قابلیت ارتقای مستمر بهرهوری سازمانی را داشته باشند طرحریزی شده و در جمع گزینههای موجود برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد قرار گرفته است. این مجموعه دارای ۳ گرایش «مدیریت اجرایی» ، «MBA» و «مدیریت شهری» است که تفاوت این گرایشها را میتوان در رویکرد هر یک از آنها در تعالی سازمان دانست. صرفنظر از گرایش «مدیریت شهری» که نیازمند ۵ سال سابقه کار مدیریتی بوده و با هدف فراهم آوردن سطح آموزش بالاتر برای مدیران کنونی ایجاد شده است، تفاوت دو گرایش دیگر (مدیریت اجرایی و MBA) در رویکرد کمی و کیفی آنها به موضوعات کلان مدیریتی در سازمانهاست.
MBA با جذب دانش آموختگان رشته های فنی مقطع کارشناسی و با تاکید بر مباحث کمی در مقطع کارشناسی ارشد، سعی بر آن دارد تا راهکارهایی نو برای تلفیق بازاریابی بین الملل ، تجارت الکترونیک و روشهای رو به رشد کسب و کار برای ارتقاء سازمان ارائه نماید. مدیریت اجرایی با نگاهی کیفی و با به خدمت گرفتن ابزارهای مالی و اقتصادی، سیستمهای اطلاعات مدیریت و توسعه نوآوری ، سعی بر آن دارد تا سازمان را در جهت دستیابی به اهداف خود یاری نماید.
* گرایشها و ابعاد مختلف این رشته در کارشناسی ارشد
این رشته در مقطع کارشناسی ارشد دارای سه گرایش مدیریت اجرائی، MBA و مدیریت امور شهری است.
مدیریت MBA
* تعریف و هدف گرایش MBA
اگر محبوبیت رشتههای دانشگاهی در مقطع تحصیلات تکمیلی را در کشورهای پیشرفته بر اساس استقبال عمومی رتبهبندی کنیم، در نهایت سه رشته برتر به ترتیب عبارتند از: حقوق، پزشکی و MBA که رشته MBA در این میان در صدر قرار میگیرد.
هر فردی بدون هیچ پیش زمینهای ازتوانایی و مهارت، قادر است یک قایق را در یک رودخانه آرام به حرکت درآورد؛ اما هدایت همین قایق در یک دریای طوفانی و مواج هرگز بدون تجربه و مهارت امکانپذیر نیست. به همین ترتیب در دنیای کنونی که عصر اطلاعات و ارتباطات است، نمیتوان ادار یک سازمان را به فردی که فاقد مهارتهای پیچیدة مدیریتی است سپرد.
دوره کارشناسی ارشد مدیریت (MBA) یا Master of Business Administration به منظور پرورشی مدیران کارآمد جهت اداره سازمانهای اقتصادی – اجتماعی، تولیدی و خدماتی طراحی شده است. هدف این دوره پذیرش فارغالتحصیلان دورههای کارشناسی در رشتههای مختلف به خصوص رشتههای فنی و مهندسی افرادی است که قادر باشند در زمینههای ذیل انجام وظیفه نمایند.
۱) اداره و راهبری موثر و کارآمد سازمان با یک بخش تخصصی از آن نظیر بخشهای تولیدی، بازریابی و فروش اطلاعات
۲) ایجاد تحول در یک بخش تخصصی سازمان
۳) طراحی، هدایت و رهبری تحول در کل سازمان پس از کسب تجارب عملی در مدیریت
۴) کارآفرینی با ایجاد فعالیتهای جدید در درون سازمان و یا ایجاد سازمانهای جدید
۵) ارائه خدمات مشاورهای و مطالعاتی در زمینههای مزبور بر مدیران سازمانهای اقتصادی و اجتماعی
افرادی که در این دوره پذیرفته میشوند حداقل دوره کارشناسی را در یکی از رشتههای دانشگاهی گذرانده و با حوزة تخصصی دوره کارشناسی آشنایی پیدا کردهاند. این افراد پس از فرا گرفتن دانش مدیریت و تمرین مهارتهای مدیریتی در این دوره (مدیریت سازمان) نیروهای ارزندهای خواهد شد که میتوانند با ترکیب دانش تخصصی و مدیریتی خود در جهت تحقق هدفهای بالا نقش مهمی در بهبود مدیریت جامعه ایفا نمایند.
* طول دوره MBA
دوره کارشناسی ارشد مدیریت (MBA) بصورت کارشناسی ارشد ناپیوسته و آموزشی است با توجه به اینکه فارغالتحصیلان رشتههای مختلف و به خصوص رشتههای فنی و مهندسی وارد این دوره میشوند و باید به مبانی و اصول مدیریت عملی و دانش روز مدیریت در حوزههای مختلف آشنا شوند. طول دوره حداقل ۲ و حداکثر ۳ سال بوده و تعداد واحدهای لازم برای فارغالتحصیل شدن ۵۷ واحد درسی است.
* شرایط ورود به MBA
دانشجویان ورودی به این دوره از فارغالتحصیلان زبده رشتههای مختلف با شرایط ذیل پذیرفته خواهند شد:
الف- داشتن شرایط عمومی ورود به آموزش عالی
ب- داشتن حداقل گواهینامه کارشناسی مورد تأیید وزارت علوم و تحقیقات و فنآوری یا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در رشتههای مورد قبول
ج- قبولی در آزمون ورودی
د- قبولی در مصاحبه تخصصی سنجش علاقه و آمادگی تحصیلی برای رشته مدیریت.
* ضرورت و اهمیت
توسعه کشور و ارتقاء استاندارد زندگی در آن مستلزم بهبود و ارتقاء کیفیت مدیریت در سازمانهای اقتصادی و اجتماعی است. با بهبود مدیریت است که میتوان بهرهوری را افزایش داد و از ظرفیتها و امکانات موجود کالا و خدمات بیشتری را تولید نمود و ظرفیتهای زیادتری را بوجود آورد.
ترکیب دانش تخصصی دوره کارشناسی و آگاهی و تسلط به دانش و فنون مدیریت کارشناسی ارشد، از فارغالتحصیلان این دوره مدیران کارآمد و موثری میسازد که در افزایش کارآیی و رشد سازمانهای اقتصادی – اجتماعی تأثیر بسزایی دارند. به خاطر کسب همین تواناییهاست که سه دهه اخیر دورههای MBA در کشورهای مختلف جهان به سرعت گسترش یافته و تنها در کشور آمریکا حدود ۸۰۰ مؤسسه آموزش عالی دوره MBA ارائه میدهد. در حال حاضر این رشته در میان داوطلبان کارشناسی ارشد از محبوبیت و مقبولی خاصی برخوردار است که هیچ رشته دیگری در مقام سنجش یا مقایسه با آن قرار ندارد. قابل ذکر است که این رشته یکی از ۶۱ رشتهای است که بر اساس اعلان سازمان سنجش میتوان آن را به عنوان رشته دوم انتخاب نمود.
مدیریت اجرائی
* تعریف و هدف گرایش مدیریت اجرایی
مدیریت اجرایی با توجه به نیاز جامعه رو به رشد امروزین کشور و با هدف تربیت مدیرانی که کارکردهای کلان مدیریتی در سطوح مختلف را به گونه ای رشد یافته به اجرا درآورند، در زمره گزینه های موجود برای انتخاب در مقطع کارشناسی ارشد قرار گرفته است. تحلیل مسائل و ارائه راهکارهای قابل اجرا برای انواع واحدهای تولیدی و خدماتی، سیستمهای اطلاع مدیریت (MIS) ، مباحث رفتار سازمانی و مدیریت موثرمنابع انسانی و در نهایت برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک گوشه ای از موضوعات مورد بحث در مدیریت اجرائی هستند که در مقطع کارشناسی ارشد به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرند. لازم به ذکر است که دانش آموختگان این رشته اغلب عهده دار پستهای مدیریتی کلان نظیر واحدهای تولیدی- صنعتی بوده و یا در پستهای حیاتی نظیر مدیریت تاسیسات نفتی و پالایشگاهی ، طرح برنامه های کلان اقتصادی برای سازمانها و وزارتخانه ها و … فعالیت می نمایند.
* طول دوره مدیریت اجرایی
دوره کارشناسی ارشد مدیریت اجرائی با توجه به جذب فارغ التحصیلان رشته های مختلف و نیاز به آشنایی با مباحث پایه مدیریتی، حداقل ۲ و حداکثر ۳ سال بوده و بعضا دانش آموختگان کارشناسی برای گذراندن واحدهای این دوره با نظر دانشگاه ملزم به اخذ و گذراندن واحدهای پیش نیاز نیز هستند.
* کنکور مدیریت اجرایی
داوطلبان متقاضی پذیرش در کارشناسی ارشد گرایش مدیریت اجرایی می بایست به سوالات ۵ درس پاسخ دهند که از این میان دروس زبان انگلیسی وGMAT میان گرایشهای مدیریت اجرایی و MBA مشترک بوده و داوطلبان مدیریت اجرایی به جای پاسخگویی به سوالات درس ریاضی میبایست ۲ درس دانش مسائل روز و زبان فارسی را پاسخ دهند.
* زمینههای اشتغال
دوره کارشناسى ارشد مدیریت اجرائى به منظور پرورش کادر مدیریت اجرایى بنگاههاى تولیدى و خدماتى خصوصى، تعاونى و دولتى و نیز تأمین مدیر براى طرحهاى بزرگ عمرانى طراحى و ایجاد شده است. برنامه بهبود نظام مدیریت در سطح واحدهاى تولیدى و خدماتى از طریق رشته مدیریت اجرائى، لازمه دستیابى به اهداف خاص آموزشى زیر است.
آماده کردن شرکت کنندگان براى قبول وظایف مدیریت از طریق آشنایى با آخرین دستاوردهاى دانش مدیریت و تقویت قابلیتهاى تحلیل، ابتکار، خطرپذیرى، ارتباطات، تصمیم گیرى و بالاخره رهبرى مؤسسات تابعه.
ایجاد زمینه جهت ارتباط نزدیکتر و موثرتر میان مدیران و کادر مشاوران و کارشناسان مدیریت از طریق دستیابى به دیدگاهها و زبان مشترک علمى، در جهت استفاده بهینه مدیران از کادر مذکور.
از این رو انتظار مى رود شرکت کنندگان این رشته مهارتهاى زیر را کسب نمایند:
نگرش علمى به مدیریت: این مهم از طریق آشنائى وسیع با تجربیات دنیاى صنعتى و پژوهش هاى معمول در رشته مدیریت و نیز پى بردن به اهمیت نگرش علمى به مسایل مدیریت محقق خواهد شد که در آنصورت از تفکر یک بعدى، شتاب زدگى در عمل و پیش داورى درباره روشهاى کارآمد مدیریت که از ویژگى هاى نگرش غیرعلمى است پرهیز خواهد شد.
کسب دانش مدیریت:
آشنایى مدیران با تجربیات کشورهاى صنعتى و نیز تحقیقات اندیشمندان مدیریت موجب ارتقاء سطح دانش هایى در این زمینه مى شود و این امر از سوئى زمینه استفاده مؤثرتر از فنون جدید مدیریت را توسط مدیران فراهم مى کند و از سوى دیگر ارتباط و همکارى نزدیکترى میان مدیران و کارشناسان مدیریت ایجاد کرده موجب مى شود که مدیران از مشاوران و کادر ستادى خود بهتر استفاده
به دلایل گوناگون نمی توان واژه مدیریت را به سادگی تعریف کرد. از این دلایل می توان به گستردگی دامنه مدیریت و ماهیت پویای آن اشاره کرد. مدیریت فرایند برنامه ریزی، تشکیلات، فرماندهی، هدایت و نظارت بر تلاش های اعضای سازمان و استفاده از دیگر منابع سازمانی جهت دستیابی به اهداف سازمانی است. مدیریت امروز مجموعه ای از علوم گوناگون همانند اقتصاد، جامعه شناسی ،روان شناسی، ریاضیات، آمار و … است که هدفش افزایش بهره وری، کارائی و اثربخشی سازمانی است. بکارگیری اصول مدیریت از مؤسسه ای به مؤسسه دیگر یا حتی از موقعیتی به موقعیت دیگر، متفاوت است.
دانش مدیریت اولین بار به شکل علمی و امروزی در اواخر قرن نوزدهم میلادی توسط فردی به نام فردریک ونسلوتیلور مطرح شده. مدیریت را برخی هنر و برخی نیز علم دانسته اند و برخی نیز ترکیبی از این دو، اما آنچه مهم است نقش و جایگاه بسیار مهم مدیریت در دنیای امروز است.
داشتن قدرت رهبری، اعتماد به نفس، روابط اجتماعی خوب، توان تجزیه و تحلیل خوب و قدرت بیان قوی از عوامل مهم موفقیت در این رشته است. همچنین تسلط به دروس ریاضی و آمار با توجه به کاربرد وسیع آنها در مدیریت الزامی است.
* گرایشها و ابعاد مختلف این رشته در کارشناسی ارشد
مدیریت بازرگانی
یک دانشجوی مدیریت بازرگانی به عنوان یک مدیر تجاری تحصیل کرده، می تواند امور تجاری را تفکیک کرده و اداره کند و به یاری قدرت خلاقه ی خویش در ایجاد بازار جدید، ارائه خدمات متنوع و تازه، ابداع روشهای جدید در عرضه و توزیع، کارآفرین باشد. یک فارغ التحصیل مدیریت بازرگانی باید بتواند برای کالاهای موجود، بازار جدیدی پیدا کرده یا روشهای مطلوب توزیع را در سیستم دولتی طراحی کند. چون امروز یکی از بزرگترین مشکلات کشور ما رساندن محصولات کشاورزی مثل برنج، چای و مرکبات به بازار و به دست مصرف کننده است.
مدیریت دولتی
هدف رشته مدیریت دولتی، تربیت مدیران شایسته ای است که بتوانند وظایف پنجگانه محوله را به نحو احسن در سازمانها و تشکیلات دولتی کشور انجام دهند. این وظایف عبارتند از :
۱- برنامه ریزی و اجرای آن.
۲- سازمان دهی یا تقسیم وظایف بین کارکنان یک سازمان به نحوی که با تقسیم کار بتوا ند مهارت پرسنل خود را در پرداختن به کارهای جزئی افزایش دهد.
۳- عملیات امور استخدامی یا کارگزینی کارکنان جدید.
۴- هدایت و راهبری.
۵- نظارت و کنترل.
مدیریت صنعتی
حضور یک کارشناس مدیریت صنعتی که مسولیت نیروی انسانی را بر عهده بگیرد، در هر واحد صنعتی ضروری است تا وی بتواند با استفاده از دانش خویش، مشارکت، مهارت و انگیزه نیروی انسانی واحد صنعتی مورد نظر را افزایش دهد. یکی از علل عدم موفقیت صنایع ما این است که اکثر مسولین واحدهای صنعتی، فارغ التحصیل مدیریت صنعتی نیستند. مدیریت صنعتی دارای سه بعد اصلی فنی و تکنیکی، بعد مالی و بعد رفتاری و اجتماعی می باشد. در رشته مهندسی صنایع دانشجویان بیشتر به مطالعه بعد فنی و تکنیکی صنایع می پردازند اما رشته مدیریت صنعتی به دو بعد مالی و رفتاری صنایع تاکید بیشتری دارد.
مدیریت فنآوری اطلاعات
هدف این رشته در مقطع کارشناسی ارشد تربیت کادر متخصص جهت ایجاد پایگاههای اطلاعاتی در سازمان است که به تصمیم گیری بهتر مدیران منتهی می شود.
مدیریت تکنولوژی
هدف از این رشته عبارت است از پرورش کادر متخصص در یکپارچه سازی علوم پایه و مهندسی و دانش و روشهای مدیریت. این رشته یک تخصص میان رشته ای است که بین علوم مختلف از جمله علوم طبیعی، اجتماعی، تجزیه صنعتی، تئوری کسب و کار و مهندسی ارتباط برقرار میکند.
مدیریت مالی
فارغ التحصیلان این رشته بر مباحثی چون تئوریهای مدیریت مالی در حوز های مختلفی همچون سرمایهگذاری، بانکداری، بیمه، مدیریت ریسک، مهندسی مالی(ارائه روشهای نوین مالی ) و تامین مالی و اعتباری تسلط پیدا میکنند.
مدیریت کارآفرینی
مدیریت کارآفرینی عبارت است از مجموعه ای از نظریه ها ، فنون و روشهای هدایت اثربخش فعالیتهای کارآفرینی . هدف از اجرای دوره کارشناسی ارشد مدیریت کارآفرینی تأمین نیروی انسانی متخصص مورد نیاز مدیریت فعالیتهای کارآفرینی در بخش خصوصی ، دولت و بخش عمومی است.
* زمینههای اشتغال
زمینههای اشتغال گرایشهای این رشته به این شرح است:
* مدیریت دولتی
این رشته بدلیل برخورداری از گرایشها و زیرمجموعههای گوناگون دارای بازار کار وسیع در بخشهای دولتی و خصوصی میباشد. فارغ التحصیلان این رشته در زمینههای تشکیلات سازمانی، منابع انسانی، سیستمهای اطلاعاتی و دیگر مباحث مطرح در مدیریت در سطوح کارشناسی و مدیریتی در بخش خصوصی و دولتی قادر به فعالیت میباشند، همچنین این فارغ التحصیلان بعنوان مشاور یا مجری در زمینه سیاستگذاریهای بخش دولتی میتوانند فعالیت کنند.
* مدیریت بازرگانی
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث مربوط به بازار، مباحث تدوین استراتژی های سازمانی، شناخت مشتریان و نحوه ارتباط با آنها، شناخت فرایندهای فروش، بازاریابی و خدمات به مشتریان زمینه لازم جهت استخدام در واحدهای بازرگانی سازمانها را داشته و نسبت به سایر گرایش های مدیریت با توجه به نبود رشته ای جایگزین از بازار کار مناسبی برخوردارند. ضمن اینکه دانشجویان این رشته با توجه به شناخت کافی از کسب و کار و نحوه ایجاد تجارت موفق شانس زیادی برای موفقیت در حیطه کار آفرینی و تشکیل کسب و کارجدید دارند.
* مدیریت مالی
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث تئوری مدیریت مالی در حوز های مختلفی همچون سرمایه گذاری و بانکداری و بیمه و مدیریت ریسک و مهندسی مالی(ارایه روشهای نوین مالی )تامین مالی و اعتباری می تواند در پستهای مرتبط سازمانی ازجمله معاونت مالی ( در مفهوم جدید آن ) و معاونت سرمایه گذاری و تامین مالی اعتبارات مالی در بانکها و ارزیابی اقتصادی پروژه ها و شرکتهای سرمایه گذاری و بورس اوراق بهادار و غیره مشغول بکار شوند. این رشته در حال حاضر دارای آینده شغلی بسیار مناسبی می باشد. از دانشگاه تهران از سال ۱۳۸۲ در مقطع کارشناسی اقدام به جذب دانشجو کرده است. امکان ادامه تحصیل در این رشته تا مقطع دکترا وجود دارد.
* مدیریت فناوری اطلاعات
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث تئوری مدیریت و منابع انسانی، همچنین با فراگیری مباحث تخصصی و آشنایی با دروس کامپیوتر و IT، امکان برقراری ارتباط با سطوح عملیاتی و هدایت موسسات تولید کننده نرم افزار یا واحدهای نرم افزاری از سازمانهای بزرگ را خواهند داشت. متاسفانه به دلیل نبود تجربه فارغ التحصیلان این رشته در بازار کار، در عمل به امور کارشناسی در واحدهای تحلیل گری سیستمها یا پشتیبانی از نرم افزارهای تولید شده گمارده می شوند و امور مدیریتی به آنها سپرده نمی شود. از آنجا که گرایش نظام کیفیت فراگیر از این رشته دارای دروس تخصصی متفاوت می باشد لذا این دسته از فارغ التحصیلان علاوه بر موارد فوق، شانس استخدام در واحدهای مدیریت کیفیت، سیستمها و روشها از سازمانها را نیز خواهند داشت. هم اکنون امکان ادامه تحصیل در این رشته در مقطع دکترا در ایران وجود ندارد.
* مدیریت تکنولوژی
فارغ التحصیلان این رشته با تسلط به مباحث تئوری مدیریت و منابع انسانی، همچنین با فراگیری مباحث تخصصی و آشنایی با دروس کامپیوتر و IT، امکان برقراری ارتباط با سطوح عملیاتی و هدایت موسسات تولید کننده نرم افزار یا واحدهای نرم افزاری از سازمانهای بزرگ را خواهند داشت. متاسفانه به دلیل نبود تجربه فارغ التحصیلان این رشته در بازار کار، در عمل به امور کارشناسی در واحدهای تحلیل گری سیستمها یا پشتیبانی از نرم افزارهای تولید شده گمارده می شوند و امور مدیریتی به آنها سپرده نمی شود. از آنجا که گرایش نظام کیفیت فراگیر از این رشته دارای دروس تخصصی متفاوت می باشد لذا این دسته از فارغ التحصیلان علاوه بر موارد فوق، شانس استخدام در واحدهای مدیریت کیفیت، سیستمها و روشها از سازمانها را نیز خواهند داشت. هم اکنون امکان ادامه تحصیل در این رشته در مقطع دکترا در ایران وجود ندارد.
* گرایش مدیریت صنعتی
فارغ التحصیلان این گرایش می توانند در قسمتهای مدیریت تولید ، اداره حفاظت فنی ، و قسمت کنترل کیفیت کالا مشغول بکار شوند . ضمنا توانایی فعالیت در امور مربوط به مدیریت و کنترل پروژه را دارا می باشند .
شرکت کنندگان در این دوره ، علاوه بر آشنایی با مسائل نظری دانش مدیریت صنعتی ، با زمینه های نوین مدیریت صنعتی و جایگاه آن در عرصه عمل آشنا خواهند شد .
* مدیریت کارآفرینی
شرکت کنندگان در این دوره بهتر است دارای تجربه کار عملی در یکی از بخشهای خصوصی ، عمومی و دولتی باشند . دانش آموختگان رشته کارآفرینی بعنوان مدرس ، مدیران موسسات ، پژوهشگران و متخصصین مدیریت کارآفرینی با دانش و مهارت و نگرش کارآفرینی وارد عرصه های اقتصادی – اجتماعی کشور شده و به تسریع روند توسعه پایدار ملی کمک نمایند.
مدیریت فرایند بکارگیری کلیه منابع مادی، انسانی و اطلاعاتی با توجه به نظام ارزشی و وظایف مدیریت (POSDCORB) جهت رسیدن به اهداف سازمان با حداکثر بهروری است.(علم و هنر). مدیریت تنها معطوف به سازمانها و ادارات نمیشود حتی یک خانواده کوچک نیز احتیاج به مدیریت دارد.
مواد امتحانی و ضرایب دروس مدیریت در امتحان کارشناسی ارشد:
مجموعه مدیریت (۱- مدیریت بازرگانی و مدیریت مالی ۲- مدیریت دولتی ۳- مدیریت صنعتی و مدیریت تکنولوژی ـ انتقال تکنولوژی ۴ - مدیریت فنآوری و اطلاعات ۵- مدیریت کارآفرینی)
۱- زبان عمومی و تخصصی ۲- ریاضی و آمار ۳- تئوریهای مدیریت ۴- اقتصاد خرد و کلان ۵- مالیه عمومی و بودجه ۶- حسابداری دولتی ۷- تحقیق در عملیات ۸- مدیریت مالی ۹- مدیریت تولید ۱۰- بازاریابی ۱۱- کاربرد کامپیوتر در مدیریت
ضرایب به ترتیب دروس:
مدیریت بازرگانی و مالی(۳، ۲، ۳، ۲، ۰، ۰، ۲، ۲، ۰، ۲)
۲- مدیریت دولتی (۳، ۲، ۳، ۲، ۲، ۲، ۰، ۰، ۰، ۰)
3- مدیریت صنعتی و تکنولوژی (۳، ۲، ۳، ۲، ۰، ۰، ۲، ۰، ۲، ۰)
۴- مدیریت فناوری و اطلاعات (۳، ۲، ۳، ۲، ۰، ۰، ۲، ۰، ۱، ۱)
۵- مدیریت کارآفرینی (۴، ۲، ۲، ۲، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۰، ۲)
منابع پیشنهادی برای مطالعه !
۱- تئوریهای مدیریت
۱- مدیریت عمومی تالیف دکتر الوانی
۲-تئوری و مبانی سازمان تالیف رضائیان
۳- رفتار سازمانی تالیف رضائیان
۴-تئوری سازمان دکتر افجهای
۵- مدیریت منابع انسانی تالیف اسفندیار سعادت
۶- تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمها تالیف رضائیان
۷- تئوری سازمان تالیف رابینز ترجمه: الوانی- دانایی فرد
۸- رفتار سازمانی تالیف رابینز ترجمه: اعرابی- پارسائیان
۹- رفتار سازمانی تالیف بلانچارد ترجمه: علاقهبند ۱۷۰ صفحه
منابع تکمیلی
۱۰- تئوری سازمان تالیف دفت ترجمه: پارسائیان- اعرابی
۱۱- رفتار سازمانی تالیف بلانچارد ترجمه: کبیری ۶۵۰ صفحه
۱۲- مدیریت منابع انسانی تالیف میرسپاسی
۱۳- مدیریت منابع انسانی تالیف سیدجوادین
۱۴- مدیریت منابع انسانی ابطحی و یامیر سپاسی
۱۵- تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمها تالیف شمسالصادق زاهدی
۱۶- تستهای مدیریت تألیف پرچ وونوس
مباحث تئوریهای مدیریت به ۴ قسمت عمده تقسیم میشود:
۱- اصول مدیریت تئوری سازمان
۲- رفتار سازمانی
۳- مدیریت منابع انسانی
۴- تجزیه و تحلیل و طراحی سیستمها
۲- زبان تخصصی
۱- زبان تخصصی مدیریت (مقدماتی و پیشرفته) - ونوس
۲-متون تخصصی مدیریت: فریمن، استونر، گردآوری کننده: دکتر حسن اسماعیلپور و اشراقی
۳- سوالات کنکور سالهای ۷۲ تا ۸۴
۴- زبان تخصصی مدیریت - اشراقی
۵- زبان عمومی(گرامر و لغت در حد متوسط) – آقای عسگری (انتشارات کانون)
۶- زبان تخصصی مدیریت – سنجش تکمیلی – افجهای
۳- ریاضی
۱- کتاب تست و خلاصه درس ریاضیات - محمودیان
۲- کتاب تست و خلاصه درس ریاضیات کارشناسی ارشد تالیف دکتر نیکوکار
۳- کتاب تست و خلاصه درس ریاضیات مدیریت، تألیف دکتر عالم تبریز. ریاضیات کارشناسی ارشد، تالیف: مهندس ابراهیمی
۴- سوالات کنکور ۵ سال اخیر
۵- کتاب تست و خلاصه درس (صدقیانی و ابراهیمی)
۴- آمار
۱- آمار و کاربرد آن در مدیریت ۱ و ۲ (حسابداری- اقتصاد- آمار) دکتر آقایی، انتشارات کانون
۲- کتاب تست و خلاصه درس آمار، تالیف مهندس ابراهیمی
۳- آمار و کاربرد آن در مدیریت (۲ جلد)، الیف دکتر عادل آذر
۴- سوالات کنکور ۵ سال اخیر
۵- اقتصاد خرد
۱- کتاب تست و خلاصه درس، تالیف دکتر نظری
۲- کتاب ۲۰۰۰ تست اقتصاد خرد، دکتر نظری
۶- اقتصاد کلان
۱-کتاب تست و خلاصه درس کارشناسی ارشد، تالیف دکتر نظری
۲- کتاب ۲۰۰۰ تست اقتصاد کلان، تالیف دکتر نظری
۷- مدیریت مالی
۱- مدیریت مالی، دکتر تهرانی
۲- مدیریت مالی، دکتر قالیباف
۳- مدیریت مالی، دکتر جهانخانی و پارسائیان
۴- مدیریت مالی، مهندس علی اسداللهی انتشارات کانون
۸- تحقیق در عملیات
۱- پژوهش عملیاتی، فدوی
۲- تحقیق در عملیات، زاهدی سرشت
۳- پژوهش عملیاتی دکتر مهرگان (مشکی و سفید)
۴- کتاب تست کارشناسی ارشد پژوهش عملیاتی عالم تبریز
۹- بازاریابی
۱- کتاب مدیریت بازاریابی تالیف دکتر ونوس- روستا- ابراهیمی
۲- کتاب مدیریت بازاریابی تالیف کاتلر ترجمه بهمن فروزنده
۳- کتاب تست بازاریابی تالیف دکتر ونوس
۱۰- مدیریت تولید
۱- مدیریت تولید دکتر جعفرنژاد
۲- مدیریت تولید و عملیات دکتر متقی
۳- تست مدیریت تولید و عملیات دکتر متقی
۴- مدیریت تولید دکتر الوانی
۱۱- مالیه و بودجه
۱- بودجه: شاهرخ انصاری
۲- مایه عمومی: ابوطالب و مهندس
۱۲- حسابداری دولتی
۱- حسابداری دولتی دکتر طالبی
۲- حسابداری دولتی باباجانی
۳- حسابداری و کنترلهای مالی دولتی انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی، تألیف دکتر باباجانی
۱۳- کاربرد کامپیوتر در مدیریت
۱- کاربرد کامپیوتر در مدیریت، انتشارات سمت، کشتار ملکی
۲- کاربرد کامپیوتر در مدیریت، مسعود میرسمیعی
متن حكايت
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقهتان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئيچ ماشين را به پزشك ميدهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس ميمانيم.
شرح حكايت
همه ميپذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نميكند. چرا؟
زيرا ما هرگز نميخواهيم داشتهها و مزيتهاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهيها، محدوديت ها و مزيتهاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.
تحليل فوق را ميتوانيم در يك چارچوب علميتر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار ميگيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديتهاي محيطي خود، استفاده ميكند و قادر نميگردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي ميكند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيتهاي خود را ببخشيم ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخدهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نميكنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نميگذارند. اكثريت شركتكنندگان خود را در اين چارچوب ميبينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه ميتوانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكردهاند.
منبع : www.mgtsolution.com
متن حكايت
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بستهاي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب ميداني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديدهام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خندهاي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها ميگذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بستهاي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
شرح حكايت
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، ميتواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.
منبع : www.mgtsolution.com
شركت 3M
شركت 3M از معدود شركتهاي برتر و پايدار در سطح جهاني است كه در حوزه ها و زمينه هاي متعددي به فعاليت مشغول است. شايد وجود پنج نفر صنعتگر با سليقه هاي متنوع و مختلف به عنوان بنيانگذار، در اين جهتگيري بي تاثير نبوده است. بداقبالي آغاز راه در توليد ساينده ها از سنگ معدن كراندوم و توجه به نوآوري و روي آوردن به زمينه هاي ديگر كاري نيز در اين ميان نقش داشته است. به هر روي، آنچه امروز بنيان 3M را به عنوان شركتي مبتني بر علم و فناوري تشكيل مي دهد، توجه به نوآوري و تحقيق و توسعه است. هزاران محصول مختلف از مواد ساينده و چسب تا محصولات اداري و بهداشتي و ايمني و اطفاي حريق و فيلمهاي عكاسي و مدارهاي الكترونيكي و محصولات دندانپزشكي و موادالكتريكي، همگي از توجه به خلاقيت و حضور در عرصه نوآوري و توسعه محصول پديد آمده است.
اما در پس اين محصولات متنوع و حوزه هاي گوناگون فعاليت، از همان ابتدا، روح واحدي بر فلسفه رهبري شركت حاكم بوده كه توانسته است همچون ريسماني، اين حلقه هاي پراكنده را گرد آورد. حضور چهار دهه رهبري ويليام مك نايت و عرضه اصول رهبري توسط او و توجه ژرف به كاركنان و تاثير آنان در حركت شركت چنان بنيان مستحكمي براي 3M پديد آورده كه هم اينك مي تواند با تكيه بر آن، حضور خود را در جمع پانصد شركت برتر جهاني تثبيت كند.
تاريخچه
در سال 1902، پنج صنعتگر با گرايشهاي متنوع و مختلف، شركت «معدن كاوي و ساخت مينسوتا» (MINNESOTA MINING AND MANUFACTURING) را تأسيس كردند كه بعدها به اختصار و براساس حروف اول اسم شركت، به نام 3M معروف شد.
اين پنج نفر: هنري برايان، اولين رئيس، هرمان كيبل، اولين مديرعامل، جان دوان، ويليام مك گوناگل و دانلي باد بودند. نيت اوليه بنيانگذاران شركت، استفاده از سنگ معدن اكسيد آلومينيم (كراندوم) براي توليد چرخهاي آسياب معادن بود. به دليل پايين بودن عيار معدن و ارزش آن، پس از مدتي به سمت توليد كاغذ سمباده روي آوردند. بيم ورشكستگي آنان را بدين كار واداشت، اما آنان با جذب افراد موثري همچون ويليام مك نايت اين تهديد را به فرصت تبديل كردند و 12 سال بعد محصولات انحصاري خود نظير كاغذ سمباده ضدآب و پوششهاي نواري را براي رنگ كردن خودرو به بازار عرضه كردند. اين محصولات به شدت مورداستقبال و استفاده خودروسازان و تعميرگاهها قرار گرفت و رونق كار شركت را به دنبال داشت. ويليام مك نايت كه در سال 1907 جذب شركت شده بود از 1929 به عنوان مديرعامل به كار مشغول شد و تحولات شگرفي در شركت پديد آورد. فلسفه رهبري او هنوز در 3M مورداحترام و اقبال است. در سال 1929، 3M همراه با هشت شركت توليدكننده مواد ساينده يك شركت مادر تشكيل داد و نخستين گام را در راه بينالمللي شدن فعاليتهاي خود برداشت.
دردهه 1950 اين روند به سرعت ادامه يافت و شعبه شركت در كشورهاي كانادا، مكزيك، فرانسه، آلمان، استراليا و انگليس داير شد. با افتتاح آزمايشگاهها و مراكز تحقيقاتي متعدد و تاكيد بر نوآوري محصولات جديد، روند عرضه محصولات نوي شركت ادامه يافت. عرضه مبتكرانه چسب نواري سلوفان از آن جمله بود. در دهه 1940 شركت به سمت توليد مواد دفاعي رفت. درهمين دوره عرضه محصولاتي، مانند: مواد منعكس كننده (شبرنگ) مورداستفاده در علائم راهنمايي و اتوبانها را در دستور كار قرار داد. در دهه 1960 ميكروفيلم خشك نقرهاي، كاغذ كپي، سيستمهاي اورهد و محصولات عكاسي و بهداشتي و دندانپزشكي و پزشكي به بازار عرضه شد. توسعه 3M در دهه هاي 1970 و 1980 درجهت حوزههاي راديوگرافي، دارويي و كنترل انرژي بود. در 1969 كه نيل آرمسترانگ بر كره ماه گام نهاد، جنس مواد مصنوعي كفش او توسط 3M تهيه شده بود. امروزه پس از صدسال، 3M همين مدل كسب و كار را دنبال مي كند: توانايي توسعه محصولات ويژه. موفقيت شركت پس از اين دوره طولاني، توانايي تركيب فناوريها در برآورده ساختن نيازهاي مشتريان است تا بتوان زندگي آسانتر و بهتري براي مردم سراسر دنيا تامين كرد.
حوزه هاي كسب و كار
3M امروزه بالغ بر 75000 محصول را در 60 كشور توليد مي كند و در بيش از 200 كشور جهان به فروش مي رساند. 32 شركت بين المللي با عمليات ساخت، اين كار را برعهده دارند. شش حوزه اصلي كسب و كار شركت عبارتاند از:
- مصرفي و اداري،
- نمايشي و گرافيك،
- ارتباطات،
- مراقبتهاي بهداشتي،
- صنعتي و حمل ونقل،
- ايمني، امنيتي و خدمات حفاظتي.
چشمانداز
چشم انداز شركت 3M عبارت است از: تعهد نسبت به مشاركت فعال در توسعه پايدار از راه حفاظت محيطزيست، مسئوليت اجتماعي، پيشرفت اقتصادي.
ارزشها و فرهنگ سازماني
حضور ويليام مك نايت از سال 1929 به عنوان رهبر شركت به مدت 37 سال، تاثيرات بسياري در فرهنگ شركت ايجاد كرد. او با ارائه اصول مديريتي خود، 3M را متحول كرد. فلسفه فرهنگ او توجه به كاركنان بود. هم اكنون نيز توجه به منويات او و منشور اخلاقي شركت و ارزشهاي مطرح شده در آن در رأس برنامه ها قرار دارد و مديرعامل فعلي نيز بر آن پاي ميفشرد.
ارزشهاي موردتاكيد شركت 3M عبارت است از:
- درهر كاري كه انجام مي دهيم، رفتار و كردار صادقانه و درست داشته باشيم،
- كسب رضايت مشتريان از راه فناوريهاي نوآورانه و كيفيت عالي و ارائه ارزش و خدمت بيشتر،
- فراهم آوردن برگشت جذب سرمايه سرمايه گذاران ازطريق رشد پايدار و جهاني،
- احترام به محيط فيزيكي و اجتماعي دنيا،
- ارزش نهادن به كاركنان، شناخت و تقويت استعدادهاي متنوع آنان،
- كسب تحسين همه همكاران شركت در سراسر جهان.
تحقيق و توسعه
اساسا شركت 3M به عنوان شركتي مبتني بر علم شناخته مي شود. شعار شركت روح نوآوري است. از همان ابتدا توجه به تحقيق و توسعه در شركت نهادينه شده است. هزاران محصول توليدي شركت جز از اين مسير قابل دستيابي نبوده است. نخستين آزمايشگاه تحقيقاتي شركت در سال 1937 راه اندازي شد. اكنون 37 آزمايشگاه مجهز تحقيقاتي شركت در سراسر دنيا فعاليت دارند و 7000 پژوهشگر را به كار گرفتهاند. 3900 پژوهشگر از آن ميان در آمريكا مشغول به كار هستند. در سال 2007، 3M بيش از 3/1 ميليارد دلار در زمينه تحقيق و توسعه هزينه كرده است. در پنج سال اخير، اين مبلغ 6/6 ميليارد دلار بوده است. فناوريهايي كه شركت در آن فعال است به 45 نوع مي رسد. مهمترين آنها عبارتاند از: چسبها، موادساينده، مديريت روشنايي، فناوري نانو، بهينه سازي سطح و موادخاص. زمينه هاي تحقيق و توسعه آينده نيز عبارتاند از:
- فناوري زيستي و علوم سلامتي،
- الكترونيك انعطاف پذير،
- RFID
- سيستمهاي الكترونيكي و وسايل نوري،
- فناوري نانو،
- پليمرها و چسبها.
منابع انساني
اصول مديريتي ويليام مك نايت، توجه به كاركنان را به عنوان ارزشمندترين دارايي، در شركت پررنگ كرده است. او بر تفويض اختيار به كاركنان براي مشاركت آنان و انجام كار مطابق شيوه خودشان تاكيد داشت. بر اشتباههاي كاركنان و درسآموزي از آنها نگرشي نو داشت. توسعه رهبري در رأس برنامه هاي 3M است. اساس آن نيز بسيار ساده است: اگر كاركنان رشد كنند، شركت رشد مي كند. امروزه نيز بر موارد زير در زمينه منابع انساني تاكيد بسيار مي شود:
- صداقت و انصاف در كنار نوآوري و تعالي،
- كمك به رشد استعدادهاي كاركنان از راه: ايجاد فرصتهاي شغلي برابر، زمينهسازي توسعه فردي، تشويق ابتكارات هر فرد و احترام به شخصيت يگانه افراد،
تعداد كاركنان شركت در سال 2007، 76239 نفر بوده كه بيش از نيمي از آنان يعني 42101 نفر در خارج از آمريكا به كار مشغول بوده اند.
فروش
فروش يك ميليون دلاري شركت در سال 1917 - 90 سال بعد- در سال 2007 به 9/22 ميليارد دلار رسيد و از اين جهت، شركت را در رتبه 97 بين پانصد شركت برتر جهان قرار داد. سود حاصل از اين فروش نيز 8/3 ميليارد دلار بوده است. تفكيك فروش در حوزه هاي كسب و كار چنين است:
- مصرفي 23/3 ميليارد دلار
- ايمني 62/2 ميليارد دلار
- بهداشتي 01/4 ميليارد دلار
- صنعتي 75/6 ميليارد دلار
- الكترونيكي 48/2 ميليارد دلار
- نمايشي 76/3 ميليارد دلار
مديرعامل
نام ويليام مك نايت كه حدود چهار دهه سكان رهبري را در دهه هاي 30 تا 70 برعهده داشت همواره در شركت مورداحترام بوده است. او در سال 1907 به شركت پيوست و ديدگاههايش تاثير زيادي بر آينده شركت گذاشت، به گونه اي كه وقتي پس از 60 سال خدمت بازنشسته شد، عنوان رئيس افتخاري شركت را از آن خود كرد. هم اكنون جورج باكلي كه از 2005 رهبري شركت را عهدهدار شده، ميراث او را پاسداري مي كند. او دكتراي مهندسي برق و الكترونيك است و پيش از پيوستن به 3M مديرعامل شركت برونسويك و پيش از آن نيز رئيس بخش موتورهاي الكتريكي شركت امرسان بوده است.
باور جورج باكلي بر آن است كه، 3M يك شركت خاص است با كاركناني مفتخر به گذشته خود و هيجان زده نسبت به آينده خويش. او بر منشور اخلاقي شركت بسيار تاكيد مي ورزد و در كنار نوآوري و خلاقيت، جايگاه مهمي براي آن قائل است. او مي گويد: منشور اخلاقي شركت بنيان رفتار روزمره كاركنان و تصميمگيري آنها و اساس موفقيت شركت است. در سده حاضر، پس از 100 سال فعاليت، 3M به همان اصولي باور داردكه ويليام مك نايت در دوران تأسيس شركت آن را بكار بست: تمركز بر اهميت مشاركت و سهم كاركنان و توانمندسازي آنان. در آينده نيز اين اصول، راهگشاي فعاليتهاي شركت خواهدبود.
منابع:
1 – www.3m.com
2 – www.fortune.com
3 – www.wikipedia.com
اندیشه های برتر جهانی - شرکت فیلیپس
فیلیپس از معدود شرکتهای جهان است که سابقه فعالیت بیش از یک سده را در پرونده خود دارد. شاید این پایداری و ماندگاری از آن رو بوده است که شرکت با تدبیر مناسب بنیانگذار خود، جرالد فیلیپس و آینده نگری افراد خانواده فیلیپس که بعدها هدایت شرکت را عهده دار شدند، بخوبی توانست از دنیای برقی قرن ۱۹ به عصر الکترونیک منتقل شود. از این رو است که شرکت علاوه بر حفظ جایگاه برترین شرکت جهانی در زمینه صنعت روشنایی، در حوزه صنایع و محصولات الکترونیک نیز توانسته است، مقام دهم جهانی را حفظ کند. گرچه طوفان حوادث جنگهای جهانی تاثیر بسیاری در وضعیت و جایگاه شرکت داشت، اما پس از فروخفتن آن، تدبیر رهبران شرکت بخوبی کارگر افتاد و توانست فیلیپس را جایگاهی درخور در صحنه رقابت اروپا و جهان ببخشد. هم اکنون شرکت حوزه های فناوری، سلامتی و شیوه های زندگی را هدف قرار داده و با ترسیم چشم انداز ۲۰۱۰ با تمرکز بر استعداد کارکنان و کیفیت زندگی آنان، ساده سازی فرایندها و ساختار سازمانی را وجهه همت قرار داده است تا بتواند تمایز رقابتی خود را در نشان شرکت و قابلیت نوآوری آن حفظ کند.
تاریخچه
جرالد فیلیپس در سال ۱۸۹۱ شرکت فیلیپس را با هدف تولید لامپ در کشور هلند تأسیس کرد و به مرور، سایر تجهیزات و وسایل برقی را به آن افزود. در سال ۱۹۱۴ اولین آزمایشگاه تحقیقاتی مجهز در زمینه های فیزیکی و شیمیایی راه اندازی و چهار سال بعد، لامپ پرتو X توسط شرکت به دنیای الکترونیک و پزشکی معرفی شد. در سال ۱۹۲۵ اولین تجربه شرکت در عرصه تولید تلویزیون و دو سال بعد در تولید رادیو صورت گرفت. در فاصله دهه ۱۹۳۰، شرکت توانست یک میلیون محصول خود را به فروش برساند. در سال ۱۹۳۹ زمانی که کارکنان شرکت به ۴۵ هزار نفر رسیده بود، اولین دستگاه اصلاح صورت به بازار عرضه شد. در سال ۱۹۵۱ دستگاه دوکله آن نیز تولید شد. در سال ۱۹۶۳ نوار کاست فشرده صوتی توسط شرکت ارائه شد، اما عملا در مواجهه با استانداردهای بتاماکس و VHS به موفقیت تجاری نرسید. دو سال بعد اولین مدار مجتمع (IC) توسط شرکت تولید شد. درسال ۱۹۷۸ وسایل صوتی با دیسک لیزری به بازار عرضه شد. ۲۵ سال پیش در سال ۱۹۸۲ لوح فشرده (CD) با همکاری شرکت سونی تولید و به بازار وارد شد. دهه ۱۹۹۰ برای شرکت، دوران تجدید ساختار و بازسازی محدوده فعالیت تجاری بود. در سال ۲۰۰۱ مرکزیت شرکت که تا آن زمان در شهر ایندهون هلند بود به آمستردام منتقل شد.
حوزه های کسب و کار
شرکت فیلیپس که فعالیت خود را در حوزه روشنایی و تولید لامپهای مختلف شروع کرده بود، امروز در حوزه های دیگر نظیر لوازم خانگی و شخصی، سیستمهای پزشکی و محصولات و وسایل الکترونیک نیز در بازار حضور دارد. فیلیپس از سال ۱۹۵۳ درزمینه نیمه هادیها نیز فعالیت می کرد، به گونه ای که در سال ۲۰۰۶ مقام دهم برترین شرکتهای فروشنده نیمه هادی در جهان را دارا بود. اما در آن سال، بخش نیمه هادی فروخته شد و به نام شرکت مستقل نیمه هادی NXP به فعالیت ادامه داد. ۵۳ درصد بخش لوازم خانگی و شخصی نیز با ۱۰ هزار نفر پرسنل که در بیش از ۶۰ کشور جهان فعال است به ویرپول فروخته شد. حوزه روشنایی با ۴۷۸۰۰ پرسنل در زمینه تولید انواع مختلف لامپ و نورافکن، سیستمهای پزشکی با ۳۳ هزار پرسنل درزمینه سیستمهای عکسبرداری عارضه یابی پزشکی و خدمات بالینی و حوزه وسایل و محصولات الکترونیک با ۱۴۵۰۰ پرسنل در زمینه تولید نمایشگرها، وسایل صوتی و چندرسانه ای، ویدئو و شبکه های خانگی و کسب و کار فعال است. درحال حاضر، باتوجه به سیاست شرکت مبنی بر روان سازی کارها و ساده سازی ساختار سازمانی، تمامی فعالیتها در سه حوزه اصلی فناوری، سلامتی بهداشتی و شیوه های زندگی متمرکز شده است.
چشم انداز و مأموریت
چشم انداز شرکت عبارت است از: ما در دنیایی که فناوری بشدت زمینه های مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار داده است، محصولاتی در حوزه های فناوری، شیوه زندگی و سلامتی فراهم می آوریم تا در نگاه سهامداران، تحسین برانگیزترین شرکت در صنعت خود باشیم.
مأموریت شرکت عبارت است از: ما کیفیت زندگی مردم را ازطریق نوآوریهای بموقع فنی معنادار بهبود می بخشیم.
استراتژیها
استراتژیهای اصلی شرکت فیلیپس عبارت است از:
- افزایش سودآوری ازطریق تخصیص منابع سرمایه ای به فرصتهایی که بیشترین و پایدارترین برگشت سرمایه را دارد؛
- تحکیم نشان فیلیپس و شایستگیهای اصلی در حوزه های فناوری، سلامتی و شیوه زندگی؛
- مشارکت با مشتریان و تامین کنندگان در حوزه های مختلف کسب وکار؛
- دامه سرمایه گذاری در نوآوری و تثبیت موقعیت سرمایه های فکری شرکت؛
- تقویت شایستگیهای رهبری؛
- بهبود بهره وری ازطریق تحول کسب وکار و تعالی عملیاتی.
ارزشها و فرهنگ سازمانی
ارزشهای شرکت چنین تعریف شده است: مشعوف ساختن مشتریان، ادای بموقع تعهدات، توسعه افراد و حمایت ازیکدیگر. شرکت این ارزشها را در قالب اصول کسب و کار خود تعریف کرده و ارائه داده است. اصول کسب وکار تعیین کننده اخلاق سازمانی و رفتار کارکنان در سراسر دنیاست و عملیات و تصمیم گیریها را تحت تاثیر قرار می دهد. عامل محرک و پشتیبان این اصول، بنیانها و کدهای اخلاقی است. این اصول، کمترین الزامات رفتاری را اعلام می دارد و تعهد و مسئولیت پذیری شرکت را برای نیل به آینده پایدار اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی معین می سازد. این اصول شامل تعهدهایی درزمینه حقوق انسانی، ایمنی محصول، حریم شخصی، حفاظت محیط زیست و نیز تعهدات به مشتریان، سهامداران، کارکنان، تامین کنندگان و شرکای کسب و کار است. براساس این اصول، همه کارکنان شرکت، در هر رده ای باید صادقانه و اخلاقی عمل کنند، از تعارضها بپرهیزند، طبق قواعد و قوانین حکومتی کار کنند، از داراییها و منابع شرکت حفاظت کنند، در مسایل مالی شفاف و دقیق عمل کنند و گزارش دهند و از کنترل درونی فعالیتها اطمینان یابند.
کیفیت و تعالی سازمانی
شرکت فیلیپس برنامه ای تدارک دیده است که به سطح بالاتر کیفیت در محصول و خدمات دست یابد. این برنامه ارتقای کیفیت بر همه کارکنان و همه فرایندها اثر می گذارد. شرکت نام این برنامه را BEST نهاده که مخفف «تعالی کسب و کار ازطریق سرعت و کار تیمی» است. این برنامه، راهی است که شرکت برای دستیابی به تعالی کسب و کار برگزیده است و روشها و ابزار برنامه های بهبود را در آن مشخص ساخته است. به باور شرکت، توانمندسازها عبارت است از: شعار شرکت یعنی عشق به کار و سادگی، ایده فیلیپس واحد که با همافزایی و تجمیع شایستگیها می تواند ارزشی بیش از مجموع قسمتهای مختلف آن خلق کند، استعداد انسانی که همان کیفیت کارکنان برای دستیابی به مأموریت است، نوآوری و طراحی.
تحقیق و توسعه
فعالیتهای تحقیق و توسعه شرکت را می توان به سه مرحله زمانی تقسیم بندی کرد. از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۴۵ دوره رشد و تنوع سازی است. در سال ۱۹۱۴ تحت هدایت اولین محقق شرکت، سازمان تحقیقات به مرکز اصلی رقابت و نوآوری فنی تبدیل شد. در این دوره عمدتا در حوزه لامپ کار می شد و راه برای تولید محصولات جدید مانند لامپ پرتو X باز شد. درسال ۱۹۲۳ فیلیپس تصمیم گرفت به جای اینکه یک شرکت قطعهساز باشد به تامین کننده سیستمها تبدیل شود. مرحله ۱۹۴۵ تا ۱۹۷۰ مرحله توسعه و گسترش است. در این دوره، فیلیپس طی همکاری با AT&T به ثبت اختراعات مربوط به ترانزیستور پرداخت. تعداد ثبت اختراعات، امروزه به ۸۰ هزار رسیده است و به ازای هر محقق ۵۵/۱ اختراع ثبت شده وجود دارد. مرحله سوم از ۱۹۷۰ تاکنون است که در آن فعالیتهای تحقیقاتی با فعالیتهای صنعتی گره خورده است. تحقیقات بر سیستمها متمرکز شده است و در زمینه های طراحی و فناوری مدارهای مجتمع، CD، DVD و سیستمهای پزشکی کار زیادی صورت میگیرد.
فروش
هم اکنون شرکت فیلیپس با فروش ۷/۳۸ میلیارد دلاری، رتبه ۱۶۱ را در بین ۵۰۰ شرکت برتر جهانی داراست. در حوزه صنایع و تجهیزات الکترونیک، پس از زیمنس، سامسونگ، هیتاچی، ماتسوشیتا، سونی، LG، توشیبا، تیکو و هونهای مقام دهم را درجهان داراست، گرچه در حوزه روشنایی، شرکت شماره یک درجهان است. فروش چهار حوزه اصلی فعالیت شرکت یعنی سیستمهای پزشکی، لوازم خانگی، تجهیزات الکترونیک و روشنایی به ترتیب ۲۵، ۱۰، ۳۹، ۲۰ درصد کل فروش شرکت است و بقیه بخشها درمجموع ۶ درصد فروش شرکت را تشکیل می دهند. فروش به تفکیک منطقه نیز عبارت است از: اروپا و آفریقا (۴۵ درصد)، آمریکای شمالی (۲۹ درصد)، آسیا و پاسفیک (۱۹ درصد) و آمریکای لاتین (۷ درصد).
مدیرعامل
بنیانگذار شرکت، جرالد فیلیپس، خاله زاده کارل مارکس فیلسوف مشهور است. پس از او که ۳۱ سال سکان رهبری شرکت را دردست داشت، افراد مختلف خانواده فیلیپس به اداره شرکت پرداختند. در سال ۲۰۰۱، یازدهمین مدیرعامل شرکت، جرالد کلایشترلی زمام رهبری شرکت فیلیپس را برعهده گرفت. او از ۱۹۷۴ به بخش پزشکی فیلیپس پیوسته بود و سپس سمتهای مدیریتی مختلفی را در داخل وخارج از هلند برعهده داشت. کلایشترلی؛ آلمانی الاصل و مهندس الکترونیک است. کلایشترلی میگوید: ما کوشش می کنیم چشماندازی برای فیلیپس ترسیم کنیم که مشارکتجویی، نوآوری و شور و اشتیاق لازم برای موفقیت سازمان را دربر داشته باشد.
او به سادهسازی ساختار همت گماشته است و معتقد است: فیلیپس اکنون شرکتی است بس سادهتر که عامل محرک آن نوآوری است. او براین باور است که سادهسازی وسیلهای است که کارکنان از طریق آن می توانند به منافع فناوری دست یابند و زندگی را راحتتر و سهلتر کنند و کارها را با شیوههای روانتر انجام دهند. این یک نحوه تفکر است. او میگوید: ما به مرور پیچیدگیها را نهتنها در محصولات و خدمات بلکه در طرز کار خود کاهش میدهیم. کلایشترلی مشتریان را بزرگترین منبع الهام شرکت میداند و معتقد است: اتفاقات در خط مقدم کار و در تعامل با مشتریان در سازمان فروش رخ میدهد، جایی که عملیات ما انجام می شود. ما دوست داریم وقت خود را آنجا بگذرانیم تا ارتباط ما با آنها حفظ شود. او کلید رشد سودآور را به دستآوردن و نگهداشت مشتریان شاد، بیشتر میداند. در نگاه مدیرعامل، داشتن کارکنان مستعد و مشارکتجو در جاهای مختلف و مناسب در شرکت، شرط حیاتی دستیابی به موفقیت است. کلایشترلی در زمینه رهبری میگوید: مهمترین چیزی که من در رهبری یافتهام آن است که رهبران باید فروتنی آن را داشته باشند که بدانند همه چیز را نمیدانند و باید مستمرا از دیگران یاد بگیرند و از مهارت و دانش دیگران برای اینکه رهبر بهتری شوند بهرهبرداری کنند.
آینده
شرکت فیلیپس در نظر دارد از ابتدای ژانویه ۲۰۰۸ ساختار سازمانی خود را به سه بخش سلامتی/ بهداشتی، روشنایی و شیوه زندگی سادهسازی کند. بدین منظور تمایز رقابتی خود را در نشان شرکت و قابلیت نوآوری آن میجوید. این مواضع در چشمانداز ۲۰۱۰ فیلیپس نیز آمده است.
اندیشه های برتر جهانی - شرکت زیمنس
خاندان زیمنس حق زیادی بر گردن مردم آلمان و جهان دارند. در راس این خاندان، ورنر زیمنس کشاورززاده جوان علاقهمند به رشته برق است که با همت والای خود شرکت عظیمی را تاسیس کرد که امروزه به همین نام شناخته میشود. ۱۶۰ سال پیش این اتفاق روی داد و در طی چندین دهه و چندنسل، برادران و پسران و نوههای ورنر، رهبری شرکت را برعهده گرفتند و آن را از میان طوفانهای دو جنگ جهانی و رقابت با شرکتهای بزرگ سرفراز بیرون آوردند. ورنر زیمنس، خود یک شخصیت علمی و صنعتی بود که اصول دیناموالکتریک را کشف کرد و بنیان مهندسی برق را تحکیم بخشید و اکنون شرکت زیمنس نیز در این مسیر بهعنوان سرآمدترین شرکت جهانی در صحنه حضور دارد. فروش شرکت در سال ۲۰۰۶، از مرز ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفت و دامنه فعالیت آن به بیش از ۱۹۰ کشور گسترش یافت. کلاوس کلاینفیلد مدیرعامل کنونی شرکت برای حفظ میراث ۱۶۰ ساله شرکت و پاسداری از شان صدها اختراع و امتیاز انحصاری آن، رو به آینده دارد و براساس برنامه افق ۲۰۲۰، تصویری از آینده ترسیم کرده است که در آن شرکت بتواند ارزش پایدار خلق کند.
تاریخچه
۱۶۰ سال پیش، در سال ۱۸۴۷، مهندس جوان ورنر زیمنس شرکت مشترک تلگراف زیمنس – هالسکه را تاسیس کرد. او سالها در زمینه مبانی مهندسی برق کار کرد و سرانجام در سال ۱۸۶۶ اصول دیناموالکتریک را کشف کرد. این کشف، ایده استفاده از جریان برق را بهعنوان یک منبع مولد مطرح ساخت. بدین ترتیب، شرکتی که او در جهت توسعه ایدهها و اختراعاتش تشکیل داد، روزبه روز با کمک برادرش کارل زیمنس مسیر پیشرفت و ترقی را پیمود. فرزند او، ویلهلم زیمنس که از ۱۸۹۰ تا ۱۹۱۹ سمت مدیریت شرکت را بهعهده داشت، نقش مهمی در توسعه شرکت ایفا کرد. پس از او، تا سال ۱۹۴۱ فردریش، سومین فرزند ورنر زیمنس رهبری شرکت را بهعهده گرفت. باآغاز جنگ جهانی، نوه ورنر بهمدت ۱۵ سال مدیریت شرکت را انجام داد، اما کسی که بیشترین نقش را در بازسازی زیمنس، پس از جنگ جهانی دوم ایفا کرد، نوه دیگر ورنر، ارنست زیمنس بود. هم او بود که در سال ۱۹۶۶شرکتی را که امروزه به عنوان زیمنس (AG) می شناسیم، تاسیس کرد و تا ۱۹۷۱ رهبری آن را بهعهده داشت. مدیریت در دهه بعد برعهده برنهارد پلتنر بود و دهه بعد نیز هاسین هالسکه این مسئولیت را انجام داد. از سال ۱۹۹۲ که هانریش پیرر رهبری شرکت را بردوش گرفت، زیمنس تحول یافت و از یک شرکت متکی بر مشتریان عمومی در بازار به شرکتی که در بازار رقابت جهانی انتظارات سهامداران را برآورده میساخت، تبدیل شد.
امروزه شرکت زیمنس در حوزههای قدرت، اتوماسیون، کنترل، اطلاعات و ارتباطات، نیروگاه، پزشکی، حمل ونقل و خدمات فعالیت دارد و در برخی حوزهها نظیر صنعت اتوماسیون، فناوری سیستمهای تصویربرداری طبی، نوآوری در مدیریت اطلاعات فرایندهای بهداشت و سلامت، سرآمد شرکتهای مهندسی برق و الکترونیک است.
چشمانداز
چشمانداز شرکت زیمنس چنین است: عرضهکننده نوآوریهای جهشی، ارائهدهنده مزیت رقابتی به مشتریان و خلق ارزش پایدار.
تحقیق و توسعه
حوزه فعالیتهای تحقیق و توسعه در زیمنس بسیار گسترده و متنوع است: مواد نوین، روشهای بیومتری، تجهیزات نوین آنالیز در پزشکی، بهداشت دیجیتال، ماشینها و شبکههای هوشمند، نرمافزار، فناوری حسگرها، منابع نوری جدید، روبوتها، انرژیهای تمیز، خدمت از راه دور و تدارکات و پشتیبانی. در ۱۰۰ سال گذشته، محققان زیمنس اولین لامپ پایدار را برای استفاده در فیلامان روشنایی ابداع کردند. ۳۰ هزار مهندس نرم افزار در زیمنس بهکار مشغول هستند. تعداد ثبت اختراع محققان شرکت در سال ۲۰۰۵ بالغ بر ۸۸۰۰ بوده است.
در سال ۲۰۰۶، ۱۰۴۱۰ اختراع از جانب زیمنس به ثبت رسیده است. بدین ترتیب از لحاظ تعداد ثبت اختراع، شرکت زیمنس در آلمان رتبه اول و در اروپا دوم و در آمریکا، دهم را داراست. هزینه تحقیق و توسعه، در سال ۲۰۰۶ در زمینه محصولات و سیستمهای جدید ۷/۵ میلیارد یورو بوده است. از این مقدار، ۲۸ درصد در اطلاعات و ارتباطات، ۱۹ درصد اتوماسیون و کنترل، ۲۰ درصد حمل ونقل، ۱۶ درصد پزشکی، ۹ درصد قدرت و ۴ درصد روشنایی بوده است.
فرایند تحقیق و توسعه در زیمنس جهانی است. مراکز اصلی آن در آلمان، آمریکا، اتریش هندوچین مستقر هستند. از ۱۵۰ مرکز تحقیق و توسعه، بیش از نیمی از آن در خارج از آلمان قرار دارد. حدود ۵۰ هزار نفر کارکنان تحقیق و توسعه در ۴۰ کشور جهان پراکنده هستند.
فرهنگ و ارزشهای سازمانی
ارزشهای اصلی در زیمنس شامل اصول شرکت و سیستمهای مدیریتی است. هدف شرکت مستحکم ساختن ارتباط با مشتریان است. شرکت، نیاز مشتری را در مرکز فعالیتهای خود قرار داده و معتقد است، موفقیت شرکت به موفقیت مشتریان شرکت وابسته است و بدین دلیل مشتریان را قوی میکند تا قدرت رقابتی خود را حفظ کند.
کلید سیستم مدیریت زیمنس عبارت است از نوآوری، مشتریمداری و رقابت جهانی. شرکت نوآوری را به پیش میبرد تا آینده را بسازد. کارکنان را توانمند میسازد تا به عملکرد کلاس جهانی دست یابد. مسئولیت اجتماعی را میپذیرد تا به پیشرفت جامعه کمک کند. ارزشهای شرکت را تقویت میکند تا فرصتهای جدید رشد فراهم شود. شرکت، ارزشها را برای همه کارکنان فرمولی کرده و آن را بهعنوان اساس فعالیتها قرار داده است. راهنمای اخلاق کسب وکار شرکت در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این ارزشها جزئی از قرارداد هریک از کارکنان است.
منابع انسانی
توزیع جغرافیایی ۴۷۴۹۰۰ تن کارکنان شرکت چنین است: آلمان ۳۴ درصد، اروپا (غیر از آلمان) ۲۷ درصد، آمریکا ۲۱ درصد، آسیا پاسفیک ۱۵ درصد و آفریقا و خاورمیانه ۳ درصد. ۲۷ درصد کارکنان زن هستند. ۱۰ درصد مدیران شرکت را زنان تشکیل میدهند. ۳۶ درصد کل کارکنان تحصیلات دانشگاهی دارند که ۶۵ درصد آنان در رشتههای مهندسی یا علوم تحصیل کردهاند. ۳۳ درصد آموزش حرفهای دیدهاند و ۳۱ درصد بقیه نیز بدون آموزش قبلی هستند. شرکت براین باور است که تنها کارکنان باانگیزه بالا میتوانند شرکت را قادر سازند تا نیازهای مشتریان و سهامداران را پاسخ گوید.
فرهنگ شرکت، کارکنان را توانمند میسازد تا همه استعدادهای خود را بروز دهند و بهکار گیرند. برای تعالی افراد راههای زیرموردنظر شرکت قرار دارد: دستیابی به فرهنگ عملکرد برتر، استقرار برنامه تعالی رهبری، افزایش ذخیره استعدادها و مستحکمکردن کارراهه کارشناسی. راهی که زیمنس برای انگیزه دادن به کارکنان خود انتخاب کرده، عبارت است از گفتوگوی باز با کارکنان، درگیرساختن آنها درباره اهداف و دستاوردها و موفقیت توسعه شغلی آینده آنها. شرکت محیط کاری خلق کرده است که هریک از کارکنان دقیقا میدانند چه انتظاری از آنها میرود.
یک سیستم منظم بازخورد فراهم آمده است که کارکنان میتوانند استعدادهای خود را شکوفا سازند. استعدادهای برتر از نظر زیمنس آنانی هستند که نتایج برجسته میآفرینند. آنها رهبران آینده زیمنس هستند. توانایی شرکت در قدردانی و رشد این استعدادهای برجسته، عامل اصلی در موفقیت شرکت است.
فروش
در سال ۲۰۰۶، زیمنس با درآمد ۱۰۰ میلیارد دلاری و سود خالص ۸/۲ میلیارد دلاری در رتبه ۲۲ فهرست ۵۰۰ شرکت برتر جهانی قرار گرفت. تنها ۲۱ درصد این میزان فروش در آلمان بوده است. ۳۳ درصد در اروپا، ۲۵ درصد آمریکا، ۱۳ درصد آسیاپاسفیک بوده و ۸ درصد آفریقا و خاورمیانه را شامل می شده است. بدین ترتیب زیمنس در رتبهای بالاتر نسبت به شرکتهای حوزه مهندسی الکتریک و الکترونیک مانند هیتاچی، ماتسوشیتا، سامسونگ، سونی و توشیبا قرار گرفته است.
بنیانگذار
ورنر زیمنس، چهارمین فرزند از ۱۴ فرزند یک کشاورز اجاره نشین بود که در عصر تحول صنعتی بهدنیا آمد. از همان ابتدا به رشته برق علاقهمند بود و در سال ۱۸۴۷ همزمان با ساخت یک پوینتر تلگراف، با یوهان هالسکه، شرکت مشترک تلگراف زیمنس – هالسکه را تاسیس کرد. شرکت در دهه ۱۸۵۰، سفارش ساخت شبکه تلگراف کشور روسیه و سپس انگلستان را دریافت کرد. در سال ۱۸۶۶، زیمنس براساس کارهای فارادی اصول دیناموالکتریک را کشف کرد و مسیر استفاده از الکتریسیته بهعنوان مولد قدرت را هموار کرد. حوزه مهندسی قدرت با همت او شکل گرفت و نام او با مهندسی برق مترادف گشت. نام آلمانی که توسط او ابداع شد الکتروتکنیک (Electrotechnic) بود. برهمین اساس اولین قطار برقی در برلین در سال ۱۸۷۹ راهاندازی شد. سال بعد اولین بالابر برقی و پس از آن اولین پله برقی در آلمان بهکار گرفته شد. ورنر زیمنس علاوه بر آنکه یک فرد علمی و صنعتی و فنی بود و در کسب و کار شم ویژهای داشت، یک سیاستمدار نیز محسوب می شد. شعار او این بود که «من آینده را به پیشرفت زودگذر نمی فروشم».
مدیرعامل
از سال ۲۰۰۵، کلاس کلاینفیلد به سمت مدیریت عامل شرکت زیمنس منصوب شد. او یازدهمین مدیرعامل شرکت محسوب می شود. قبل از آن، کلاینفیلد عضو کمیته اجرایی شرکت بود. او پس از ورود به زیمنس در ۱۹۸۷ در حوزههای فروش و بازاریابی و سپس برنامهریزی استراتژیک مشغول به کارشد. کلاینفیلد که دارای دکترای مدیریت استراتژیک است، ارزشها را بنیان کار شرکت میداند. او معتقد است دانش فنی کارکنان و کار تیمی اصلیترین مزایای رقابتی شرکت محسوب میشوند.
او برنامهFit 4 More را برای رشد شرکت دنبال می کند که بر چهارعامل عملکرد، تعالی عملیاتی، تعالی افراد و مسئولیتپذیری شرکت تکیه دارد. این برنامه اهداف روشن را تنظیم کرده است و شاخصهای مورد نیاز برای شتاب بخشیدن به تجدید استراتژی شرکت را جهت رشد پایدار تعریف می کند. این برنامه یک رویکرد جامع به بهبود بهرهوری و ارزش در شرکت است.
آینده
شرکت، نقشه و سناریوی آینده را در برنامه افق ۲۰۲۰ تعریف کرده است. براساس یک تحقیق مفصل انجام شده، شرکت آنچه در ۱۳ سال آینده در حوزههای اقتصاد، سیاسی، فناوری و اجتماعی انتظار وقوع دارد، پیشبینی کرده است. شرکت با رویکرد «تصاویر آینده» نگاهی ۱۰ ساله، ۲۰ ساله و ۳۰ ساله به آینده دارد. هدف، عبارت است از تعیین فناوریهای پیش رو و نیازهای آتی مصرفکننده برای کشف امکانات کسب و کار جدید در حوزههای انرژی، اتوماسیون، مواد، سلامت و بهداشت، اطلاعات و ارتباطات، حمل ونقل و خدمات.
منابع:
۱- www.siemens.com
2- www.fortune.com
شركت اپل
معلوم نيست كساني كه محل زندگي آنها در نزديكي دره سيليكون واقع شده است تا چه اندازه تحت تاثير فضاي حاكم بر آن منطقه اقتصادي و علمي و فناوري و كارآفريني قرار گرفته باشند، اما در مورد استيو جابز بنيانگذار و رهبر شركت اپل، اين تاثير بسيار حياتي و سرنوشتساز بوده است. اول بار، رفت و آمد به شركت HP واقع در آن دره او را مجذوب هيولت و پاكارد كرد، زمينههاي آشنايي و همكاري با استيو وزنياك را برايش فراهم ساخت و خيلي سريع او را به دنياي الكترونيك و رايانه وارد كرد. سرگذشت و سرنوشت اپل، با شخصيت و افكار استيو جابز گره خورده است. جابز از همان ابتدا درصدد بود رايانه را براي تغيير جهان، دوستداشتنيتر كند. عرضه اپل مكينتاش كه نويددهنده استفادههاي گسترده و دوستداشتني از رايانه بود، در همين جهت صورت گرفت. اما او به همين اندازه قانع نماند. گرچه در تلاطماتي كه در شركت رخ داد، مجبور به ترك اپل شد، اما بيكار ننشست و دو شركت نكست و پيكسار را پديد آورد و در عرصههاي جديد نرمافزاري و فيلمسازي و پويانمايي وارد شد و سرافراز بيرون آمد. پس از پيوستن دوباره به اپل و در دست گرفتن سكان رهبري آن، ايدههاي بسياري در كار وارد كرد و با عرضه سري رايانههاي Mac ، رايانههاي كيفي نازك، دستگاه موسيقيخوان ديجيتالي جذاب و نوآورانه Ipod، تلفن همراه متفاوت Iphone و بسياري كارهاي متفاوت ديگر، نام اپل را بر سر زبانها انداخت. گويي اينك همه عادت كردهاند كه در فواصل كوتاهي، نوآوريهاي فناورانه جابز را در اپل بشنوند و ببينند.
تاريخچه
در سال 1972، چند ماهي از رفتن استيو جابز به دانشگاه نگذشته بود كه به مذاقش خوش نيامد و آنجا را ترك كرد و به كار در شركت آتاري پرداخت. دو سال بعد، با هوس تصفيه نفس، راهي هندوستان شد و در بازگشت به آمريكا، به همراه دوست صميمي خود، استيو وزنياك، در سال 1976 شركت اپل را تاسيس كرد. وزنياك بر روي ساخت رايانهاي ابتدايي كار كرده بود و ايده جابز، تاسيس شركت و عرضه آن رايانه بود. سرانجام با مجموع 1000 دلار دارايي از سوي آنها، اپل با نيت توليد آن رايانه تاسيس شد. اين رايانه اپل I نام گرفت و در بازار با اقبال عمومي روبه رو شد. در سال بعد، مدل اپل II به بازار عرضه شد. اين مدل اپل مكينتاش، نخستين رايانه موفق از لحاظ تجاري از آب درآمد كه رابط كاربري گرافيكي داشت. در طراحي آن از رايانههاي مركز پژوهشهاي شركت زيراكس الگوگيري شده بود. در اين رايانه، براي نخستين بار از موس و فلاپي ديسك پنج و يك چهارم اينچ استفاده شده بود. گرچه قيمت اپل I، 66/666 دلار بود اما به كارگيري اين تجهيزات در اپل II قيمت را به 1250 دلار رسانده بود. اپل از مدل اوليه تنها 200 رايانه دستساز را به فروش رساند، اما موفقيت مكينتاش در بازار سبب شد تا سال 1985 تعداد 500 هزار دستگاه از آن به فروش برسد. در سال 1983 با بزرگ شدن شركت، استيو جابز از جان اسكالي مدير فروش شركت پپسي دعوت كرد تا مديريت شركت را بر عهده گيرد. اما بيش از سه سال نپاييد كه اختلاف سليقه و جنگ قدرت باعث شد كه جابز شركتي را كه خود تاسيس كرده بود، ترك گويد. روحيه كارآفريني او چنان بود كه بلافاصله به بنيان گذاشتن شركت نرمافزاري نكست (Next) پرداخت كه گرچه رقيبي براي اپل محسوب ميشد، اما هيچگاه توفيق نيافت كه در برابر اپل عرض اندام كند و بعدها نيز شركت اپل آن را خريد. جابز در اين شركت، چند نرمافزار رايانهاي ساخت و رايانه مدل Next cube را كه نمايشگري مكعب شكل داشت، به بازار عرضه كرد. پس از آن شركت استوديوي پويانمايي پيكسار (Pixar) را تشكيل داد و موفق شد نخستين فيلم سينمايي بلند پويانمايي را به نام: داستان عروسكها با موفقيت عرضه كند. اين فيلم با همكاري شركت والت ديسني ساخته شد. در سال 1995 كه اپل با دشواريهايي در عرصه بازار رقابت روبه رو شده بود، از جابز دعوت كرد كه به شركت برگردد.
استيوجابز از سال 1997 دوباره رهبري شركت را دردست گرفت كه تا امروز ادامه يافته است. در اين مدت، شركت اپل ضمن معرفي محصول جديد خود يعني رايانه IMAC، به عرصه تجهيزات حرفه اي مربوط به موسيقي و ويدئو و عكس وارد شد و پخشكننده موسيقي IPOD را به بازار عرضه كرد كه با موفقيت خيرهكننده روبه رو شد و دهها ميليون دستگاه از آن به فروش رفت. جابز با وارد شدن در حوزه تلفن همراه، تلفن همراه IPHONE را با ويژگيهاي جالب به جهان عرضه كرد. به تازگي نيز شركت اپل نازكترين رايانه كيفي را معرفي كرده است.
حوزه فعاليت و محصولات
اپل با عرضه رايانه اپل I به بازار، متولد شد. اپل II مكينتاش با تواناييهاي گرافيكي رنگي و داشتن موس و فلاپي ديسك پنج و يك چهارم اينچ اوج موفقيتهاي شركت را رقم زد. اپل III كه در سال 1980 عرضه شد، به دليل وجود اشكال فني به موفقيتي نايل نيامد، اما استيوجابز پس از بازديدي از شركت زيراكس، به اين نكته توجه كرد كه رايانه هاي آينده بايد از سيستم GUI استفاده كنند. بنابراين پروژه اپل LISA را تعريف كرد تا چنين دستگاهي را توليد كند. عرضه سيستم عامل OSX و نرمافزارهاي كاربردي حرفهاي نيز در دستور كار شركت بود. معرفي و ارائه سري رايانههاي Mac كه حجم كمتري اشغال ميكردند، و از يك صفحه نمايشگر تخت و دستگاه مركزي گنبدي شكل با قابليت چند رسانهاي، تشكيل شده بودند، آخرين دستاوردهاي شركت در عرصه رايانههاي شخصي بود. در سال 1989 مكينتاش قابل حمل و نقل عرضه شد و دو سال بعد رايانه كيفي اپل به بازار آمد.
در سالهاي آغازين سده جديد، رويكرد نوي شركت باعث شد تا در حوزه موسيقي ديجيتالي وارد شود و معروفترين دستگاه موسيقيخوان ديجيتالي دنيا را در 2001 عرضه كند. Ipod پس از 6 سال با فروش 100 ميليوني روبه رو شد و در حوزه تلفن همراه اپل محصول معروف خود يعني Iphone را به بازار عرضه كرد.
منابع انساني
تعداد كاركنان تمام وقت شركت در سال 2007، 17787 نفر و پاره وقت 2399 نفر بوده است. استيو جابز كار خود را در شركت اپل بر جذب استعدادهاي مناسب متمركز كرده است. او بر اين باور است كه كاري كه انجام داده گردآوردن انسانهاي برتر و انجام كار تيمي با آنها بوده است. پس از استخدام نيز محيطي را لازم ميداند كه افراد احساس كنند توسط افراد مستعد ديگر احاطه شدهاند و كار آنها بزرگتر از خود آنهاست.
فروش
در سال 2007، درآمد شركت 3/19 ميليارد دلار و سود آن 99/1 ميليارد دلار بوده است. با اين كارنامه مالي، اپل در رتبه 121 پانصد شركت برتر جاي گرفته است. در حوزه صنعت رايانه و تجهيزات اداري، پس از HP و IBM و دل، اپل در رتبه چهارم دنيا قرار دارد و شركتهايي مانند زيراكس را پشت سر گذاشته است.
مديرعامل
استيو جابز شخصيت پويا و منحصر به فردي است. شايد بديندليل است كه حضور او در اپل با فراز و نشيبهايي همراه بوده است. او با آنكه بنيانگذار شركت بود اما به دليل اختلاف فكري با جان اسكالي كه خود جابز براي رهبري شركت او را از پپسي آورده بود، از شركت كناره گرفت و بلافاصله با راه انداختن شركت نكست، درصدد بود رقيبي براي اپل بنيان نهد. پس از آن نيز به دنياي فيلمسازي پويانمايي روي آورد و با تاسيس شركت پيكسار هشت فيلم پويانمايي موفق ارائه داد. پيكسار در 2006 با شركت والت ديسني ادغام شد و جابز هم اكنون عضو هيئت مديره آن شركت، نيز هست. در سال 1997 كه اپل، شركت نكست را خريد، جابز دوباره به اپل برگشت و از آن تاريخ، دو بار ديگر رهبري اپل را بر عهده گرفت. او در سال 2007 از سوي مجله فورچون به عنوان قويترين مرد كسب و كار جهان معرفي شد. جايزه ملي فناوري آمريكا را نيز در 1985 ربوده بود.
جابز هنوز هم با همسر و فرزندانش در دره سيليكون زندگي ميكند. جايي كه نخستين بار او الگوهاي قهرمان خود را در شركت HP يافت و با استيو وزنياك دوست و همراه صميمياش آشنا شد و پا به عرصه خلاقيت گذاشت. حقوق نمادين جابز در اپل، تنها يك دلار در سال است. استيو جابز هنوز هم در دنياي كسب و كار، با ويژگيهاي ظاهري خاص خودش و افكار بديع و كارهاي نوآورانهاش، فعال و تاثيرگذار است. او ميگويد اين جمله كه: اگر هر روز به گونهاي زندگي كني كه گويي آخرين روز زندگي توست، هر روز، بهتر در مسير صواب حركت خواهي كرد، بسيار در وي اثر داشته است: هر روز صبح به آينه مينگرم و از خودم ميپرسم اگر امروز آخرين روز عمر من باشد آيا ميخواهم مثل روزهاي پيشين و بنا بر عادتهايم عمل كنم؟ هر زمان كه پاسخ منفي باشد، ميفهمم كه لازم است چيزهايي را تغييردهم.
آينده
استيو جابز ميگويد: به نظر من سوخت انفجار بعدي شبكه جهاني اينترنت، عبارت است از رشد نمايي حضور آن در كالاهاي خانگي. اينترنت بيشتر از آنكه افراد تصور ميكنند كار انجام خواهد داد. رايانه از حالت وسيله محاسباتي به وسيله ارتباطي تغيير يافته و بيش از اين نيز تغيير خواهد يافت.
منابع:
1 – www.apple.com
2 – www.fortune.com
3 – www.wikipedia.com
راز موفقیت آلمان و ژاپن در عرصه مدیریت
کارل بنز می گفت: در امور اجرایی ، ضمن احترام به کارمندان نباید این دیدگاه وجود داشته باشد که مدیر توانمند نیست ، برای افزایش بهره وری باید قاطعیت داشت و پس از مشخص شدن اهداف ، قاطعانه به آن سمت حرکت کرد
مدیران ژاپنی عادت بسیار خوبی دارند، عاداتی که آنان را در رسیدن به موفقیت کمک می کند.برای آنان پیروزی مانند شکست یک عادت است و موفقیت و شادمانی واقعی برای مدیران زمانی حاصل می شود که سلسله ای از الگوهای صحیح و امتحان شده ، به صورت کامل و بی وقفه به کار گرفته شود و با درونی کردن آن ، بنیان عادت های تازه را بنا کنند.
البته هستند بسیاری از مدیران که تحت تاثیر بسیاری از الگوهای قدیمی ، تجربه های کهنه را مرتبا تکرار می کنند....
به گزارش پارسینه، مدیران ژاپنی یک اصل را رعایت می کنند، آنها معتقدند که اگر یک مدیر هر چه بیشتر خواستۀ افراد را برآورده سازد ، انتظار آنان از مدیر بیشتر می شود.این انتظارات چیزی جز بهره وری کیفیت و خدمات نیست.مدیران ژاپنی، ابتدا سعی می کنند کارکنانشان را بشناسند و سپس با آنان برخوردی صحیح داشته باشند و نیاز های آنان را درک کنند و آنان را راضی نگه دارند...همچنین برای مدیران ژاپنی برانگیختن احساس مسئولیت کارکنان برای ارائۀ بهترین خدمات در جهت پیشبرد اهداف سازمان، از ویژگی های اصلی آنان است.
پنج اصل مهم در مدیریت ژاپنی
1. هدایت سازمان برای نیل به اهداف خود
2. توسعۀ نیروی انسانی سازمان
3. درک نیازها و انتظارات مشتریان و برنامه ریزی برای پاسخگویی صحیح به آنان
4. سازماندهی کارها در سازمان و ارزیابی سازمان از عملکرد خود
5. جمع آوری اطلاعات و استفاده از آنها برای رسیدن به اهداف سازمانی
به این مثال توجه کنید ، ((فوجی کو)) مدیر تویوتا می گوید : ما یاد گرفتیم که با مشتری هایمان چطور صحبت کنیم و اتومبیل هایی را به آنان ارائه دهیم که منطبق با نظر و سلیقۀ آنان باشد. به نظر من، این که شرکتی ، فروش خوبی داشته باشد به تنهایی کافی نیست...و باید به صورت اصولی این قانون را رعایت کنیم و از کار ندزدیم! که اگر جز این باشد موفقیتی در کار نیست.
فوجی کو، که نمونۀ یک مدیر موفق است ، می گوید : مدیر تا جایی که امکان دارد باید با کارمندش در ارتباط باشد و سعی کند اعتماد و احترام دو طرفه را جلب کند که این یک عنصر مهم برای موفقیت است.
فوجی کو، می گوید: من به شرکت تویوتا بسیار خوش بین هستم که در آینده به بزرگترین شرکت اتومبیل سازی تبدیل شود...
گفته های فوجی کو کاملا درست است ، اما مهم تر از آن ارتباط با مشتری و احترام به آنان است که کاملا رعایت می شود و این راز موفقیت آنان است.
مدیریت آلمانی ها
اما بد نیست راز موفقیت صنعت آلمان ، که مدیران به رعایت آن می پردازند را بدانید:
مدیران آلمانی در شرکتهای مختلف، با یکدیگر هم عقیده اند،((آدام اوپل)) صاحب کمپانی اوپل ، می گفت: من به همراه صاحبان کمپانی های بزرگ تولید اتومبیل در آلمان ، مانند بنز ، بی ام و ، آئودی و فولکس در نشستی که داشتیم همه بر این عقیده بودیم که ابتدا به جای رقابت با یکدیگر به این مسئله برسیم که کیفیت صنعت خودروسازی آلمان را در مقایسه با کشور های دیگر بالا ببریم ؛ یعنی زمانی که نام اتومبیل آلمانی بیاید ، همه به تعریف از آن بپردازند و آن گاه پس از این مرحله ، سعی کنیم به رقابت با یکدیگر بپردازیم....
آدام اوپل می گفت: من در پیشبرد اهدافم چند گام مهم را رعایت کردم،من به عنوان یک مدیر ، ابتدا باید مراقب دیگران باشم ، بدون آنکه آنان متوجه شوند با کارمندان خود ارتباط بر قرار کنم ، از کارمندان نظر خواهی کنم و دیدگاه آنان را مورد توجه قرار دهم ، همچنین کارمندان را در برنامه ریزی ، اجرا و همچنین پاداش سهیم سازم.
این در حالی است که (( کارل بنز)) مدیر کمپانی بنز می گفت: دانش ، دارایی فکری یک مدیر است که در میریت نوین ، از دارایی های سنتی ، سرمایه ای مهمتر خواهد بود.
کارل بنز می گفت: در امور اجرایی ، ضمن احترام به کارمندان نباید این دیدگاه وجود داشته باشد که مدیر توانمند نیست ، برای افزایش بهره وری باید قاطعیت داشت و پس از مشخص شدن اهداف ، قاطعانه به آن سمت حرکت کرد.
همچنین عدم قاطعیت یک مدیر ، باعث افزایش هرج و مرج و کاهش انگیزه و تقویت روحیۀ بی تفاوتی در بقیۀ افراد می شود ، پس برای افزایش بهره وری باید فرهنگ برخورد ، متناسب باشد.
مدیر باید مصمم باشد
آلمانی ها می گویند : یک مدیر پس از تفکر کافی و اتخاذ تصمیم ، با در نظر گرفتن جوانب در اجرای تصمیم باید مصمم باشد، چرا که مصمم بودن، توان و انگیزۀ اجرای تصمیم را بالا می برد.
در پایان باید گفت ، اکنون ما در متعالی ترین عصر در تاریخ بشریت زندگی می کنیم.تعداد افرادی که امروزه از هیچ شروع کردند و ثروتمند شدند به حدی است که در گذشته تصور نمی شد .بیش از هفت میلیون نفر میلیونر در آمریکا وجود دارد که اغلب خود ساخته هستند و تعداد آنها به طور سالیانه بین 5/2 تا 20 درصد افزایش می یابد.هنگامی که در زندگی این افراد کنکاش می کنید ، بیش از 90 درصد افراد موفق امروز ، در آغاز ، فقیر یا تقریبا فقیر بوده اند ؛ هر انسان موفق خود ساخته به طور متوسط 2/3 بار ورشکست یا تقریبا ورشکست شده است
نگاهي به استراتژي بازاريابي شركتها
مقدمه
مديريت بازاريابي را كوششي آگاهانه براي دستيابي به نتايج مبادله مطلوب با بازارهاي مورد نظر دانسته اند. شناخت فلسفه هايي كه راهنماي اينگونه تلاش هاي بازاريابي هستند و آگاهي از ارزش نسبي هر يك در رابطه با “ سازمان”، “ مشتريان” و “جامعه”، موضوع مورد بحث ما در اين مقاله مي باشد. سازمانها فعاليت هاي بازاريابي خود را بر اساس پنج ديدگاه قرار مي دهند، اين ديدگاه ها عبارت اند از: توليد، محصول، فروش، بازاريابي و بازاريابي اجتماعي
ديدگاه توليد:
گرايش توليد يكي از قديميترين فلسفه ها براي رهنمود دادن به فروشندگان است. گرايش توليد بر پايه اين فرض بنا شده است كه مصرف كننندگان خواهان محصولاتي هستند كه در دسترس بوده، استطاعت خريد آن را داشته باشند؛ بنابراين مديريت بايد فعاليت خود را بر بهبود كارايي توليد و توزيع متمركز كند.
هنوز هم ديدگاه توليد يكي از ديدگاه هاي مفيدي است كه در دو وضع زير كاربرد دارد. نخستين وضع مربوط به زماني است كه تقاضا براي محصول بيش از عرضه مي باشد. در اينجا مديريت بايد براي افزايش توليد در صدد يافتن راههايي برآيد. دومين وضع مربوط به زماني است كه قيمت تمام شده محصول بسيار بالا باشد و بايد براي كاهش آن چاره اي انديشيد. براي مثال، فلسفه كلي هنري فورد بنيانگذار خودرو سازي فورد اين بود كه فرآيند توليد خودروي مدل ؛تي؛ كامل شود، به گونه اي كه هزينه آن كاهش يابد و مردم از نظر مالي توان خريد آن را داشته باشند. او به شوخي مي گفت كه مردم بايد هر رنگي را كه مي خواهند انتخاب كنند، مشروط بر اينكه چيزي غير از رنگ سياه نباشد.
برخي از سازمانهاي خدماتي، مانند نهادهاي دولتي، از اين فلسفه پيروي مي كنند. اگرچه اين نهادها قادرند مشكلات ارباب رجوع بسياري را برطرف كنند. ولي اين نوع مديريت باعث نارضايتي مراجعه كنندگان مي شود. در اين سازمانها فرض بر اين است كه ارباب رجوع به خدمات ارائه شده نياز دارند، بنابراين براي راضي كردن اين افراد به طور بهينه اقدامي صورت نمي گيرد.
ديدگاه محصول (Product Concept):
يكي ديگر از ديدگاه هاي عمده اي كه در بازاريابي وجود دارد ديدگاه محصول است. اين ديدگاه بر اين اصل بنا شده است كه مصرف كنندگان، محصولاتي را كه بهترين كيفيت، كاركرد و شكل را دارند خواهند خريد؛ بنابراين سازمان بايد انرژي خود را به بهبود دائم محصول اختصاص دهد. ديدگاه محصول مي تواند به “ نزديك بيني بازاريابي” منتهي گردد. براي مثال، مديران راه آهن آمريكا چنين مي انديشيدند كه مصرف كنندگان خواستار راه آهن هستند و نه وسيله حمل و نقل، از اين رو به چالش بزرگ و روز افزوني كه بوسيله خطوط هوايي، اتوبوس، كاميون و خودرو شخصي در پيش رويشان قرار داشت توجه نكردند.
بسياري از دانشكده ها چنين فرض كردند كه فارغ التحصيلان دبيرستاني خواستار آموزش هنر هستند و از چالش فرآيند (مدرسه هاي حرفه اي) غافل ماندند.
ديدگاه فروش (Selling Concept):
بسياري از سازمانها به ديدگاه فروش توجه مي كنند و آن بدين معني است كه اگر سازمان تلاش وسيع و گسترده در امر فروش و افزايش آن انجام ندهد محصولات شركت فروش نخواهد رفت. در مرحله عمل، اين ديدگاه را در مورد كالاي ناخواسته به كار مي برند، يعني كالائي كه خريدار به فكر خريد آن نمي افتد، مثل بيمه، دست اندركاران صنايع بايد بتوانند خريداران احتمالي را شناسايي كنند و محصولات خود را بفروش برسانند.
بسياري از شركت ها، هنگامي كه با مازاد ظرفيت رو به رو هستند از ديدگاه فروش استفاده مي كنند. هدف آنها فروش چيزهايي است كه ساخته اند و نه ساخت چيزهايي كه خواست بازار است.
در اينجا فروش نقش اساسي دارد و رضايت مشتري در مرتبه دوم اهميت است. اين ديدگاه بر ايجاد فروش و انجام گرفتن معامله و نه ايجاد رابطه بلند مدت و سودآور با مشتري متكي است. ديدگاه فروش بر اين فرضيات استوار است كه اگر مشتري تشويق به خريد محصول شود آن را دوست خواهد داشت. در مورد خريدار، اين مفروضات نمي تواند داراي بنياني محكم باشند، نتيجه بيشتر تحقيقات نشان مي دهدكه مشتريان ناراضي براي بار دوم اقدام به خريد همان جنس نمي كنند و بدتر اينكه به طور متوسط يك مشتري راضي رضايت خود را به سه نفر خواهد گفت، ولي مشتري ناراضي، نارضايتي خود را به بيش از ده نفر منتقل مي كند.
ديدگاه بازاريابي (Marketing Concept):
مقصود از ديدگاه بازاريابي اين است كه دستيابي به هدف هاي سازمان در گرو شناخت نياز خواسته هاي بازار مورد نظر و تحويل كالاي مورد پسند مشتريان بصورتي اثربخش و با بازدهي بالاتر از شركت هاي رقيب است. ديدگاه فروش گاهي با ديدگاه بازاريابي جا به جا مي شوند. در نمودار زير اين دو ديدگاه مقايسه شده اند.
در ديدگاه فروش، مبناي فعاليت هاي شركت ها توليد بود، كه اين توليد بايد از طريق سياست هاي تشويقي و ترفيعي به فروش مي رفت تا از سود به دست آمده، ادامه حيات شركت ممكن گردد. اما در مفهوم و ديدگاه بازاريابي آغاز و مبناي همه فعاليت ها نيازها و خواسته هاي مصرف كنندگان و مشتريان، يا بطور كلي، خريداران است كه از طريق تحقيقات بازاريابي و بررسي شناخت بازار مشخص مي شود. هدف نيز كسب سود با ارضاي نياز خريداران و ارائه خدمات لازم است.
پايه هاي گرايش بازاريابي چهار عامل است:
|
1- |
خريدار گرايي، علت وجودي سازمان ارضا كردن خواسته هاي مشتريان هدف است. |
|
2- |
نگرش سيستمي، سازمان بايد به تصميم گيري با نظر سيستمي بنگرد. |
|
3- |
هدف گرايي، سازمان بايد در جستجوي بازده رضايت بخش براي سرمايه گذاري هاي صاحبان شركت باشد. |
|
4- |
بازارگرايي همگاني، سازمان بايد داراي بينش وسيع باشد. |
بسياري از شركت هاي عمومي براساس ديدگاه بازاريابي عمل مي كنند، ولي واقعيت چيز ديگري است آنها فقط نمادهاي بازاريابي هستند، مثل معاون بازاريابي، برنامه بازاريابي و تحقيقات بازاريابي. اين بدان معنا است كه اين شركت ها مشتري مدار و به اصطلاح بازارگرا هستند. پرسش اين است كه آيا آنها توانسته اند به شيوه هاي ظريف نيازهاي در حال تغيير و استراتژي هاي شركت هاي رقيب را درك كنند يا خير؟ شركت هاي بزرگ قديمي مثل آي.بي.ام، جنرال موتورز و زنيت چون نتوانسته اند خود را با استراتژي هاي نوين بازاريابي تطبيق بدهند، مقدار زيادي از سهم بازار خود را از دست داده اند. در ديدگاه بازاريابي هدف اين است كه مساله رضايت مشتري بصورت تار و پود شركت درآيد رضايت مشتري يك هوس نيست بلكه به بخشي از حيات شركت ها در مي آيد و همانند فرهنگ سازماني، فناوري اطلاعاتي (IT) و برنامه ريزي استراتژيك جزء جدا نشدني شركت مي گردد.
ديدگاه بازاريابي اجتماعي (Societal Marketing Concept):
ديدگاه بازاريابي اجتماعي بر اين پايه استوار است كه هر سازمان بايد نخست نيازها، خواسته ها و منافع بازارهاي مصرف خود را تعيين كند، سپس در مقايسه با رقبا نيازها وخواسته ها را به دو صورت كارآمدتر و موثرتري تامين كند بنحوي كه بقاء و بهبود رفاه مشتري و جامعه هر دو فراهم گردد. مفهوم بازاريابي اجتماعي از جديدترين مفاهيم پنجگانه فلسفه مديريت بازاريابي است.
مسئله قابل بحث در محدوده مفهوم بازاريابي اجتماعي اين است كه در عصر مشكلات زيست محيطي، كمبود منابع، رشد فزاينده جمعيت، تورم جهاني و فراموشي خدمات اجتماعي آيا بازاريابي محض كافي است!
پرسشي كه اين ديدگاه مطرح مي كند اين است كه چنانچه مشتركي خواسته هاي فردي را درك و تامين نمايد،آيا در بلند مدت نيز همواره بهترين روش را براي مصرف كنندگان و جامعه به كار برده است، بنابراين مفهوم بازاريابي اجتماعي، مفهوم بازاريابي محض، تضادهاي ممكن بين خواسته هاي كوتاه مدت مشتري و رفاه بلند مدت او را از نظر دور مي دارد.
بنابر شكل زير مفهوم بازاريابي اجتماعي ايجاب مي كند بازاريابان در تعيين سياست گذاري هاي بازاريابي بين ملاحظات سه گانه منافع شركت، خواسته هاي مصرف كننده و منافع جامعه تعادل لازم را برقرار سازند.
منبع : سايت www.civilica.com
20نوع رئیس
1. رئيس فداكار
رئيس فداكار هر آنچه را كه به نفع شركت باشد انجام داده، مي دهد و خواهد داد. او هر روز بدون دريافت هيچ گونه مبلغ اضافي تا ساعت هشت بعد از ظهر در محل كارش مي ماند. شما چگونه با اين فرد رفتار مي كنيد؟ شما كاري جز گوش دادن انجام نمي دهيد؟ او احتمالا بعد از بازنشستگي هم اينجا خواهد بود. پس بهتر است از همان ابتدا چگونگي كنار آمدن با اين فرد را ياد بگيريد.
2. رئيس داد و فريادكن
رئيسي كه داد و فرياد راه مي اندازد، فكر مي كند اگر صدايش را تا حد نامعقولي بلند كند به خواسته هايش مي رسد. صداي بلند تر، تعهد بالاتر. فراتر از همه چيز داد و فرياد كن ها فقط مي خواهند بدانند كه مورد توجه قرار مي گيرند. اگر شما بتوانيد با اين رئيس كنار بياييد و احترام و اعتماد وي را جلب كنيد، شايد بتوانيد صداي او را پايين بياوريد.
3. رئيس دلهره آور
كاركنان هر آنچه را كه رئيس دلهره آور مي گويد انجام مي دهند؛ چرا كه از وي مي ترسند. او هميشه از تهديد براي ساكت نگهداشتن كاركنان استفاده مي كند. اين رئيس نرخ جابهجايي كاركنان بالايي را دارد و در نتيجه براي حفظ عامل ترس كاركنان را اخراج مي كند. رئيس دلهره آور دوام نمي آورد. سرنوشت يقه او را خواهد گرفت.
4. رئيس استثمار كننده
معمولا به عنوان رئيس ماكياولي شناخته مي شود. اين نوع رئيس خيلي با هوش، خطرناك، متمركز و با انگيزه بوده و همواره يك برنامه سري دارد. او به افراد به عنوان ابزاري براي رسيدن به هدف مي نگرد. اگر شما براي چنين فردي كار مي كنيد مراقب پشت سر خود باشيد. بهترين راه اين است كه با او راحت و صادق باشيد. اطلاعات را بهصورت داوطلبانه ارائه كنيد.
5. رئيس سرهم كننده
رئيس سر هم كننده كم خردترين رؤساست. بهترين راه رفتار با اين رئيس اين است كه به او كمك كنيد ترقي كند. هنگامي كه آنها ترقي كردند به خاطر ارتقا به افراد تحت امرشان مديون هستند. دير يا زود مديران، كمخردي رئيس شما را خواهند ديد و او كله پا خواهد شد.
6. رئيس سردرگم
رئيس سردرگم احمق نيست، او بي سواد است. شايد كارش را در شركت تازه شروع كرده است و با فناوري آشنا نيست و يا به طورموقت به دليل مسائل شخصي اطلاعات و دانش وي به روز نيست. رئيس سردرگم مي تواند رئيس خوبي باشد اما در حال حاضر از مسير خارج است(تو باغ نيست). بهترين راه براي كنار آمدن با اين رئيس اين است كه به او ياد بدهيم و سرعت او را افزايش دهيم. آن وقت شما از اينكه او با چه سرعتي وارد جريان مي شود، تعجب خواهيد كرد.
7. رئيس سنت گرا (محافظه كار)
او درباره روزهاي خوب گذشته و درباره روشهايي كه پيشتركارها انجام مي شد زياده گويي مي كند. با اين حال اگر او در گذشته سنگر گرفته باشد قادر نخواهد بود كه در زمان حال كاركند. اين رئيس باوجود مقاومتش براي حركت به جلو، داراي اطلاعات گرانبهايي است كه مي تواند به نفع سازمان باشد. صبور باشيد و به خاطر داشته باشيد كه جديد بودن الزاما به معناي بهتر بودن نيست.
8. رئيس قدرتطلب
رئيس قدرتطلب ديوانه قدرت است. او ممكن است از آزاديهاي ظالمانه اي، مانند: داشتن يك خدمتكار براي تميز كردن ماشين بر خوردار باشد. هنگامي كه چيزي از او مي پرسيد او به افتخاراتش اشاره مي كند. ديگران اطمينان دارند كه اين رداي قدرت، ناتوانيهاي وي را مي پوشاند. چگونه با اين رئيس كنار بياييم؟ او را بخندانيد. دستوراتش را اجرا كنيد و اين تصور دروغين را در او ايجاد كنيد كه كارها را به روش دلخواه او انجام مي دهيد. به خاطر داشته باشيد كه او هرگز ذهن شمارا كنترل نمي كند.
9. رئيس نچسب(تفلون)
اگر چيزي نادرست از آب دربيايد، براي اينكه نشان دهد در آن وقت او جاي ديگري بوده است شواهد و مستندات بي نظيري را رو مي كند. اين رئيس بيشتر مايه مزاحمت است تا عامل خطر. هنگام گفتگو با وي بهتر است تمام جزييات را موردنظر داشته، گفتگوهاي خود را ثبت كنيد.
10. كدام رئيس؟
اين رئيس همواره در عمل گم است. او بي ضرر است، چون هيچگاه در دفتر كارش نيست. هنگامي كه او در دفتر كارش حضور دارد از وجودش بهره بگيريد. شما از فقدان عدالت احساس رنج خواهيد كرد. شما در يك اطاقك به مدت هشت ساعت در روز و پنج روز در هفته براي نصف حقوق او برده وار كار مي كنيد.
11. رئيس مشكوك
اين رئيس به تمام انگيزه هاي افراد مشكوك است. هر آنچه فرد انجام مي دهد، مي تواند تلاشي براي خراب كردن وي قلمداد شود. اين احساس بي كفايتي منجر به دخالت در آنچه كه به نفع كاركنان و شركت است، مي شود. شما چه كار مي توانيد بكنيد؟ به او قوت قلب دهيد و همواره صادق و رْك باشيد.
12. رئيس دنيا به دوش
اين رئيس مي تواند ناتواني هاي خود را پنهان سازد، چرا كه مي تواند خود را به عنوان آدم سرسختي معرفي كند. او تمام نگراني هاي دنيا را جذب مي كند و براي تمام دنيا نگران است. او اول صبح با چهره بر افروخته و آشفته به دفتر كارش وارد ميشود، چرا كه تمام شب را بيدار مانده و روي اقلام سفارش كار كرده است. با اين رئيس چگونه برخورد كنيم؟ آرام باشيد و در صورت امكان از تعامل با او بپرهيزيد، چرا كه عصبانيت او مي تواند مسري باشد.
13. رئيس پرطمطراق
رئيس پرطمطراق، لباسها، ماشين، خودكار و مسواك گرانبهايش را دوست دارد. آنچه او بيشتر دوست دارد حرفهاي كليشه اي است كه در آخرين گردهمايي مديريتي شنيده است. اين رئيس به اين حقيقت عشق مي ورزد كه در تيم من وجود ندارد. او نمي تواند بدون شما موفقيتي كسب كند. اين رئيس اساسا بي ضرر است . لبخند بزنيد و تحمل كنيد. اگر مي توانيد بهگونهاي منظم چند كلمه جديد به او ياد دهيد.
14. رئيس رفيق
رئيس رفيق مي خواهد دوست شما باشد نه مافوق شما. از شما مي خواهد كه او را دوست داشته باشيد چرا كه دوستان هواي همديگر را دارند. زماني را كه شما با او سپري مي كنيد سرمايه گذاري خوبي است.
15. رئيس دو دقيقه اي
رئيس دو دقيقه اي، پيوند بين رئيس قدرتطلب و رئيس دنيا به دوش است. او به صورت لحظه اي مي خواهد موقعيتها را كنترل كند (زماني كه من در تعطيلات بودم چكار كرديد؟) و بعد از دو دقيقه حرف شما را قطع ميكند، چراكه وقت ندارد درباره آن بحث و گفتگو كند. او پيدرپي ولي به صورت تصادفي از شما مي خواهد گزارشي درباره پيشرفت كارها تهيه كنيد، ولي به ندرت آنچه را كه خواسته است به خاطر مي آورد. كار كردن با اين رئيس تمرين هنر به ايجاز صحبت كردن است.
16. رئيس مغرور (متكبر)
اين رئيس، يك فداكار محافظه كار است. او شركت را از پايه بنا كرده است. در حقيقت اين ميزي كه شما آلان روي آن مي نشينيد، او ساخته است. شما به عنوان يك زيردست به راهنمايي هاي تقدس گونه وي نياز داريد. كمك او اغلب به دردسر منجر مي شود. با اين سلطان موفقيت چگونه رفتار كنيم؟ غرور خودتان را بشكنيد و از او بپرسيد فردي كه با سواد و مستعد كاركردن براي چنين شركتي است، چگونه آدمي است؟
17. رئيس منزوي
رئيس منزوي، مي خواهد تنها باشد. او در دفتر كارش مي ماند و يا از خانه كار مي كند. از تماس هاي انساني بويژه از تعامل با كاركنان پرهيز مي كند. او مي تواند يك متخصص باشد چرا كه بر مبناي مهارتهايش ارتقا يافته است. اما يك آدم اجتماعي نيست. رئيس منزوي شما را به حال خود رها مي كند. لذا انتظار كار تيمي و گفتگو درباره اهداف شغلي نداشته باشيد.
18. رئيس كمال گرا
رئيس كمال گرا، مدير جزءنگري است كه مي خواهد همه چيز شما را كنترل كند. رفتارش وسواسي بوده، اعتماد كمي به توانايي هاي شما دارد. به مرور زمان شما در مي يابيد كه نميتوانيد كاري را انجام دهيد كه از نظر او خوب باشد. به جاي از دست دادن انگيزه، ياد بگيريد كه براي خودتان و مطابق با استانداردهاي خودتان كاركنيد. در يك مقطع زماني با رئيس خود بنشينيد و از او بخواهيد كه انتظاراتش را بيان كند بنابراين هر دو تكليفتان را بهتر ميفهميد.
19. رئيس نامعقول
رئيس نامعقول، انتظارهاي غير واقع بينانه اي از كاركنانش دارد. او يك روش منحصر به فرد براي انجام كارها دارد و از كاركنانش انتظار دارد به همان روش كار كنند.
20. رئيس بزرگ
رئيس عالي- بر انگيزاننده حامي- رئيسي است كه باوجود سياست، با هر فردي با انصاف رفتار مي كند، او ارتباط برقرار مي كند و سياست درهاي باز را در پيش مي گيرد. افراد را تشويق مي كند كه راه مناسب را دنبال كنند. او الگو است و آموزشهاي عالي و محيط كار مثبتي را فراهم مي سازد. او داراي چشمانداز است، نگران نبوده و داد و فرياد نمي كند. او كاركنانش را هدايت و مربيگري مي كند و هنگامي كه آنها شركت را ترك ميكنند او سالها با آنها ارتباط دارد، تا به شركت برگردند.
منبع:www.monster.com
مربوط به تحقیق مالی ۲ برای استفاده دوستان
از منابع استاد
بورس و اهميت ابزارهاي مالي
چكيده
در اين مقاله ابتدا به بيان مباني بازار بورس پرداخته و سپس تلاش شده است که اهميت ابزارهاي مالي بورس در ايران بويژه نقش آنها در گسترش بازارهاي پول و سرمايه، مورد بررسي قرار گيرد. در پايان پيشنهادهاي اساسي ارائه شده است.
مقدمه
بورس اوراق بهادار، بازار متشکل و خودانتظام است که اوراق بهادار در آن توسط کارگزاران و يا معامله گران طبق مقررات قانون بازار اوراق بهادار، مورد داد و ستد قرار مي گيرد و به صورت شرکت سهامي عام تاسيس و اداره مي شود.
در دو دهه اخير، پيچيدگي و تنوع ابزارهاي مالي گسترش چشمگيري در اروپا، آمريکا و کشورهاي خاور دور داشته، حتي پاره اي از اين ابزارها در بازارهاي مالي بين المللي مورد معامله قرار گرفته و بازارهاي سرمايه در اين ارتباط به شدت جهاني شده اند. با جهاني شدن بازارهاي مالي در سراسر دنيا، واحدهاي اقتصادي که در هر کشور در جستجوي سرمايه و تامين مالي مي باشند، ديگر ناچار نيستند خود را به بازار داخلي محدود کنند.
پيشرفتهاي تکنولوژيک، يکپارچگي و کارآيي بازارهاي مالي جهاني را افزايش داده است. پيشرفت وسايل و ابزارهاي ارتباطي، مشارکت کنندگان دربازار را در سراسر جهان به هم مي پيوندد و در نتيجه مي توان سفارشها را در طول چند دقيقه به انجام رساند.
پيشرفت تکنولوژي کامپيوتر، همراه با پيشرفت شبکه ارتباطات، انتقال اطلاعات لحظه به لحظه درباره بهاي اوراق بهادار و ديگر اطلاعات ضروري را به سرمايه گذاران، در اغلب نقاط جهان ميسر کرده است. بنابراين، بسياري از سرمايه گذاران مي توانند به بازار جهاني نظارت داشته باشند و در عين حال تجزيه و تحليل کنند که اين اطلاعات چه تاثيري بر وضع خطرساز و بازده مجموعه ابزارهاي مالي آنها دارد.
تاريخچه مختصري از بورس در جهان
واژه بورس از نام خانوادگي شخصي به نام وارند بورس گرفته شده که در اوايل سده پانزدهم در شهر بروژبلژيک زندگي مي کرد و صرافان شهر در برابر خانه او گرد هم مي آمدند و به دادو ستد کالا و پول مي پرداختند. بعدها نام او به مكانهايي اطلاق شدکه محل داد و ستد پول، کالا و اسناد مالي و تجاري بوده است.
نخستين مركز بورس اوراق بهادار جهان، سال 1460 ميلادي در شهر انورس کشور بلژيک تاسيس شد. اما بايد توجه داشت که اگر شرکتهاي سهامي متولد نميشدند، بورس هرگز قابليت تولد نمييافت، در اين مورد بايد منشأ نخستين شرکتهاي سهامي را در روسيه تزاري که در سال 1553 و همچنين کمپاني هند شرقي انگلستان در سال 1602 ميلادي شكل گرفتند، جستجو كنيم.
به هنگام جهش معاملات بورس و تحقق آن، دولتهاي اروپايي، مانند: انگلستان، آلمان و سوئيس، قوانين و مقررات ناظر بر فعاليت اين نهاد را وضع کردند. پيش از اينکه امنيت سرمايه گذاري به خطر افتد، ضمانت اجراي قانون وضع شد تا از هرگونه تقلب و تزوير و پايمال شدن حقوق صاحبان سهام جلوگيري شود.
بورس در ايران
بازار متشکل سرمايه در ايران کاملاً نو و با سرعت فوق العاده اي در حال دگرگوني و تکامل است. بازار سرمايه به معناي بازاري است که در آن تقاضاي وجوه بلندمدت تامين مي شود. بازار سرمايه با تاسيس بانک برنامه در سال 1325 که بعدها بانک اعتبارات صنعتي ناميده شد، بوجود آمد. بيش از آن اعتبارات بلندمدت که مقدار آن قابل توجه نبود به طور عمده از راه وامهاي بانک ملي ايران تامين مالي مي شد. تنظيم نخستين برنامه عمراني هفت ساله و اجراي آن از سال 1328 لزوم ايجاد بانکهاي توسعه اي و تخصصي را براي تامين منابع مالي بلندمدت نمايان ساخت. در سال 1338 بانک توسعه صنعتي و معدني ايران با مشارکت بخش خصوصي و موسسات خارجي به عنوان نخستين بانک تخصصي تاسيس شد که هدف از ايجاد آن کمک به گسترش فعاليتهاي بخش خصوصي در صنعت و معدن بود.
تحولات سريع اقتصادي- اجتماعي دهه 1320 اهميت روزافزون بازار پول و سرمايه در کشور، تدوين قوانين جامعي را که ناظر بر فعاليتهاي پولي و مالي باشد، اجتناب ناپذير ساخت. در اين مورد توسعه منابع بازار پول و سرمايه بيش از همه در شبکه بانکي کشور گسترش يافت.
در ارتباط با تاسيس و شکل گيري بورس اوراق بهادار تهران نخستين بار در سال 1315 شمسي وان لوتر فلد بلژيکي مطالعاتي درباره تاسيس بورس اوراق بهادار در تهران انجام داد و طرح و اساسنامه و نظامنامه داخلي آن را نيز تهيه کرد، ليکن بروز جنگ جهاني دوم در شهريور 1320 و عدم ثبات سياسي و اقتصادي سالهاي اوليه سلطنت پهلوي دوم، تاسيس بورس را در ايران به تاخير انداخت. قوانين تجاري ايران نيز در مورد (بورس) ساکت بود و نخستين بار ضمن ماده 20 قانون تاسيس اتاق بازرگاني مصوب 7 ديماه 1333 به موضوع بورس اشاره شد و طي آن از وزارت اقتصاد خواسته شد نظرات اتاق بازرگاني را درباره مسائل مربوط به بورس، مورد توجه قرار دهد. بالاخره در ارديبهشت 1345 قانون تشکيل بورس اوراق بهادار به تصويب رسيد و بوسيله وزارت اقتصاد به بانک مرکزي ابلاغ شد و از بانک مرکزي درخواست شد که نسبت به اجراي مفاد آن قانون اقدام کند. بورس تهران در بهمن 1346 با انجام معاملات روي سهام بانک توسعه صنعتي و معدني ايران فعاليت خود را آغاز کرد. در سال 1347 سهام چند شرکت جديد توليدي به بورس راه يافت و اسناد خزانه و قبوض اصلاحات اراضي عباس آباد نيز در بورس قابل معامله شد.
از سال 1368 در چارچوب برنامه نيمسال اول توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، تجديد فعاليت بورس اوراق بهادار تهران به عنوان زمينه اي براي اجراي سياست خصوصي سازي مورد توجه قرار گرفت. در واقع سياستگذاران اقتصادي در نظر داشتند که بورس اوراق بهادار، با انتقال پاره اي ازوظايف تصديهاي دولتي به بخش خصوصي، جذب نقدينگي و گردآوري منابع پس انداز پراکنده و هدايت آن به سوي مصارف سرمايه گذاري، در تجهيز منابع توسعه اقتصادي و انگيزش موثر بخش خصوصي براي مشارکت فعالانه در فعاليتهاي اقتصادي، نقش مهم و اساسي داشته باشد.
در سالهاي 1367 تا 1376، تعداد بنگاههاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس تهران از 56 به 263 شرکت افزايش يافت. در همين دوره، ميانگين ارزش معاملات سالانه، حدود 180 درصد افزايش يافت که در مجموع، به فراهم آوردن 391/5 ميليارد ريال براي تامين منابع مالي مورد نياز فعاليتهاي مولد اقتصادي در اقتصاد ايران انجاميده است.
همچنين در سالهاي 1376 تا 1385 تعداد بنگاههاي اقتصادي پذيرفته شده در بورس تهران از 263 شرکت به بيش از 420 شرکت افزايش يافت که رشد کمي مناسبي را نشان مي دهد.
با اين حال، عملکرد بورس اوراق بهادار تهران نشان مي دهد که بازار متشکل سرمايه، در عمل جايگاه واقعي و شايسته خود را در اقتصاد ملي به دست نياورده است؛ به گونه اي که ميانگين سهم منابع تامين شده توسط اين نهاد در مقايسه با تشکيل سرمايه ثابت ناخالص داخلي، از مرز 6/1 درصد فراتر نرفته است.
اگر بخواهيم بازار سرمايه پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي داشته و در دراز مدت به فعاليت اقتصادي خود ادامه دهد بايد بتواند به عنوان يک وسيله موثر و کارا براي بسيج منابع و پس انداز مورد استفاده دولت و بخش خصوصي قرار گيرد.
مزاياي شرکتها در بازار بورس
يکي از ارکان اصلي محيط عملياتي شرکتها، بازار مالي است که از بازارهاي پولي و بازارهاي سرمايه بوجود مي آيد. بازارهاي سرمايه از بازارهاي اوراق بهادار دست اول (بازار اوليه) و بازارهاي اوراق بهادار دست دوم (بازار ثانويه) تشکيل ميشوند. (ريموند پي، 1380)
به لحاظ اقتصادي، يکي از وظايف مهم بازارهاي مالي، تسهيل تشکيل سرمايه است. شرکتهايي که درصدد تامين مالي بر مي آيند، اوراق بهادار (داراييهاي مالي) خود را در برابر پولي که واسطه هاي مالي يا خود پس انداز کنندگان مي پردازند، مبادله مي کنند. سپس شرکتها آن وجوه را به صورت سرمايه واقعي (داراييهاي واقعي، مانند: ساختمان، زمين ...) تبديل مي کنند. فراگرد شکل گيري سرمايه به روش مستقيم و غيرمستقم به قرار زير است:
بطور کلي بازار دست اول، دو ويژگي عمده دارد:
اول: بازاري است که در آن تشکيل سرمايه صورت مي گيرد.
دوم: سهام و اوراق قرضه منتشر شده شرکتها، براي نخستين بار در اين بازار عرضه مي شوند و مورد معامله قرار ميگيرند.
در برابر دادو ستدهاي بعدي، اوراق بهادار (داراييهاي مالي) در بازارهاي دست دوم (ثانويه) انجام مي شود. بنابراين بورس اوراق بهادار يک بازار ثانويه سهام است که در اين بازار، سهامي که پيشتر منتشر شده است خريد و فروش مي شود. (خدابخش، 1384)
مزاياي حضور شرکتها در بازار ثانويه به قرار زير است:
1. استفاده از معافيت هاي مالياتي: شرکتهايي که در بورس مورد پذيرش قرار ميگيرند تا مادامي که از ليست سازمان بورس و اوراق بهادار خارج نشده باشند، مي توانند نسبت به نرخ مقطوع ماليات از 10 درصد معافيت بهره مند شوند.
2. امکان افزايش سرمايه از راه بازار و امکان توسعه فعاليت: در بورس به جهت تمرکز سرمايه و تشکيل بازار هدفمند، امکان افزايش سرمايه بسيار ساده تر از زماني است که شرکتها در اين بازار حضور نداشته باشندو در چنين حالت هزينه هاي بيشتري را متحمل مي شوند.
3. انتشار اوراق قرضه: براساس قانون تجارت اين امکان براي شرکتهاي سهامي عام امکان پذير است.
4.افزايش رقابت: بازار بورس براي شرکتهاي پذيرفته شده اين امکان را فراهم مي آورد که سهام آنها مورد معامله قرار گرفته، در برابر رقباي خود ارزش واقعي آنها تعيين شود.
5.کسب وجهه و اعتبار: ورود بورس و عبور از فيلترهاي نظارتي و کنترلي آن موجب افزايش اعتبار آنها شده، موجبات منافعي را براي شرکت فراهم مي سازد.
.6امکان افزايش دريافت تسهيلات از سيستم بانکي.
.7استفاده از ارزيابي عملکرد مديران و کارشناسان بازار.
.8تعيين ارزش روزانه کل شرکت توسط بازار.
.9ارائه عملکرد تصميم گيري مديران با توجه به تغييرات قيمت سهام.
10. ايجاد تغييرات اساسي و شفاف سازي در سيستم هاي گزارش دهي مالي و برنامه ريزي شرکت.
نقش ابزارهاي مالي
فرهنگ اصطلاحات تخصصي مالي، واژه instrument را بعنوان ابزار مالي شناخته و آن را بعنوان يک سند رسمي و قانوني مانند سهام و اوراق قرضه و يا ساير ابزارهاي مالي تعريف مي کند.
داراييهاي مالي بعنوان داراييهاي نامشهود طبقه بندي مي شوند. مالکيت دارايي مشهود با انتشار يکي از انواع داراييهاي مالي، ابزار بدهي يا ابزار سرمايه تامين مالي مي شود. اين داراييها به سه گروه طبقه بندي مي شوند:
گروه اول: بدهياي که ادعاي مقابل آن ثابت است. صاحب بدهي (دارنده اوراق) از سود، مبلغ ثابتي را مطالبه مي کند که از اين رو اين ابزار را (ابزار با درآمد ثابت) مي نامند.
گروه دوم: صاحب سرمايه (دارنده سهام يا سهامدار) از سود، مانده را مطالبه ميکند، به عبارت ديگر پس از پرداخت به دارندگان ابزار بدهي، مبلغي بر مبناي عايدات به دارنده اين دارايي مي پردازد.
گروه سوم: برخي از اوراق بهادار آميزهاي از هردو گروه را مطالبه مي کنند، و ابزار مالي در اختيار آنها دوزيستي يا دو رگه ناميده مي شود كه سهام ممتاز و اوراق قرضه قابل تبديل از اين گروه هستند.
غير از سه گروه يادشده، ابزارهاي مشتقه اي نيز وجود دارند که مشتق شده از داراييهاي مالي ياد شده مي باشند. به عبارت ديگر در برخي از قراردادها، طرف قرارداد يا ناچار است و يا اين حق را دارد که يک دارايي مالي را در زماني در آينده بخرد يا بفروشد. بهاي اينگونه قراردادها از بهاي آن دارايي مالي، گرفته شده است. از اين رو اين قراردادها را اوراق مشتقه مينامند. مهمترين اين ابزارها، قراردادهاي آتي يا آينده و قرارداد اختيار معامله هستند. اين ابزارها امکان کنترل خطر سپرده داراييهاي مالي يا امکان مقابله با خطر انتشار آنها را به مدير مي دهد.
قراردادهاي آتي يا آينده، موافقتنامهاي است که به موجب آن طرفين موافقت ميکنند که معامله يک دارايي مالي را با بهاي از پيش تعيين شده، در زماني مشخص، در آينده انجام دهند. بنابراين يک طرف با خريد دارايي مالي و طرف ديگر با فروش آن موافقت مي کند. هر دو طرف موظف به اجراي قرارداد هستند و هيچ يک از آنها نبايد کارمزدي مطالبه کند. در مقابل قرارداد اختيار معامله، به دارنده قرارداد اختيار ميدهد اما او را موظف نمي کند، که يک دارايي مالي را به بهاي مشخص از طرف ديگر بخرد يا به او بفروشد. خريدار قرارداد بايد مبلغي را به فروشنده بپردازد که آن را بهاي اختيار يا حق شرط مي گويند. هرگاه اختيار معامله به دارنده اختيار اين حق را بدهد که از طرف ديگر دارايي مالي بخرد، اين اختيار را اختيار خريد مي گويند. اگر اختيار به دارنده اختيار اين حق را بدهد که دارايي مالي را به طرف ديگر بفروشد، اين اختيار را اختيار فروش مي نامند.
علاوه بر اين، اوراق مشتقه اي وجود دارند که مجموعه اي از قراردادهاي آتي يا قراردادهاي اختيار معامله هستند؛ اين اوراق عبارتند از: قراردادهاي معاوضه قراردادهاي سقف و قراردادهاي کف. بطور کلي نقش قراردادهاي مشتقه راهي کم هزينه براي مهارکردن برخي خطرهاي عمده در اختيار ناشر اوراق و سرمايه گذار قرار مي دهد، در اين مورد بازارهاي اوراق مشتقه سه امتياز نسبت به بازارهاي نقدي (آتي) دارند:
1. هزينه کمتري نسبت به بازار نقدي دارند.
2. معاملات در بازار مشتقه سريعتر انجام مي شود.
.3بازار مشتقه مي تواند نقدينگي بيشتري از بازار نقدي جذب كند.
با توجه به مطالب ياد شده، نقش ابزارهاي مالي شامل اين موارد است:
1. انتقال وجوه از دارندگان وجوه اضافي، براي سرمايه گذاري کساني که براي سرمايهگذاري در داراييهاي مشهود نياز دارند.
2. توزيع خطر بين متقاضيان وجوه و دارندگان وجوه.
بازارهاي مالي سه کارکرد اقتصادي را نيز به عهده دارند:
1. اين بازارها سازوکاري براي تعيين قيمت ابزارهاي مالي فراهم مي کنند.
2. بازارهاي مالي مکانيسمي براي سرمايه گذار فراهم مي کند تا دارايي مالي را بفروشد.
3. بازارهاي مالي هزينه معاملات داراييها را کاهش مي دهند. هزينه معاملات شامل هزينه جستجو است که بيانگر هزينه هاي آشکار، مثل پول صرف شده براي درج آگهي در ارتباط با خريد و فروش ابزار مالي و نيز، هزينه هاي پنهان، مانند زمان صرف شده براي يافتن طرف معامله باشد.و ديگري هزينه اطلاعات است که هزينه هاي ملازم با برآورد ويژگيهاي سرمايه گذاري يک دارايي مالي باشد. در اين مورد بايد به هزينه اطلاعات كه هزينه هاي ملزوم با برآورد ويژگيهاي سرمايه گذاري يك دارايي مالي است، اشاره داشت.
توسعه ابزارهاي مالي در گسترش بازار
به موازات تغيير در مقررات، ابزارهاي جديدي نيز در واکنش به تغييرات اقتصاد کلان و مقررات موجود و جديد بوجود آمده اند. اغلب اين ابزارها هم ريسک بازار را توزيع مجدد کردند و هم باعث انسجام بيشتر بازار با کنار گذاشتن تمايزات بين فعاليتهاي بانکي و بازار بورس يا با اجازه دادن به وام گيرندگان ميشوند و دسترسي به بازار را ممکن مي سازند.
براي شناخت توسعه ابزارهاي مالي، بهتر است سرمايه گذاري و انواع تقسيم بندي اوراق بهادار بطور اختصار شرح داده شود:
سرمايه گذاري عبارت است از: به تعويق انداختن مصرف وجوه در حال حاضر، به اميد دريافت عايدات بيشتر در آينده سرمايه گذاريها به دو دسته عمده تقسيم مي شود:
1. سرمايه گذاريهاي فيزيکي: اين سرمايهگذاريها عبارت است از اجراي پروژه و طرحهاي صنعتي که منجر به ايجاد دارايي فيزيکي ملموسي شود.
2. سرمايه گذاري مالي: اين نوع سرمايهگذاري عبارتست از صرف پول براي خريد اوراق بهادار، مانند: اوراق قرضه، سهام ممتاز و غيره که مي توان بعنوان سرمايه گذاري مستقيم طبقه بندي كرده، آن را به اوراق بهادار غيرقابل معامله و اوراق بهادار قابل معامله طبقه بندي كرد.
اوراق بهادار غيرقابل معامله را نميتوان در بازار خريد و فروش کرد و قابليت تبديل آنها به وجه نقد اندک است که در اين مورد مي توان از سپرده هاي پس انداز نام برد.
اوراق بهادار قابل معامله براحتي در بازار خريد و فروش مي شوند و سرعت تبديل به نقدينگي آنها زياد است. اين اوراق بهادار به اعتبار ديگر، به دو گروه عمده: اوراق بهادار بازار پول و اوراق بهادار بازار سرمايه، طبقه بندي مي شوند. اوراق بهادار در بازار پول شامل:
الف- اسناد خزانه ب- گواهي سپرده ج- پذيره هاي بانکي د- اوراق تجاري ه- وام وجوه فدرال خ- وام هاي دلار اروپايي ز- قراردادهاي بازخريد
اوراق ياد شده داراي چند ويژگي هستند:
1. نقدينگي بالا 2. سررسيد کوتاه مدت تا 270 روز 3. خطر پايين عدم پرداخت 4. فاقد کوپن هستند و با کسر فروخته ميشوند، بعبارت ديگر در زمان مورد نياز وجه نقد مي توان آنها را تنزيل كرد.
ابزارهاي بازار سرمايه: از جمله ابزارهاي اين بازار که از نوع بلندمدت است، از اوراق سهام (سهام عادي، سهام ممتاز) و اوراق بهادار با درآمد ثابت ميتوان نام برد. بطور کلي نمودار (شماره 1) را مي توان براي ابزار مالي ارائه داد:
بنابراين توجه به گستردگي اين ابزارها، که در حال حاضر در اکثر بورسهاي عمده جهان در حال معامله هستند، موجبات گستردگي بازار سرمايه کشورها ميشوند و موسسات نيازمند از راه بازارهاي اوليه و ثانويه نيازهاي مالي خود را تامين كنند.
نتيجه گيري
با توجه به معرفي ابزارها در اين مقاله از آنجاييکه تعداد محدودي از اين ابزارها در بازار سرمايه ايران در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرد بايد گفت که پيچيدگي ابزار مالي به خودي خود اتفاق نمي افتد. اين پيچيدگي حاصل پيچ وتاب شرايط اجتماعي است. طراحي ابزارهاي پيچيده به منظور رفع نواقص ابزارهاي اوليه است. ابزارهاي جديد سرمايه گذاري حق انتخاب مي دهند، خطر را كم ميكنند، در نتيجه، امکان گردآوري و تجهيز آخرين خطرات باقي مانده پس انداز در جهت سرمايه گذاري فراهم مي شود، ميعان بازار افزايش مي يابد، عمق و کارايي بازار و امکان گسترش مشارکت مردم فراهم ميشود و اندازه بازار گسترش مي يابد.
با توجه به سه کارکرد اقتصادي بازارهاي مالي شامل 1. بهبود فرايند قيمتيابي؛ 2. افزودن بر نقدينگي؛ 3. کاهش هزينه هاي معاملات؛ بهتر است بازارها از کارآمدي لازم برخوردار باشند زيرا در بازارهاي مالي کارآمد، قيمت ها بازتابي از کل اطلاعات گردآوري شده بوسيله همه دست اندرکاران بازار است. لازم است در بازار سرمايه ايران اقدامات زير صورت پذيرد:
1. آزاد سازي و مقررات زدايي در بازار؛
2. تشديد روند نهادي شدن بازار مالي؛
.3ايجاد ابزارهاي مالي بازارساز در بازار سرمايه کشور؛
.4پيشرفت تکنولوژي وابزارهاي اطلاع رساني براي استفاده کنندگان وسرمايه گذاران بالفعل وبالقوه؛
.5ايجاد بيمه و ابزارهاي کاهش خطر براي سرمايه گذاران؛
.6ايجاد بازارگردانها و توسعه آنها در بازار بورس؛
.7توسعه سبد گردانها در بازار بورس؛
.8تاسيس شرکت تامين سرمايه در بازار بورس؛
9. ايجاد فرهنگ پس انداز و سرمايه گذاري آن در بازار سرمايه ايران؛
.10امنيت سرمايه گذاري در بازار سرمايه ايران.
ابزارهاي مالي نقش بسزايي در گسترش بازار سرمايه ايفا مي کنند و بازار سرمايه ايران نياز ضروري به ابزارهاي بازارساز و ابزارهاي جديد مالي دارد تا بتواند وظيفه اصلي خود جهت جلب سرمايه گذاران بالفعل و بالقوه ايفا نمايد تا بازار سرمايه ايران از كارآمدي لازم در اين زمينه برخوردار باشد.
منبع : نشریه تدبیر
در محيطي كه امروز در آن مشغول به كار هستيم يكي از مهم ترين فاكتورهاي بقا و پيشرفت يك شركت، چابُكي آن است. شركت ها در اين محيط، چگونه بايد عمل كنند تا بتوانند در عين اين كه خود را حفظ مي كنند از تغييرات، حداكثر منفعت را برده و هر چه بيشتر در راه پيشرفت گام بردارند. سيستم توليدي چابك (AMS) روشي جديد براي مقابله با اين چالش است.
صنعت توليد همواره در معرض تغيير پارادايم بوده است. اين تغييرات از صنعت دستي به توليد انبوه، سپس به توليد ناب و در عصر حاضر به توليد چابك (AMS) در حال گذار بوده است.
در طول تاريخ سه تغيير پارادايم در توليد وجود داشته است، اين تغييرات به شرح زير است:
دوره اول: در اين برهه از زمان، توليد دستي بوده است. از ويژگي هاي اين دوره سطح توليد بسيار پايين، نظام استاد و شاگردي، كيفيت پايين محصولات، وجود كارگران ماهر، وجود ماشين هاي چند منظوره، تولد سيستم كارگاهي، وجود سازماندهي غير متمركز و قيمت بالاي محصول است.
دوره دوم: دوره توليد انبوه «هنري فورد» بود كه مي توان راه اندازي خط مونتاژ متحرك، قابليت تعويض كامل و اتصال قطعات مختلف به يكديگر، كاهش زمان چرخه كاري، تعويض پذيري كارگران، خلق افراد جديدي مانند تعميركاران و مهندسان صنايع و كاهش زمان راه اندازي ماشين آلات را به عنوان ويژگي هاي اساسي اين دوره نام برد.
البته نبايد از نام استون كسي كه مكمل كارهاي فورد بوده به سادگي گذشت. هر چند هنري فورد با موفقيت، توليد انبوه را در كارخانه به ثمر رساند اما هرگز نتوانست دستگاه سازماندهي و مديريتي به وجود آورد كه بتواند سيستم كلي كارخانه ها، عمليات مهندسي و سياست هاي بازاريابي، يعني همه دستاوردهاي توليد انبوه را اداره كند. استون توانست سيستمي را كه فورد پيشگام آن بود تكميل كند و به شكل امروزي آن در آورد.
دوره سوم: اين دوره، دوره فلسفه توليد ناب (سيستم توليدي تويوتا) بود كه بنيان گذار و مغز متفكر آن «تايي چي اوهنو» بود. فلسفه توليد ناب، بر مبناي حذف هر نوع فعاليت بدون ارزش افزوده استوار است. توليد ناب اصولي دارد كه اين اصول عبارتند از: حذف ضايعات، عيوب صفر، تيم هاي چند منظوره. كاهش لايه هاي سازماني. رهبري تيمي، سيستم هاي اطلاعاتي عمودي، بهبود مستمر و سيستم كششي.
دوره چهارم: در اين دوره توليد چابك (AMS) با هدف هايي از جمله: اغناي مشتري، اهرمي كردن اثر اطلاعات و افراد، تسلط بر تغييرات و عدم اطمينان و افزايش رقابت پذيري از طريق همكاري به روي كار مي آيد.
تاريخچه چابكي به دوره ركود صنايع ايالات متحده بر مي گردد. با توجه به ركود صنايع توليدي ايالات متحده و از دست دادن رقابت پذيري در طول دهه1980 كه به خوبي مستند شده بود، در سال1990 كنگره آمريكا تصميم گرفت تا اقداماتي ضروري در اين مورد انجام دهد. در نتيجه كنگره به وزارت دفاع دستور داد كه آژانسي را ايجاد كند تا صنعت توليد ايالات متحده را با هدف رقابتي تر كردن آنها، مورد بررسي قرار دهد.
در واقع با مشاهده اينكه نرخ تغيير در محيط كسب و كار بيشتر از نرخ سازگاري با محيط است، گروهي از متخصصان و دانشگاهيان در دانشگاه لي هاي در ايالت پنسيلوانيا، از طرف وزارت دفاع با اين هدف كه چه سيستم و استراتژي هايي در صنعت موفق تر خواهند بود، گرد هم آمده و صنعت توليد ايالات متحده را مورد بررسي قرار دادند. نتيجه تلاش هاي اين گروه گزارش دوجلدي با عنوان «استراتژي بنگاه هاي توليدي قرن21» بود كه در پاييز1991، به وسيله «ياكوكا» در دانشگاه «لي هاي» منتشر شد و در همان زمان نام چابُك بر روي آن قرار گرفت.
تعاريفي از توليد چابك (AMS)
بعد از انتشار گزارش يا كوكا در سال1991 ، كتاب ها و مقاله هاي زيادي در اين زمينه به چاپ رسيده و تعاريف متفاوتي از توليد چابك مطرح شده است. از جمله اين مطالب مي توان به مقاله هاي محصولاتي با كيفيت بالا و بر اساس خواسته مشتري، تاكيد بر شايستگي هاي اساسي و ايجاد تحرك پذيري، پاسخگويي به نيازهاي مشتري، تركيبي از تكنولوژي هاي گوناگون، پاسخ به تغيير و عدم اطمينان، تكامل تدريجي تكنولوژي هاي توليدي، يك استراتژي توليد جهت كسب مزيت هاي رقابتي، همكاري در داخل و بين بنگاه ها، بهره گيري از تغييرات به عنوان يك فرصت، توانايي شكل دهي مجدد و توانمندي بقا و پيشرفت، اشاره كرد.
البته در زمينه سيستم توليدي چابك (AMS) تعاريف بسيار زيادي مطرح شده است. اما يكي از تعاريفي كه مفيد و جامع به نظر مي رسد، تعريف موسسه يا كوكا است، كه به شكل زير تعريف شده است:
سيستم توليدي با توانمندي هاي فوق العاده(توانمندي هاي داخلي، تكنولوژي هاي سخت و نرم، منابع انساني، مديريت تحصيل كرده و اطلاعات) جهت برآورده كردن نيازهاي در حال تغيير بازار (سرعت، انعطاف پذيري مشتريان، رقبا، تامين كنندگان، زير ساختار، پاسخگويي)، سيستمي كه به سرعت تغيير مي كند و اين تغيير از طريق مدل هاي محصول يا تغيير بين خطوط محصول (انعطاف پذيري صورت مي گيرد) و در حالت ايده ال پاسخي آني به تقاضاي مشتري است.
بر اساس تعريف بالا، سيستم توليدي چابك در يك شركت در چهار بعد زير تعريف مي شود:
- استراتژي هاي قيمت گذاري بر اساس اغناي مشتريان
- همكاري كه رقابت پذيري را افزايش مي دهد
- سرمايه گذاري هايي كه اثر اطلاعات و افراد را اهرمي مي كند
- تسلط سازماني بر تغييرات و عدم اطمينان.
توانا سازنده هاي (ENABLERS) توليد چابك (AMS)
توليد كننده هاي چابك با توجه به عدم اطمينان محيطي بايد پاسخگوي مواردي مثل تغييرات سريع بازارها، فشارهاي رقابت جهاني، كاهش زمان رسيدن به بازار، افزايش همكاري بين و داخل بنگاه ها، روابط تعاملي زنجيره ارزش، افزايش ارزش اطلاعات و توزيع، بازاريابي و منبع گزيني جهاني باشند.
توليد چابك (AMS) را مي توان به عنوان ساختاري در نظر گرفت كه در داخل هر شركتي، توانايي توسعه محصولات و استراتژي هاي كسب و كار را داراست. اين ساختار به وسيله سه منبع اوليه پشتيباني مي شود كه عبارتند از:
ساختار مديريتي و سازمانيِ نوآورانه، افراد توانمند با دانش و مهارت بالا، تكنولوژي هاي هوشمند و انعطاف پذير.
به عبارت ديگر چابك (AMS) را مي توان به عنوان يكپارچگي سازمان، افراد با دانش و مهارت بالا و تكنولوژي هاي پيشرفته براي رسيدن به نوآوري و همكاري در پاسخ به نيازهاي مشتري در نظر گرفت.
محققين سيستم توليد AMS ،در10 نوع ابزار، متد و روش توانا سازنده مورد نياز براي استقرار سيستم توليد چابك (AMS) معرفي كرده اند كه در اينجا فقط به عناوين آن اشاره مي كنيم:
بنگاه مجازي، تجارت الكترونيكي، ساخت سريع نمونه اوليه، توانمند سازي، بهبود مستمر، افراد چند مهارته، كارهاي تيمي، مهندسي همزمان، مديريت تغيير و ريسك، سيستم اطلاعاتي يكپارچه كسب و كار، توليد، محصول.
نتيجه گيري
با توجه به مطالب گفته شده به اين نتيجه خواهيم رسيد كه هر سازماني براي بقا و پيشرفت در اجتماعِ در حال رشد و غيرقابل اطمينان امروز به سيستم هاي توليدي چابك خود نياز دارد. اين امر مستلزمِ داشتن توانا سازنده است.
بازار ERPدرایران
چكيده
اين پژوهش که حاصل تلاش يکساله کارشناسان يكي از شرکتهاي نرم افزاري است با هدف ارائه آمار و اطلاعاتي مناسب از وضعيت بازار ERP ايران، در ابعاد زير انجام شده است:
_ شناسايي و تعريف ردههاي بازار ERPايران،
_ شناسايي حجم بالقوه بازار، براساس تعداد شركتهاي موجود در هر رده،
_ شناسايي وضعيت کمي و کيفي زيرساختهاي شركتهاي مستقر در هر رده از بازار،
_ شناسايي بهترين رده بازار براي سرمايه گذاري با توجه به توان و استعداد شرکت هاي ارائه دهنده ERP در ايران.
با توجه به هدفهاي ياد شده، اجراي اين پژوهش به شرح زير پيگيري شده است:
_ شناسايي جامعه آماري شرکتهاي موجود در بازار،
_ شناسايي و انتخاب شاخصهاي مناسب براي رده بندي بازار،
_ ردهبندي بازار ERP براساس بهترين و مناسب ترين شاخص و تحليل وضعيت ردههاي بازار.
مقدمه
در دنياي امروزي ، كسب و كار و فناوري اطلاعات، آن چنان در هم آميختهاند كه تفكيك اين دو در برخي از سازمانها، نا ممكن به نظر مي رسد. ERP (برنامه ريزي منابع بنگاه) و ERPII از راهكارهاي نوين مديريتي هستند كه در تركيب اين دو منظر، پا به عرصه نهادهاند.
مدتي است در كشور ما نيز نسبت به تهيه اين سيستم اقدام شده است و حتي سازمانها و شرکتهاي بزرگي نيز به خريد و پياده سازي آن مبادرت کرده اند که قضاوت در مورد موفقيت يا عدم موفقيت آنها خارج از حوصله اين پژوهش است. در اين پژوهش به منظور ارائه اطلاعاتي مناسب، براي انجام مطالعات اوليه و شناخت بازار از نگاه مديريتي و بازاريابي تلاش داشتيم تا يك چارچوب مناسب براي رده بندي و تقسيم بازار در سطح کشور ارائه دهيم. سعي ما بر اين است تا از اين راه پايهاي اساسي براي ساير پژوهشهاي بازار در اين حوزه را گذاشته باشيم و چارچوب مناسبي براي اتخاذ تصميم در سطح خرد و کلان ارائه داده باشيم.
بررسي و مرور ادبيات پژوهش
همان گونه که آگاهي داريد در بسياري از سازمانها، سيستمهاي نرمافزاري مختلفي، مانند: حسابداري، فروش ، حقوق و دستمزد ، انبار و ... به صورت مجزا در حوزه هاي كاركردي سازمان، مانند: واحد مالي، واحد بازرگاني، واحد اداري ، واحد برنامه ريزي توليد و ... مستقر شده است كه مورد بهرهبرداري قرار ميگيرند و هر يك نيز به تنهايي در حوزه سازماني مربوطه به نسبت موفق عمل مي كنند. ولي با تغييرات سريع و تحولات شگرفي كه در بازار رقابت بين سازمانهاي توليدي و خدماتي صورت گرفت بسياري از آنها براي ادامه حيات با مشكلاتي اين چنيني روبه رو شدند:
_ پيچيدگي فرايند زنجيره تامين،
_ ضعف در مديريت ارتباط با مشتري،
_ عدم انعطاف در پاسخگويي به ظهور بازارهاي جديد،
_ عدم انعطاف در پاسخگويي موثر به نوسانهاي تقاضا و....
سيستمهاي سنتي كه به صورت جزيرهاي در سازمان پراكنده بودند و ماهيت كاركردي داشتند، به علت عدم يكپارچگي و فقدان ارتباط بين آنها و نبود زير ساخت و بستر مشترك نرم افزاري و سخت افزاري، نتوانستند گام مناسبي در حل مشكلات ياد شده داشته باشند. براي حل اين مشكلات نياز به سيستم جامعي كه پاسخگوي طبيعت فرايند گراي سازمان باشد تا بتواند تمام حوزه هاي سازماني و فعاليت آنها را يكپارچه سازد، احساس ميشد.
بدين ترتيب، سيستم برنامه ريزي منابع سازماني براي شناسايي ، تقويت واصلاح اين نقاط ضعف ، در بسياري از سازمانها پياده سازي شد. در ادامه به منظور دستيابي به اطلاعاتي مناسب از وضعيت سيستمهاي برنامه ريزي، منابع سازماني، مسير تکاملي اين سيستم، سيستمهاي اطلاعاتي و مباني تقسيم بندي بازار ارائه و تشريح شده است.
1- مسير تکاملي سيستمهاي برنامه ريزي منابع سازماني
در يک تحليل کلي براي رسيدن به تعريف مناسب تر از برنامه ريزي منابع سازماني، ميبايستي به مسير تکاملي سيستم هاي اطلاعاتي نيز نگاه کرد، تا با شناخت بهتر اين سيستم، تعريف بهتري از آن را ارائه داد.
1-1. انواع سيستمهاي برنامه ريزي منابع
1-1-1. برنامهريزي فرايندي مواد: (BOM) سيستمي است كه موجودي هر كالا را با توجه به صورت مواد، در سطح مناسب و معيني نگه ميدارد كه، شامل: تشخيص نيازهاي انبار، جبران كسري قطعات، ردگيري مصرف هر يك از قطعات ، موازنه انبار و گزارش وضعيت موجودي است .
1-1-2. برنامه ريزي نيازمنديهاي مواد:(MRP) سيستمي است كه با ارائه برنامه زمانبندي مشخصي، تامين مواد مورد نياز را براي فرآيند توليد، برنامه ريزي ميكند و با استفاده از اطلاعات ورودي، مانند: نيازمنديهاي توليد محصولات نهايي مختلف، ساختار سيستم توليد، سطح موجود ي فعلي هر يك از كالاهاي تمام شده در انبار، مي تواند يك برنامه زمانبندي شده براي عمليات توليد و خريد مواد اوليه ارائه دهد.
1-1-3. برنامهريزي منابع توليد: (MRP II) سيستمي است كه با پشتيباني مجموعه گسترده اي از فعاليتها در راستاي هماهنگسازي فرايندهاي توليدي و طراحي به کار ميرود. اين سيستم از مديريت توليد، خريد قطعات، كنترل موجودي انبار، تا توزيع محصول نهايي را در بر ميگيرد.
1-1-4. برنامه ريزي منابع سازماني: (ERP) سيستمي است كه تمامي بخشها و وظايف يك سازمان را در بستر فناوري اطلاعات يكپارچه ميسازد به گونهاي كه بتواند تمامي نيازمنديهاي بخشهاي مختلف سازمان را تامين كند و منابع سازمان را به سرعت ، دقت و با كيفيت بالا در كنترل مديران سطوح مختلف سازماني قرار دهد، تا بتواند از آن، در جهت بهبود فرايند برنامه ريزي و تصميم گيري، كمك بگيرد. بخشهاي مختلفي كه در اين زمينه ميتوانند مفيد و اثرگذار باشند، عبارتند از: مديريت كيفيت ، مديريت مالي ، مديريت ساخت ، منابع انساني و ...
1-2. انواع سيستمهاي اطلاعاتي
1-2-1. سيستم پردازش فعاليتها:(TPS) سيستمي است كه به پايين ترين لايه هرم مديريت (سطح عملياتي سازمان) ارائه خدمت مي كند. اين سيستم مسئوليت ثبت و نگهداري تراكنش هاي روزانه، از قبيل: ثبت سفارش ، سوابق پرسنلي ، حقوق و دستمزد ، رزرو هتل و ... را به عهده دارد.
1-2-2. سيستمهاي اطلاعاتي مديريت: (MIS) سيستمي است كه با فراهم كردن گزارشهاي عملكردي به لايه مياني مديريت سازمان ، ارائه خدمت مي كند. اين سيستم دادههاي مورد نياز را از سيستم پردازش فعاليتها، دريافت ، دسته بندي و... خلاصه ميكند و گزارشهاي مديريتي براي بازه هاي زماني روزانه ، هفتگي، ماهانه و ساليانه تهيه و ارائه ميكند.
1-2-3. سيستمهاي پشتيباني تصميمگيري: (DSS) سيستمي است که مانند لايه پيش به مديران مياني سازمان خدمات ارائه ميدهد. اين سيستم ضمن دريافت داده هاي مورد نياز از دو لايه پيشين، از اطلاعات خارج سازماني نيز استفاده کرده، گزارشهايي براي تصميم گيري سريع مديران فراهم مي آورد.
1-2-4- سيستمهاي اطلاعاتي مديران ارشد: (ESS) سيستمي است كه به مديران ارشد سازمان كه در بالاترين لايه هرم مديريت هستند ارائه خدمت ميكند. اين سيستم با استفاده از دادههاي محيطي سازمان و دادههاي سيستمهاي سه رده پيشين به حل مسائل پيچيده سازماني ميپردازد .
1-2-5. هوشمندي سازماني: (BI) سيستمي است كه با جمع آوري ، طبقهبندي و معنا بخشي به داده ها، مي تواند تحليل جامع و واقع بينانه اي از شرايط و وضعيت کسب و كار براي تصميم سازي به مديران عالي ارائه دهد. هر دو دسته اين سيستم ها براي كمك به تصميم گيري در لايه هاي مختلف مديريت در راستاي تحقق هدفهاي استراتژيك، تاكتيكي و عملياتي سازمان نقش پراثري دارند، ولي با بالا رفتن حجم اطلاعات در سازمانها و پيچيدگي روز افزون فرايندهاي كسب و كار، نياز به سيستم برنامه ريزي منابع سازماني به عنوان يك راه حل نوي مديريتي براي يكپارچه ساختن سيستم ها، در حوزه هاي مختلف و فعاليت هاي مرتبط، احساس شده است.( منابع شماره3و4)
1-3. تعريف برنامه ريزي منابع سازماني و تقسيم بندي بازار
1-3-1. برنامه ريزي منابع سازماني
تمامي سيستم هايي كه در تاريخچه برنامه ريزي منابع سازماني از آنها نام برده شد، براي سرويس دهي به سطوح مختلف هرم سازماني پياده سازي شدند و حوزه فعاليت آنها از چارچوب سازمان خارج نمي شد ، حتي در سيستم سنتي ERPنيز وسعت يكپارچگي به اندازه خود سازمان بود كه با آمدن ERPII مفهوم Enterprise وسعت بيشتري به خود گرفت و دامنه آن به گستردگي تمامي زنجيره ارزش شد ، زيرا امروزه سازمان ها براي ماندگاري خود چاره اي جز اين ندارند كه نيازمنديهاي ذينفعان سازماني، از قبيل: مشتريان ، تامين كنندگان ،سهامداران و شركاي مالي و... را به بهترين گونه برطرف كرده، احساس شعف و رضايت را در آنان به وجود آورند. با اضافه شدن دو بخش مهم و استراتژيك: مديريت ارتباط با مشتري و مديريت زنجيره تامين به سيستم سنتيERP و با استفاده از تكنولوژي تحت وب، ميدان عملياتي ERP از درون سازمان كه در حد توليد اطلاعات بود به دنياي بيروني توسعه داده شد و با در بر گرفتن شبكه اي از سازمانها به قلمرو دانش دست پيدا كرد و به ERPII شهرت يافت. (منابع شماره 5و6)
موسسه گارتنر برنامه ريزي منابع سازماني پيشرفته را چنين تعريف کرده است: ERPII يك استراتژي كسب و كار سازماني است كه در قالب مجموعه اي از سيستم هاي نرم افزاري بر اساس يك بهترين فرايند ويژه يك حوزه كسب وكار، پياده سازي مي شود و اجراي آن منجر به بهينه سازي فرآيندهاي درون سازماني و توانمند سازي همكاري هاي بين سازماني خواهد شد و در نهايت شبكه اي از زنجيره ارزش را براي تامين كنندگان، سازمان و مشتريان ايجاد مي كند (منبع شماره 7). با توجه به تعريفهاي ارائه شده در اين پژوهش مفهوم مورد نظر ما همان برنامه ريزي منابع سازماني پيشرفته خواهد بود که به اختصار برنامه ريزي منابع سازماني خوانده ميشود.
1-3-2. تقسيم بندي بازار برنامه ريزي منابع سازماني
از نگاه بازاريابي، ردهبندي بازار، هسته مركزي استراتژي بازاريابي است. در واقع ردهبندي بازار در پژوهش ما، اقدامي است براي تشخيص و مجزا كردن ويژگيهاي خريداران، به منظور:
_ انتخاب بازارهايي كه عرضهكننده محصول ERP ميخواهد يا ميتواند محصولات و خدماتش را در آنها عرضه كند.
_ طراحي محصولات براي پاسخگويي به احتياجهاي خريداران مورد نظر.
_ تنظيم برنامههاي بازاريابي بر اساس ويژگيهاي رده مورد نظر از بازار.
_ آگاه شدن هر متقاضي خريد از ويژگيهاي رده خود و استفاده از محصولات ERP متناسب با آن
تقسيم بازار امكان برنامهريزي، سازماندهي، كنترل و هماهنگي شركتهاي فعال در هر رده بازار را فراهم ميسازد. اين ردهبندي براي فروشندگان از اين ابعاد داراي اهميت است:
_ توجه به اندازه بازار در هر رده،
_ توجه به رشد بازار و در نظر گرفتن رشد احتمالي آن در هر رده،
_ توجه به موقعيت رقابتي و در نظر گرفتن افزايش يا كاهش رقابت در هر رده از بازار،
_ توجه به هزينههاي تصاحب هر بخش از بازار و در صورت لزوم صرفنظر كردن از آن.
_ توجه به قابليت انطباق بازار با هدفها و منابع سازماني و لزوم برنامهريزي براي آن.
با در نظر گرفتن موارد ياد شده، براي شركتهاي ارائه دهنده ERP مشخص ميشود كه تمركز بر چه رده يا ردههايي از بازار ميتواند براي آنها مناسب و سودآور است و برنامه مناسب در راستاي تحقق هدف در هر رده، چه برنامهاي خواهد بود.(منبع شماره 8)
2- تقسيم بندي بازار ERP ايران
از ديدگاه بازاريابي و نگاه مطلوب ما، بازار ERP ايران عبارت است از: مجموعهاي از خريداران بالقوه و بالفعل ERP كه در آن شركتها تمايل، توانمندي و دسترسي به اين راهحل سازماني براي انتخاب و پيادهسازي وجود داشته باشد.
براساس آمار و ارقام گردآوري شده از شركتها، آنها در 34 طبقه و بيش از 30 هزار شركت طبقه بندي شدند كه براي استخراج معنيدار ردههاي بازار، وضعيت نموداري آنها مورد استفاده قرار گرفته است. از ديد كارشناسان اين پروژه، شركتهاي با سرمايه ثبتي 100 هزار دلار و كمتر، در حوزه صنعت كشور شركتهاي كوچك يا خيلي كوچك محسوب شده، احتمال به كارگيري ERP در آنها بسيار اندك است. بنابراين ردهبندي معنيدار بازار به اين معني است كه شركتهاي با سرمايه ثبتي بيش از 100 هزار دلار، مبناي اين ردهبندي قرار گيرند. با اين وصف، تعداد شركتها به حدود20 هزار شركت كاهش خواهد يافت كه دامنه سرمايه ثبتي آنها در طيفي بين 100 هزار دلار تا 630 ميليون دلار قرار دارند. با تحليل وضعيت اين شركتها در نمودارهاي مختلف دستهبندي، ردههاي مختلف بازار حاصل شده است. براساس تحليل شماتيک نمودارهاي اين تحقيق، سه نقطه شكست و چهار طبقه ميتوان ارائه كرد که اين نخستين گام در جهت تقسيم بندي بازار است. در گام بعدي با ترسيم نمودارهاي بيشتر و تفکيک بيشتر نمودار اوليه ردههاي مختلف بازار ERP ايران به اين گونه است:
منبع دادههاي اوليه: وزارت صنايع و معادن،لوح فشرده دادهها، شركتهاي عضو بورس و شركتهاي زير پوشش ساير وزارتخانهها
3. تحليل اطلاعات ردههاي بازار ERP ايران
3-1. رده اول
اين رده دربرگيرنده شركتهاي بزرگ با سرمايه بيش از 100 ميليون دلار با اين ويژگيها است:
_ برخورداري از توان مالي بالا براي پرداخت هزينههاي اين راهحل سازماني،
_ گستردگي وضعيت زيرساختهاي شرکت و نياز به ايجاد هماهنگي و يكپارچگي،
_ پيچيدگي ساختار سازماني،
_ پيچيدگي محيط و اثرات آن بر سازمان و عملكرد آن،
_ گستردگي وظايف تخصصي و حيطه فعاليت اين سازمانها،
مجموعة اين عوامل و دلايلي كه در پي ميآيد، سبب ميشود اين گونه شركتها به سمت به كارگيري راهحل سازماني ERP حركت كنند:
_ نياز به استانداردسازي و كاهش رويههاي زائد،
_ نياز به اطلاعات شفاف با دسترسي آسان براي كنترل و تصميمگيري،
_ نياز به ايجاد ساختاري انعطافپذير براي رويارويي با تغييرات،
_ نياز به كسب رضايت مشتري به منظور افزايش رقابتپذيري و ماندگاري در بازار،
_ نياز به يكپارچهسازي اطلاعات سازماني، از جمله: اطلاعات مالي، منابع انساني، مشتريان و...،
_ نياز به پاسخ بهنگام به سفارشهاي مشتريان و كاهش موجوديها،
_ نياز به برنامهريزي و كنترل منابع سازماني،
_ نياز به همگام شدن با پيشرفت صنعت.
3-2- رده دوم بازار
رده دوم بازار ايران، شامل شركتهايي: با سرمايه ثابت بين 5 ميليون دلار تا 100 ميليون دلار است. اين ويژگيهاي زير ميتوانند عامل رويآوري شركتها و سازمانهاي اين رده، در به كارگيري ERP باشند:
_ برخورداري از توان مالي براي پرداخت هزينههاي اين راهحل سازماني،
_ دامنه وسيع زيرساختهاي ارتباطي و اطلاعاتي و نياز به ايجاد هماهنگي و يكپارچگي،
_ ساختار سازماني بزرگ و به نسبت پيچيده، كه متناسب با محيط پيچيده در حال تغيير است،
_ تخصصي بودن وظايف و حيطه فعاليت در اين سازمانها.
3-3- رده سوم بازار برنامهريزي منابع سازماني ايران
رده سوم بازار ايران در برگيرنده شركتهايي با سرمايه 1 ميليون دلار تا 5 ميليون دلار است. اين رده از شركتهاي متوسط و به نسبت بزرگي تشكيل شده است كه در مقايسه با دو رده پيشين از نظر گستردگي و اندازه در دامنه پايينتري قرار دارند. اين شركتها نسبت به شركتهاي رده بالاتر، از ويژگيهايي برخوردارند كه توجه به آنها كمك مناسبي به شركتهاي ارائه دهنده اين راهحل سازماني خواهد بود:
_ فرايند تصميمگيري براي انتخاب ERP در اين شركتها از روند سريعتري نسبت به ردههاي اول و دوم برخوردار است.
_ فرايندهاي كاري در اين رده، در مقايسه با شركتهاي ردههاي بالاتر، از پيچيدگي كمتري برخوردار است.
_ زمان به نسبت كوتاهتر براي پيادهسازي، كوتاهتر بودن زمان آموزش سيستم جديد پياده شده، نياز به استانداردسازي و بهينه كردن فعاليتها و فرايندهاي كاري با درصد بالاتري نسبت به طبقات پيش از ويژگيهاي اين طبقه است.
3-4. رده چهارم بازار برنامهريزي منابع سازماني ايران
رده چهارم بازار ايران، در برگيرنده شركتهايي با سرمايه بين 100 هزار دلار تا 1 ميليون دلار است. عمده شركتهاي موجود در اين رده از بازار، با ERP و مفاهيم آن آشنايي ندارند. اين امر در كنار درآمد كمتر آنها، باعث ميشود كه احتمال به كارگيري ERP در آنها كمتر از ساير ردهها باشد.
4. تحليل ابعاد ساختاري و محتوايي ردههاي بازار ERP ايران
در بخش ديگري از اين گزارش، به بررسي طبقات بازار و شناخت وضعيت ابعاد ساختاري و محتوايي شركتهاي مستقر در ردههاي اول تا سوم بازار، با توجه به كاربري ERP پرداخته شده است که به دليل طولاني شدن مقاله، فقط خلاصه اي از آن ارائه ميشود.
4-1. ابعاد ساختاري
ردههاي مختلف از نظر ساختار سازماني (كه بيانكننده ويژگيهاي دروني سازمان است) داراي ويژگيهاي زير هستند:
_ رسمي بودن: رسمي بودن، زمان تصميمگيري براي انتخاب، به كارگيري و پيادهسازي ERP را در ردههاي بالاتر طولانيتر كرده، نقش مذاكره و چانهزني براي پيشبرد پروژه در اين بخش را با اهميتتر ميسازد.
_ تخصصي بودن واحدها: اين شاخص سبب ميشود تا شركتهاي ردههاي بالاتر بازار، نگاه دقيقتر و موشكافانهتري را براي انتخاب ERP مورد نياز سازمان خود به ارائه كنندگان داشته باشند. به دليل تعيين كننده بودن اين راه حل در انجام فرايندهاي كاري، اين شركتها از تيمهاي راهبري و شركتهاي بزرگ مشاورهاي تخصصي در اين زمينه استفاده ميكنند.
_ داشتن استاندارد،
_ سلسله مراتب اختيارات،
_ پيچيدگي،
_ حرفهاي بودن.
علاوه بر اين موارد، ويژگيهاي مشتركي به اين شرح نيز براي تمامي طبقات وجود دارد:
_ نسبتهاي پرسنلي،
_ متمركز بودن.
4-2. ابعاد محتوايي
ردههاي بازار از نظر ابعاد محتوايي سازمان (كه معرف كليت سازمان هستند) در وضعيتهاي زير قرار دارند:
_ اندازه: بيانكننده بزرگي سازمان است كه داراي متغيرهاي گستردهاي، مانند: فروش، كل دارايي، دواير متعدد و... است. اندازه بزرگتر ردههاي بالاتر بازار، از نظر مالي به كارگيري ERPهاي متناسب با نياز آنها را مقدور ساخته، از بعد سرعت تصميمگيري، سرعت اتخاذ تصميم در اين سازمانها را كاهش داده، نياز به ايجاد تغييرات را كمتر ميسازد.
_ تكنولوژي سازمان،
_ محيط،
_ فرهنگ،
_ هدفها و استراتژيهاي سازمان.
5. ميزان آمادگي شركتهاي مستقر در ردههاي بازار ايران براي ERP
در اين بخش ميزان آمادگي و توانايي شركتهاي مستقر در ردههاي چهارگانه بازار، در زمينه بهكارگيري و اجراي ERP مورد بررسي و سنجش قرار گرفته است. در اين راستا پس از مرور شاخصهاي ارزيابي توانمندي شركتها در به كارگيري و اجراي ERP، چندين شاخص انتخاب شد كه براي انتخاب نهايي آنها در حوزه ERP، از نظرات كارشناسان و خبرگان اجرايي شركتهاي پيادهساز ERP استفاده شد. در نهايت 4 شاخص براي سنجش ميزان توانمندي شركتهاي ايراني در پيادهسازي، بهكارگيري و اجراي ERP بدست آمد. اين شاخصها عبارتاند از:
1. زيرساختهاي فني شركتهاي موجود در ردههاي چهارگانه بازار:
منظور از زيرساختهاي فني وضعيت سختافزار، نرمافزار و سيستمهاي شبكهاي سازمانهاي مستقر در ردههاي مختلف بازار است.
2. ميزان آمادگي شركتها از بعد احساس نياز و تفكر مديريت در كاربري اين راهحل.
در هر سازمان، عزم و اراده مديران ارشد، به نشانة پشتيبان اصلي براي اجراي هدفهاي سازمان محسوب ميشود. در اين گزارش منظور از احساس نياز مدير، ميزان تمايل، توانمندي و پيگيري او در تحقق هدفهاي تعريف شده سازماني است.
3- ميزان آمادگي شركتها از بعد مهارتهاي نيروي انساني در به كارگيري اين راهحل:
برنامهريزي براي رسيدن به هدف در هر سازماني، مستلزم استفاده از نيروهاي كارآزموده و خبره است. ميزان آمادگي نيروي انساني شركتها در استفاده از ERP تعيين كننده سرعت يادگيري در استفاده از اين راه حل است.
4- ميزان بودجه اختصاصي شركتها براي خريد و به كارگيري اين راهحل:
به طور معمول سازمانها بودجه ويژهاي براي بخش IT خود اختصاص ميدهند. تعدادي از اين سازمانها تفكيك اين بودجه را براي ERP با توجه به هدف كلان خود مشخص ميكنند كه منظور ما در اين بخش همان بودجه تخصيصي است. براي تعيين ميزان آمادگي شركتهاي مستقر در چهار رده تعريف شده بازار ايران، علاوه بر دريافت نظر از شركتهاي ردههاي مختلف بازار، به اين دلايل از ارائهدهندگان ERP نيز نظرخواهي صورت گرفت:
_ فعاليت شركتهاي نرمافزاري در ردههاي مختلف بازار، و آگاهي از وضعيت بازار به دليل كار در بازار.
_ آگاهي كارشناسان شركتهاي نرمافزاري از وضعيت بخشهاي مختلف صنايع كشور.
با اين استدلال براي هر گروه از شركتها پرسشنامهاي طراحي شده و از راه مصاحبه حضوري و تلفني از 40 شركت بزرگ نرمافزاري كشور و همچنين 160 شركت مستقر در ردههاي مختلف بازار براساس شاخصهاي مشخص شده، اطلاعات مورد نياز فراهم آمد. براساس اطلاعات گردآوري شده از كارشناسان شركتهاي ارائه دهنده ERP، وزن و نمرات نهايي هر شاخص در هر رده به شرح جدول (2) حاصل شد:
6. جمعبندي ميزان آمادگي ردههاي بازار ايران براي به كارگيري ERP
با توجه به اطلاعات موجود در جدول بالا، ميتوان به نتايج زير دست يافت:
_ ميزان بودجه اختصاص يافته شركتها براي پيادهسازي و به كارگيري ERP (توانايي مالي) از رده اول به سمت رده چهارم رو به كاهش است. شركتهاي ردههاي اول و دوم در بهترين جايگاه قرار دارند.
_ سطح مهارت نيروهاي انساني در تمامي ردهها تقريباً مشابه است. اين امر بيانگر اين مطلب است كه شركتهاي ارائهدهنده ERP از بُعد آموزش نيروي انساني و فرهنگسازي براي كاربري اين راهحل سازماني، در ردههاي مختلف بازار وضعيت يكساني را پيش رو خواهند داشت.
_ ميزان احساس نياز و تفكر مثبت مديران ارشد در زمينه پيادهسازي و به كارگيري اين راهحل سازماني، در رده دوم، در بيشترين حد قرار دارد. شركتهاي موجود در ردههاي سوم و اول در ردههاي بعدي قرار دارند.
_ وضعيت آمادگي زيرساخت فني در شركتهاي رده اول و دوم تقريباً يكسان است. اما تفاوت رده دوم با سوم بيشتر است. نكته جالب آن است كه زيرساختهاي فني رده سوم با رده چهارم تفاوت فاحش دارند.
_ بر مبناي جميع معيارها، ردههاي اول و دوم بازار، مطلوبترين و مناسبترين بخشهاي بازار براي شركتهاي ارائهدهنده ERP محسوب ميشوند. و به همان ترتيب رده سوم با اختلاف قابل توجهي از دو رده اول و دوم، در جايگاه سوم قرار دارد.
7. موانع و مشكلات بكارگيري ERP، از نظر كارشناسان طرف بازار
بخشي از پرسشنامه ارسالي به شركتهاي مستقر در طرف بازار ERP ايران در اين پژوهش، به شناسايي موانع و مشكلات شركتها و سازمانهاي ايراني در انتخاب، به كارگيري و پيادهسازي ERP، اختصاص داده شد. پس از گردآوري و جمعبندي اطلاعات، عوامل و موانع زير به عنوان مهمترين مشكلات موجود در پيادهسازي و به كارگيري ERP عنوان شد:
_ نبود برنامه مدون و تفكر استراتژيك در سطح مديريت كلان شركتهاي ردههاي مختلف بازار، براي انتخاب و به كارگيري ERP،
_ بالا بودن هزينههاي خريد و پيادهسازي ERP ،
_ نبود مجري مسلط و كارآزموده براي پيادهسازي در اين زمينه،
_ مشكلات مربوط به مهندسي مجدد فرايندهاي كاري و اصلاح روشهاي سنتي براساس تجربههاي موفق (بهترين فرايندها)،
_ عدم دسترسي به شركتهاي توانمند خارجي و عدم پشتيباني مستقيم اين شركتها از محصولات خود به علت تحريمهاي بينالمللي،
_ لزوم تغييرات زياد براي پيادهسازي ERP در سازمان، كه مشكلات زيادي به همراه خواهد آورد،
_ فراهم نبودن بستر فرهنگي لازم براي پذيرش سيستمهاي جديد در سازمان از سوي كاركنان،
_ ضعف امكانات زير ساختي سازمانها و شركتهاي مستقر در ردههاي مختلف بازار،
_ نامناسب بودن نرمافزارهاي ارائه شده در بازار و ناهماهنگي آن با سيستمهاي فعلي،
_ آگاهي و آشنايي اندك مديران از مزايا و منافع به كارگيري اين راهحل سازماني.
نتيجهگيري
در اين گزارش پس از مشخص كردن طبقات مختلف صنعت كشور، ردهبندي بازار ERP براساس سرمايه ثبتي شركتها ارائه شد. نتيجه اين كار، ارائه ديدي كلان از وضعيت شركتهاي مستقر در ردههاي مختلف بازار ايران بود. در اين پژوهش ردههاي مختلف بازار ايران در چهار رده دسته بندي شد.
براساس اطلاعات به دست آمده، اين موارد از عوامل مهم رويآوري شركتهاي مستقر در ردههاي مختلف بازار به ERP بوده است:
_ وجود فرايندهاي به نسبت پيچيده كاري در ردههاي بالاي بازار، كه به طرف ردههاي پايينتر از ميزان آن كاسته ميشود.
_ گستردگي فعاليتها و منابع سازماني و نياز به كنترل و هماهنگي ميان حوزههاي كاري مختلف، به ويژه در ردههاي بالاتر،
_ حركت به سوي صادرات محصولات، به منظور حفظ ماندگاري سازمان و افزايش رقابت در ميان شركتهاي فعال در يك حيطه كاري مشخص و ورود رقباي خارجي به بازار اين شركتها،
در مورد چهار رده به دست آمده از بازار ERP ايران، تحليل هاي ساختاري و محتوايي ارائه شد. در بخش ديگري نيز به بررسي وضعيت آمادگي زيرساختهاي سرکتها و سازمانهاي ايراني براي پياده سازي اين راه حل، پرداخته شد. در بخش پاياني نيز مشکلات حرکت به سمت پياده سازي اين راه حل از ديد کارشناسان عنوان شد.
منبع : نشریه تدبیر
دادا» یا «دادائیسم» جنبش ادبی و هنری بود که بین سالهای ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۲ در اکثر کشورهای اروپایی جریان یافت. درواقع نهضت بین المللی بود که زائیده هرج ومرج، اضطراب، پریشانی وناامیدی جنگ جهانی اول محسوب می شد. این مکتب را تریستان تزارا (Tristan Tzara ) در سال ۱۹۱۶ در سوئیس بنا نهاد و نام آن را بطور تصادفی از میان لغات یک دیکسیونر فرانسه ـ آلمانی «دادا» انتخاب کرد. «دادا» در زبان کودکان به معنای «اسب» و در زبان محاوره ای به معنی «فکر و ذکر» است. که البته در ارتباط بااین مکتب کاملاً بی معنا است.
مارسل یانکو (M.Yanco) نقاش رومانیایی، ماکس ارنست(M.Ernest) نقاش و شاعر آلمانی، ژان آرپ(J.Arp) ریشارد هوئلزنبک آلمانی (R.Huelsenbeck)، هوگوبال (H.Ball) و فرانسیس پیکابیا از جمله اولین طرفداران تزارا بودند که زیر پرچم دادائیسم گرد آمدند. دادا، جنبش هنری که به عنوان طغیانی در برابر سرخوردگیهای ناشی از جنگ جهانی اول بود، تا ۱۹۲۲ ادامه یافت. دادا هر چند عمر کوتاهی داشت و فقط در چند شهر متمرکز بود، تأثیر فوقالعادهای از خود به جای گذاشت، و موجب شد که جنبشهای هنر پیشتاز، میثاقها، ارزشهای فرهنگی دیرینه را به چالش گیرند. دادا از جمله حرکتهای مهمی بود که جنبش فراواقعگرایی (سورئالیسم) در پاریس از آن نشأت گرفت
مرکز فعالیتهای دادائیستی در زوزیخ «کاباره ولتر» بود، کلوپ شبانهای که در فبریهٔ ۱۹۱۶ به وسیلهٔ هوگو بال، شاعر و موسیقیدان آلمانی، تأسیس شد. خواندن شعرهای بیمعنا، که گاه به تکرار در یک زمان، همراه با موسیقی گوشخراش، از جمله برنامههای معمول این کاباره بودند. در تابستان ۱۹۱۶، لفظ «دادا» برای نامیدن کار و هدف این گروه برگزیده شد؛ و به جای نام ولتر، که نویسندهٔ بزرگ اخلاق و طنزپرداز بود، انتخاب گردید. اعمال و رفتار غیر متعارف در این کلوپ شبانه موجب شکایت ساکنان اطراف آن شد درنتیجه، در ۱۹۱۷ به اجبار تعطیل گردید
. ویژگیها و عقاید دادائیستها
۱- هیچ گرایی: جنبش دادا نهضتی نیهیلیستی (هیچ گرایانه) بود. آنان «پوچی» را به عنوان سمبول ادبی و هنری خود برگزیده بودند. شعار آنان این بود که: «ما نه ادبیات می خواهیم نه ادیبان را، نه هنر می خواهیم نه هنرمندان را، ما موسیقی نمی خواهیم، عقل و خرد را نمی خواهیم، وطن و سیاست را نمی خواهیم. ما از همه چیز بیزار و فراری هستیم. سمبول ما «هیچ» است و پیرو نیهیلیسم هستیم. پاینده باد «پوچی»، زنده باد «هیچی». و اینچنین به «تازگی خواهیم رسید.»
۲- هرج ومرج طلبی : آئین دادائیسم همه چیز را به تمسخر می گرفت. به همه چیز اعتراض می کرد. آنان می خواستند با از بین بردن قانونها ومرزها و تحریک مردم، هرج ومرجی در ادبیات و هنر به وجود آورند
۳- خردستیزی: عقل و منطق برای داداها کسالت آور بود. آنان عقل را عاجز از فهم زندگی و منطق را زنجیری برای ذهن می دانستند..
۴- هنجارستیزی: این جنبش هرچیز متعارفی را مردود می دانست. به تعریف خود دادائیستها: «دادا حماقتی بیش نیست که درملأ عام متعارفها را به دار می کشد.»
۵- تناقض گویی: ضد و نقیض گویی از ویژگیهای بارز این نهضت ادبی بود. به عنوان مثال داداها در زمان جنگ، شعار صلح به هر قیمت و در زمان صلح، شعار جنگ به هر قیمت را سرمی دادند.
۶- نفی همه چیز: تریستان تزارا در یکی از بیانیه های خود اعلام کرد «مکتب ما ذهنیتی منفی و مخرب ولی بزرگ است» دادائیستها پشت این ظاهر ویرانگر و انکارگر خود، در ایجاد خلاقیت و آفرینش نو قدم بزرگی برداشتند. آنان با انکار تاریخ، منطق و عقل، قوانین اخلاقی و اجتماعی و تکذیب متعارفهای هنری و ادبی می خواستند به سرشت ناب درون انسان و حقیقت دست پیدا کنند. چرا که فکر می کردند اینها همه به صورت یک اسم و واژه درآمده اند. و در اثر روزمرگی و عادت از معنا تهی شده اند. بنابر این باید این عادتها را از بین برد و با دیدی تازه به دنیا نگریست و همه چیز را از نو ساخت و به آن معنا بخشید. فرانسیس پیکابیا در نفی هنر می گوید: «هنر دارویی برای آدمهای دیوانه است پس تا دیوانه نباشی هنرمند نخواهی شد.» و در جای دیگر تزارا ادعا می کند که هنر را نباید جدی گرفت. اگر کسی آن را جدی بگیرد هرگز هنرمند نمی شود. دادائیستها حتی خودشان را نیز نفی می کنند، به گفته خودشان داداهای واقعی با دادائیسم مخالفند.
۷- شک به همه چیز: دادائیستها به همه نظامها و واقعیتهای موجود شک می کردند چرا که به دوام و ثبات هیچ چیز معتقد نبودند و همه چیز را برپایه تصادف و شانس می دانستند.دادائیسم منفی است از آن نظر که گذشته را انکار و ویران می کند ولی در عین حال مثبت است چونکه با شک به همه چیز به یک نوسازی می رسد. و شاید اهمیت دادا به همین ویژگی شک کردن به همه ارزشها و قالبها باشد.
۸- آزادی: آنان خواستار آزادی در سیاست، اخلاق، هنر و… بودند. و عقیده داشتند که باید ادبیات و هنر را از هر قید و بندی منجمله عقل ومنطق و زبان آزاد کرد تا در آن خلاقیت به وجود آید.
۹- سنت شکنی: دادائیستها حاکمیت همه چیز را مجاز می دانند به شرط آنکه تصورات مقدس اخلاقی و زیباشناختی آداب و رسوم گذشته راتکذیب کند. دادا زندگی در «حال» است. و آینده و گذشته و هرآنچه را که در آن هست را نفی می کند. از نظر آنان هنرمند دادا باید به گذشته پشت کند و در کل آن را فراموش کند تا بتواند در «امروزش» زندگی کند. دادائیستها می گویند: هنر و ادبیات یک نسل حق ندارد برای هنر و ادبیات نسل بعدش تعیین تکلیف کند. به همین دلیل است که آنان سنت را قبول ندارند چون فکر می کنند که برایشان تعیین تکلیف و تعیین مسیر می کند.
۱۰- ساختارشکنی: آنان هدفشان از هنر، خلق نبود بلکه به دنبال درهم شکستن چیزهای ساخته شده بودند و می خواستند با ویران کردن قالبهای کهنه، خلاقیت به وجود آورند و به نشاط، امید و سرخوشی که در آفرینش نو هست دست پیدا کنند. درواقع آنان دنیا را از بی تحرکی و راکدماندن نجات دادند باوجود آنکه گاهی زیاده روی هایی کردند ولی با شالوده شکنی های خود باعث جهش، جوشش و جنبشی در عصر جدید شدند
۱۱- بی نظامی: تریستان تزارا در یکی از بیانیه های خود به صراحت اعلام کرد که دادائیسم با هر نوع نظام و اصلی مخالف است و از نظر ما بهترین نظام «بی نظامی» است و ما فراتر از هر نظامی عمل می کنیم.
۱۲- رد کردن نقد: داداها مخالف نقد و منتقدین بودند و هرگونه نقد و انتقادی را از خود رد می کردند و به هیچ کس حق قضاوت نمی دادند. چون عقیده داشتند که منتقدین به دنبال مهجور و فسیل کردن «تازه ها» هستند
.
۱۳- رد کردن مدرنیسم: دادائیستها که خودشان ازمدرنیسمی چون فوتوریسم ریشه گرفته بودند و افکار فوتوریستی در رگهای آنان جریان داشت و خود زاییده فوتوریسم و به نوعی پدیدآورنده یک تحول جدید بودند با این وجود مخالف و علیه مدرنیسم بودند و به شالوده های زیباشناختی هنر مدرن حمله می کردند.
۱۴ در جست وجوی زبان نو: پیروان این مکتب به دنبال زبانی نو بودند. چون این زبان روزمره و عامیانه را قالبهای قراردادی، فرسوده و تجویزی می دانستند که به دست و پای ما می پیچند و باعث می شوند که نتوانیم آن احساس و سرشت حقیقی خودمان را بروز دهیم. حتی این زبان را برای ایجاد ارتباط و پیام رسانی نیز مناسب نمی دانستند. آنان می خواستند عرف تازه ای در زبان پدید آورند تا از امکانات خلاقه زبانی که معنای قطعی لغات خود را از دست داده است، استفاده کنند.
۱۵ بداهه گویی و خلق اتوماتیک وار: دادائیستها خلاقیت را در خلق و آفرینش خود به خودی و بدون هیچ اندیشه و تفکر از پیش تعیین شده ای می دانستند. از نظر آنان همه چیز باید در «حال» خلق شود. و آفرینش اتوماتیک وار و خودبه خودی می تواند ما را به اندیشه خالص و حقیقی برساند.
قالبهای ادبی و هنری دادائیسم:
۱ شعر: به عقیده داداها شعر نوعی هستی و زندگی است. شعر در کلمات خلاصه نمی شود بلکه در عمل ظاهر می شود که همان «زندگی» است. شعر دادائیستها مخالف قواعد و قوانین فنی شعر بود و با نوعی کولاژ لفظی براساس تصادف و همنشینی غیرمنطقی و اتوماتیک وار کلمات شکل می گرفت.
تریستان تزارا در یکی از بیانیه های خود اعلام کرد: «اگر می خواهید شعر بگویید تنها کافی است مقاله روزنامه ای را انتخاب کنید، تک تک کلمات آن را ببرید و داخل کیسه ای بریزید و پس از به هم زدن آن، یکی یکی کلمات را از درون کیسه بیرون آورید و به همان ترتیب روی کاغذ بازنویسی کنید و پس از پایان یافتن، شعر شما حاضر است و شما شاعر شده اید.»
۲ نمایش: اجرای فی البداهه بازیگران، بازیگری نویسنده، صحنه نامرتب، موسیقی پرسروصدا ونامناسب از مشخصات نمایشهای دادائیسم بود. بطوری که در این هرج ومرج، تماشاگران را نیز با خود همراه می کردند و آنان را هم به بازی می کشاندند. تماشاگران با پرت کردن اشیا بر روی صحنه، دست و سوت زدن وگاهی فریاد و ناسزاگفتن درواقع وارد صحنه نمایش می شدند و دادائیستها این را از ابداعات و ابتکارات خود می دانستند و از خشم مردم به خود می بالیدند و احساس می کردند به نتیجه و هدف دلخواه خود رسیده اند.
۳ نقاشی و موسیقی: داداها در نقاشی مروج هنر انتزاعی بودند. البته نقاشی و موسیقی آنان نیز مانند دیگر کارهایشان غیرمتعارف بود. موسیقی آنان همهمه ای از سر و صدا و آهنگهای گوشخراش بود که از اعتقاد آنان به تغییر، تناقض و بی نظمی ناشی می شد.
ساختارشکنی و فرم زدايی آگاهانه
اولين برنامه های دادا "شو" هايی بود با همراهی شعر و موسيقی. در جوار نمايشگاه بزرگ دادائيسم چند اتاقک برای پخش نمونه های موسيقی و اشعار دادائيستی اختصاص يافته است. در اينجا می توان با "انحرافات" دادائيستها روبرو شد: آهنگی که هارمونی را کنار زده و شعری که تا حذف زبان پيش رفته است.
اما خطاست اگر گمان رود دادائيسم "به کردار بازی" يا از سر تفنن به سنت شکنی دست می زد. محتوای دادا يکسره اجتماعی و عميقا سياسی بود، اما شايد به گونه ای منفی يا غيرمستقيم.
می توان گفت که دادا فريادی دردآلود است که از فرط خشم و غضب، رسم و راه بيان را از ياد برده، زبانش بند آمده و حرفش گنگ و نامفهوم شده است.
دادائيست ها در اشعاری بی معنی، با تقليد لحن فاخر خطابه ها و سرودهای ميهنی، آنها را به تمسخر می گرفتند. وقتی سياستمداران در تبليغات ميهن پرستانه ياوه به هم می بافند، سخن سرايان در شعرهای مطنطن بر واقعيات مخوف سرپوش می گذارند، و ژنرالها با خطابه های آتشين مردم را فريب می دهند، پس چرندگويی بالاترين هنر است!
آنها هيچ نمی گفتند، يا چيزی برای گفتن نداشتند. يا چيزی که می گفتند همان "هيچ و پوچ" بود. اما آنها برای "ياوه گويی" منطقی داشتند: وقتی هر کلامی، در نهايت تنها پوششی بر دروغ و فريب است، ديگر معنی به چه درد می خورد؟ وقتی هر پيامی دروغين است، پس ارتباط نامعتبر است. عدم ارتباط بر آن ترجيح دارد و می توان آن را به مقام هنر ارتقا داد. دادائيسم متنی است که از عدم ارتباط، هنر می ساآزد نواوريهاي دادا
پيروان دادا نه تنها به بنيادها و قرادادهای هنری پشت کردند، بلکه مرزهای رايج را نيز پس زدند. "هنر" آنها آميزه ای بود، اغلب ناهماهنگ، از چند هنر ديداری و شنيداری. برای يک اثر دادائيستی هيچ چيزی که نشانی از زندگی داشته باشد، بيگانه نيست. گاه عناصر "غير هنری" زندگی مصرفی را نيز به "آثار" يا تابلوهای خود راه می دادند: از قوطی حلبی تا دکمه اونيفورم!
آنها به قالب اثر هنری، کمپوزيسيون کلی اثر، هماهنگی عناصر و مواد کار آن با ديدی تازه نگاه کردند. هر تکنيکی می تواند درجايی سودمند باشد. اصل آنست که هنر ويژگی های زندگی مدرن را نشان دهد، که آشوب و ناهماهنگی بخشی از آنست.
دادائيست ها تکنيک کولاژ را (پس از نوآوری های پابلو پيکاسو و ژرژ براک) در سطح تازه و گسترده ای به کار بردند. آنها با فتومونتاژهای جسورانه شان راه طراحی و گرافيک مدرن را هموار کردند.
آنها به نفس آفرينش هنری با ديد تازه ای نگاه کردند. نبوغ هنری را انکار کردند و هنرمند را از آن مقام والا فرو کشيدند. به هنرمند مدرن جسارت و شهامتی بی سابقه بخشيدند تا بتواند خود را از بندهای "آکادميک" رها کند. برای آنها هنرمند تافته جدا بافته نبود. گفتند هرکس بتواند درد و احساس درونی خود را به نحوی مؤثر و تازه بيان کند، می تواند هنرمند باشد.
به کار آفرينشگران گمنام، انواع هنرهای مردمی و بومی، هنرهای ابتدايی، کارکردی، طراحی صنعتی و غيره ارزش نهادند. آنها به دستخط فردی و انحصاری هنرمند، بی اعتنا بودند. برخی از آثار آنها کار مشترک يا گروهی است و امضای هنرمندی واحد را بر خود ندارد.
گسترش دادا در نقاط دیگر جهان
در پاریسٰ مارسل د وشانٰ فرانسیس پیکایا، آرتور کراوان و ژاک واشه مکتب دادای پاریس را بنیان گذاشتند.
دادا در اواخر جنگ به آلمان انتقال یافت و به ویژه در برلین رنگ سیاسی به خود گرفت و میلیتاریسم و ناسیونالیسم را مورد حمله قرار داد
نیویورک همزمان با زوریخ به یکی از مراکز فعالیتهای دادائیستی تبدیل شد و مارسل دوشان، منری و فرانسیس پیکابیا در زمرهٔ فعالان اصلی آن بودند
.نتيجه
دادائيسم سرفصل هنر پيشگام در قرن بيستم است. تمام آثار انتزاعی مدرن غريب و غيرطبيعی و به گفته مخالفان "اجق وجق"، چيزی به اين مکتب بدهکار هستند.
هدف اوليه دادائيست ها نه تأسيس يک مکتب هنری تازه، بلکه نوعی دهن کجی به عالم هنر بود، که آن را قلابی و دروغين می دانستند.
دادائيستها تعاريف "رسمی" را دور ريختند: برای آنها وظيفه هنر نه تجلی احساسات لطيف است، نه خلق تابلويی زيبا و نه بازآفرينی جهان عينی... دادا قصد نداشت ديدگان را بنوازد و دلها را مفتون کند. دادا می خواست بلرزاند و "شوکه" کند. می گفت: با هنر بايد جهان را تحقير کرد، تکان داد، و در صورت امکان ويرانش کرد.
هدف دادائيست ها آن بود که خشم و بيزاری خود را از نظام موجود هرچه رساتر بيان کنند، فارغ از تمام قيد و بندهای هنری. چه باک اگر اثارشان نارسا، نابالغ، يا حتی "ضدهنر" باشد.
چگونه استرس ناشي از کار را مديريت کنيم؟
نظام زندگي صنعتي، هر چند دستاوردهاي زيادي براي ما به همراه آورده است، اما در بسياري ابعاد نيز عوارضي در پي داشته است؛ از جمله اينکه هر يک از ما چه در زندگي فردي و چه در محيط کارمان با استرس زيادي روبرو هستيم. گاهي اوقات برخي به اين ميانديشند که اي کاش هيچگاه فشار، استرس يا تعارضي وجود نداشت. اين در حالي است که تحقيقات نشان داده است که اين فشار ناشي از کار امري طبيعي است و حتي اگر بتوان آن را در يک ميزان متناسب نگاه داشت که بتوان آن را مديريت کرد، مي تواند موجب خلاقيت هايي نيز در فضاي کار شود.
باتوجه به اهميت اين مساله، سخنراني اين ماه شرکت نرم افزاري پگاه سيستم به اين موضوع اختصاص يافت و دکتر شهرام رحيمي استاد دانشگاه به بررسي اين مساله پرداخت. در ادامه گزارشي از اين جلسه تقديم خوانندگان محترم تدبير مي شود.
رحيمي سخنان خود را اين گونه آغاز کرد: همه ما به نوعي با موضوع استرس درگيريم، اما اين فشارهاي رواني همگي بد و زيانآور نيستند، هر چند که اگر اين چالشها از يک حد خاصي خارج شوند مي توانند منشاء بيماري در انسان بشوند. بنابراين در يک تقسيمبندي کلي، استرس به دو بخش تقسيم مي شود، استرس هاي زيان آور و استرس هايي که مي توان با مديريت آنها جنبه مثبت ايجاد کرد.
وي سخنان خود را در ارتباط با کنترل استرس اين گونه ادامه داد: براي كنترل استرس ابتدا بايد به خوبي آن را بشناسيم، همچون يك نظامي هنگامي كه قصد حمله به دشمني را دارد. او بايد ابتدا از موضع دشمن، قدرت آتش او و حتياز انگيزه و نگرش او آگاه باشد. يك پزشك هم براي درمان يك بيماري با روشهاي مختلف بايد نسبت به وضعيت بيمار و بيمارياش آگاه شده باشد.
رحيمي تاکيد کرد: اينك درحال حاضر استرس بزرگترين عامل مرگومير در جهان است. شايد بگوئيد اينگونه نيست و بيماريهاي قلبي بيشترين مرگومير را باعث ميشوند. اما بايد بگويم كه بخش عمده بيماريهاي قلبي هم ناشياز عوامل استرسزا در جوامع مدرن امروزي است. سرطانها، بيماريهاي عصبي و اختلالات رواني نيز همگي به دليل منابع فشارزا در بين انسانها است. در همين ارتباط وزارت بهداشت اعلام كرده است كه درتهران از هر هفت نفر، يكي دچار استرس حاد است که اين رقم بسيار بالايي است و حتي در اين جمع هم بسياري از افراد هستند که تحت مداوا هستند.
رحيمي سخنانش را در همين ارتباط ادامه داد و گفت: استرس عكس العمل جسماني،رواني، رفتاري ويا نگرشي است كه دراثر يك عدم موازنه بين آنچه ميخواهيم و تواناييهاي ما به وجود ميآيد.
وي در همين ارتباط ادامه داد: الگوهاي عملي استرس به دو دسته محيط و فرد تقسيم ميشوند. محيط، خود شامل رويدادها، موقعيتها، بايد و نبايدها و مطالبات و مجوزها است. از طرف ديگر، الگويهاي استرسزاي فرد را ميتوان به خلقوخو، منش، تجاربزندگي، دانش و مهارت بخش كرد.
بررسي آثار بيروني استرس، موضوعي بود که رحيمي در ادامه سخنانش مورد توجه قرار داد و گفت: استرس در هر يک از ما منجر به بروز سه حالت ميشود. اين حالتها عبارتند از: «سازش»، «گريز» و «نبرد» دراين شرايط دو حالت غلبه (Eustress) و شكست (Distress) ايجاد ميشوند که در نهايت هر دو حالت منجر به بروز استرس در افراد مي شود، فقط تفاوت در اين است که در پيروزي استرس مثبت و در شكست استرس زيانبار و منفي خود را نشان مي دهد.
وي سخنانش را در ارتباط با علائم استرس ادامه داد و گفت: استرس داراي علائم متعددي است که از جمله مي توان به علائم جسماني، رواني، اجتماعي و رفتاري اشاره کرد.
رحيمي آن گاه با ارائه تقسيم بندي درپي آمده، علائم ظاهري استرس را مورد بررسي قرار داد:
1-علائم جسماني عبارتند از: سردرد، دل درد، افزايش ضربان قلب، گرفتگي عروق، گرفتگي عضلات، كلسترول بالا، فشارخون، كاهش ايمني بدن، اختلالات جنسي، تومورها، خستگي مدام و...
2-علائم رواني عبارتند از: بيطاقتي، افسردگي،بيحوصلگي،اضطراب، احساس بيهودگي، عدم اعتماد به نفس و ...
3-علائم اجتماعي عبارتند از: پرخاشجويي، غيرقابل تحمل شدن، يكدندگي، لجبازي، عدم همكاري، تنها گزيني و...
4-علائم رفتاري عبارتند از: افزايش مصرف دارو، بروز رفتارهاي جرقهاي، بدخوابي، حادثههاي مداوم، شلختگي، بهمخوردن ريتم اشتها و...
عوامل استرسزا
دکتر رحيمي، بخش ديگري از سخنان خود را به بررسي موضوع گروههاي فشار و استرس زا اختصاص دادو گفت: عوامل چندي در پيرامون ما وجود دارند که موجب ايجاد استرس مي شوند. اين عوامل به شرح موارد درپي آمده تقسيم مي شوند:
1-محيط: كه شامل قوانين اجتماعي، سنت و عرف، بايدها و نبايدها، مجوزهاي اجتماعي، تصميمهاي مراجع قدرت، وضعيت اجتماعي و اقتصادي
2-فرد: شامل اين گزينهها است: تصويري كه ازخود داريم، نگرش و ارزشهاي ما، اعتقادات و اصول و ويژگيهاي شخصي.
3-خانواده: كه شامل وضعيت مالي، نظم و رفتار فرزندان، بيتوجهي اعضا به يكديگر و بخصوص زن و شوهر، سهيم نبودن اعضا در مسئوليتهاي خانه، بيتوجهي به ظاهر خود در محيط خانه، احساس گناه به خاطر عدم موفقيتها، نداشتن تفريح جمعي، برقراري ارتباط با همسر و فرزندان، مشغله زياد و اقوام همسر وي آن گاه به بررسي شرايط براي مديريت استرس پرداخت و با اشاره به نقش خانواده گفت: خانواده مهمترين ركن زندگي انسان است و بايد براي رهايي و مقابله با استرس به آن توجهي ويژه كرد.
رحيمي در ادامه با اشاره به ويژگيهاي يک خانواده سالم گفت: خانواده سالم، خانواده اي است که در آن افراد به درستي با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند، سخنان يکديگر را گوش مي کنند، به يکديگر احترام مي گذارند، سنگ صبور همديگر هستند، به يکديگر اعتماد دارند، به جاي انضباط خشک و تحکم آميز مناسبات انساني بين آنها حکمفرماست، به خدمات يکديگر احترام مي گذارند و براي حوزه خصوصي همديگر ارزش قائلند.
سازمان و سلامت رواني
سخنران در کنار خانواده به جايگاه سازمان در سلامت روحي- رواني افراد اشاره کرد و گفت: محيط کاري هر يک از ما در زندگي مان نقش جدي پيدا کرده است، به سبب اينکه در بسياري موارد با بيش از 10-12ساعت از طول روزمان را در سازمانهاي مان صرف مي کنيم که همين امر مي تواند نشان دهد که سازمانهاي ما چه نقشي در سلامت رواني ما ايفا ميکند.
وي سپس با اشاره به نقش مديران براي کاهش استرس در فضاي سازمان گفت: مديران سازمانها با روشهايي ميتوانند مشكلات و استرسهاي محيط كاري را كاهش دهند، ضمن اينکه اين كارها به افزايش راندمان پرسنل منجر ميشود و منافع آن به سازمان خواهد رسيد. در همين راستا مديران براي كاهش استرس بايد به عوامل درپي آمده توجه کنند:
1-مشخص كردن گستره وظائف و اختيارات كاركنان سازمان
2-انعطافپذيري سازمان درمورد اشتباهات كاركنان
3-متناسب و هنجار نمودن محيطكار
4-ارزيابي عملكرد روشمند و متداوم
5-بازخورد دادن و گرفتن در فرآيند كار
6-افزايش آگاهي همگاني نسبت به استرس و عوارض آن
7-اهميت دادن به بهداشت رواني
8-استفاده از خدمات مشاوره اي
9-تشكيل گروههاي كمك به خود.
راهكارها
رحيمي در بخش پاياني سخنان خود به ارائه راهکارهايي براي مقابله با استرس پرداخت و گفت: طبق تحقيقات صورت گرفته، يک سري عوامل مي تواند به مديريت استرس کمک کند. يکي از اين راهکارها بيان احساسات است، به اين ترتيب روانشناسان تاکيد مي کنند که افراد بايد کسي را براي بيان مشکلات و مکنونات قلبي داشته باشند. راهکار دوم اين است که افراد انتظارات خود را به شکل واقع بينانه اي دنبال کنند. راهکار سوم، مثبت نگري يا همان ديدن نيمه پر ليوان است که با اين راهکار مي توان از حجم فشارهاي روحي کاست.
رحيمي در پايان چند پيشنهاد ديگر نيز به اين شرح ارائه کرد:
_ مميزي عكسالعملهاي رايج به موقعيتها، در برابر موقعيت هايي كه به طور روزمره مارا درفشار مي گذارند، فكر كنيد و سعي نماييد كه بهترين و ساده ترين آنها را انتخاب كنيد.
_ استفاده از نظامهاي حمايتي.
_ كاهش ورود مواد سمي به بدن. موادي همچون داروها، سيگار، موادمخدر و همچنين مواد غدايي زيانآور چون چربيها و اسيدهاي چرب، قند و....
_ ورزش مناسب.
_ اهميت جدي به استراحت جسمي و روحي.
_ تقويت حس طنز
_ براي خود و علائق خود زمان بگذاريد و به چيزهايي كه سبب مسرت خاطر شما ميشوند، بيشتر بپردازيد.
_ استفاده از فنون آرامبخش.
منبع : نشریه تدبیر
سكوت علامت رضايت نيست
تا کنون به اين موضوع انديشيدهايد که رضايت مشتري چه تعريفي دارد؟ چگونه اندازه گيري ميشود؟ چگونه اين رضايت تامين ميشود؟ و صدها پرسش ديگر که بايستي سازمانها و شرکتهاي ارائه دهنده محصولات و خدمات از خود بپرسند ودر پي يافتن پاسخي مناسب براي آن باشند.
نبود شکايت_
وقتي مشتريان شکايتي از يک سازمان ندارند، افراد آن سازمان دچار اطمينان کاذب مي شوند. بسياري از سازمانهاي جهاني و مشهور، به برنامه هاي جلب رضايت مشتري خود ميبالند. اين برنامهها عبارتند از: ايجاد امکانات براي برقراري تماس رايگان تلفني در هر يک از شعبه ها براي تسهيل ارتباط مشتري و به کارگيري کارمندان بخش خدمات مشتري براي دريافت اين تماسها كه ممکن است کارمند آموزشديده اي براي اين امر، وجود داشته باشد.
اگر خود را جاي مشتريان سازمان بگذاريم، چه خواهيم کرد؟ حقيقت اين است که بيشتر مشتريان ناراضي شکايت نمي کنند. زيرا به راحتي مي توانند نيازهاي خود را از رقباي ما تامين کنند. بنابراين تنها اثرات ناشي از انتقال اين نارضايتي براي ما خوشايند نخواهد بود. ممکن است تصور کنيم توانستهايم رضايت مشتريان را کسب کنيم، چرا که سکوت در مقابل عملکردمان را ناشي از عدم اعتراض مي دانيم، اما بايد يادآور شد که هميشه هم سکوت نشــانه عدم اعتراض نيست، اتفاقاً بايد به اين ضرب المثل کــه پشت هر آرامش دريا، طوفاني است توجه کافي شود.
مشتريان ناراضي، بي سروصدا نمي روند
فقط 4 درصد از مشتريان ناراضي شکايت مي کنند و 96 درصد، فقط سازمان را ترک مي کنند. اما پژوهشها نشان مي دهد که اين 96 درصد، با 10 تا 15 درصد بقيه افراد درباره احساس بدشان گفتوگو مي کنند. يک بررسي نشان داده است که يک گروه 13 درصدي از اين 96 درصد با 23 درصد از مشتريان ديگر درباره خدمات و توليدات بد سازمان گفتوگو مي کنند.
به خودمان بنگريم: اگر ما از يک محصول، خدمات، بانک، رستوران يا حتي از يک فيلم سينمايي ناراضي باشيم، معمولاً نزد تهيه کنندگان آن محصول يا خدمات شکايت نمي کنيم؛ بلکه نارضايتي خود را تنها با خانواده يا همکارانمان در ميان مي گذاريم. خبرهاي بد هم سريع انتشار مي يابند؛ چرا که از روي غريزه خبرهاي بد را بيشتر از تعريفهايي که از يک توليد يا خدمات ارايه مي شوند، باور مي کنيم، و اين انعکاس رفتار جامعه، نوعي رفتار پيشگيرانه است. تبليغاتي که روزانه کالاها و خدمات را با صفت «ترين» همراه مي کنند، صفاتي، مانند: (سريعترين، بهترين، نرمترين و ...) آنقدر زياد است که جامعه به آنها اهميت نمي دهد؛ اما آماده شنيدن عيبها و نقصهاي توليدات، براي مردم توجه برانگيز است.
ما تجربههاي بدمان را از خريد کالاها و خدمات به همکارانمان انتقال ميدهيم. بسيار شاهد بوده ايم که در جمعي، يک نفر سخنگو مي شود و داستانهاي وحشتناکي ازتوليدات و خدمات بد سازمانها تعريف مي کند.
مي توان گفت 13 درصد مشترياني که با 20 درصد ديگر يا بيشتر صحبت مي کنند، شايد کساني هستند که با آنها در تماس هستيم و اين ارتباط به گذشته خيلي دور برنمي گردد. انتقال نظرهاي مشتريان ناراضي، حتي به 10 تا 15 نفر هم، به قدر کافي مشکل ساز است؛ اما آيا مي توان مطمئن بود که مخاطبان به همان 10 تا 15 نفر ختم شوند و تعداد آنها زياد نشود؟
تجربه نشان مي دهد که بر تعداد شنوندگان افزوده و در نتيجه وضع بد موجود بدتر مي شود. به علاوه در نقل گفته ها، هر بار مطلبي افزوده و در پايان ، ماجرا به کلي دگرگون مي شود.
شکايت هاي پنهاني
اندازه گيري اين وضعيت (شکايت هاي پنهاني) بسيار سخت و وحشتناک است؛ به ويژه زماني که نتوانيم مبداء شکايت هاي مردم را از خودمان رديابي کنيم. اگر سازمان ما در يک مدت زمان معين تنها 20 شکايت دريافت کند، احتمالاً 500 مشتري ناراضي داريم. مشکل اينجاست که مطلبي درباره آن 480 نفري که زحمت شکايت کردن را به خود نداده اند، نمي دانيم؛ و اين در حالي است که طبق گزارش موسسه پژوهشها، اين 480 نفر به همراه 20 نفر شاکي با بيش از 5 هزار نفر ديگر درباره تجربه بدشان صحبت مي کنند. 50 درصد از اين 500 نفر، يعني 250 نفر به طور کامل از اظهارات منفي درباره خدمات و توليدات ما تاثير مي پذيرند، به گونهاي كه از خريد و حتي فکرکردن به خريد توليدات ما صرفنظر مي کنند.
بنابراين، آن 20 شکايت به ظاهر بي ضرر، در واقع 500 شکايت است و 250 نفر ديگر را که بي مراجعه از ما متنفرند، شامل مي شود. ثبت 20 شکايت، نماينده 750 مشتري ناراضي است که 730 نفر آنها در سازمان ناشناخته اند.
مطلب تاسف آور ديگر اين است که مديريت بيشتر سازمانها، در مدت زماني معين و مشخص براي مثال يک هفته، يک ماه، يا يک فصل اين شکايتها را جدي نمي گيرند. اگر تعداد شکايتهاي رسيده به سازمانتان را در يک روز بررسي کنيد، از تعداد شکايتهاي دريافت شده در روز حيرت خواهيد كرد.
منبع : نشریه تدبیر
صد سال پیش مردم درباره کار آینده خود حرفی برای گفتن نداشتند. اکثر آنها فاقد تحصیلات بودند و بی سوادی چنان شایع بود که تنها مشاغل دستی یا کارهای غیرتخصصی در دسترس آنان قرار می گرفت. عوامل جغرافیایی نیز در این امر دخیل بود. برای مثال اگر در روستا زندگی می کردند به کارهای کشاورزی می پرداختند، اگر نزدیک دریا زندگی می کردند احتمالاً در ارتباط با ماهی و ماهی گیری فعالیت می کردند و اگر در شهر زندگی می کردند، پس مانده کارهای صنعتی را در دست می گرفتند. اما این تصویر در قرن بیستم دگرگون شده است. اکنون با در نظر گرفتن امکان جابجایی بیشتر و فرصتهای تحصیلی برای همه، درصد بیشتری از مردم درباره نحوه زندگی و چگونگی کسب نان روزانه خود حق انتخاب دارند.
اما روانشناسان از مدتها پیش به این نکته توجه داشته اند که افراد نه تنها از نظر هوشی متفاوت هستند بلکه هر یک استعداد و شایستگی گوناگونی برای مشاغل مختلف دارند. با در نظر گرفتن این امر، آزمونهایی طراحی گردید تا افراد با استفاده از آنها شغل مناسب خود را بیابند. البته استفاده از چنین آزمونهایی، محدودیتهایی نیز دارد و باید تحت نظر متخصصان آزموده انجام گیرد و به همین دلیل برای خودآزمایی مناسب نیستند. لیکن در تعیین تناسب شغل با خصوصیات افراد، عوامل دیگری غیر از شایستگی و قابلیت وجود دارند. پرسشنامه زیر به همین منظور طراحی گردیده است.
با دقت و صداقت به پرسشهای زیر پاسخ دهید:
1 - آیا وقتی در محیط کار هستید به ساعت نگاه می کنید؟
|
الف - دائماً |
|
ب - در موقع بیکاری |
|
ج - هرگز |
2 - آیا وقتی صبح شنبه از راه می رسد،
|
الف - آماده برای انجام کار هستید؟ |
|
ب - آرزو می کنید ای کاش با پای شکسته در بیمارستان بستری می شدید؟ |
|
ج - در ابتدا با بی میلی شروع می کنید اما پس از چند ساعتی، شادمانه مشغول انجام وظایف خود می شوید؟ |
3 - در انتهای یک روز کاری، چگونه احساس می کنید؟
|
الف - خسته و کوفته و به درد هیچ کاری نمی خورید؟ |
|
ب - خوشحال از اینکه می توانید زندگی شخصی خود را دنبال کرده و اوقات خوشی را سپری کنید؟ |
|
ج - گاهی اوقات خسته اما معمولاً بسیار خشنود هستید؟ |
4 - آیا از بابت کار خود نگرانی، به دل راه می دهید؟
|
الف - گاهی |
|
ب - هرگز |
|
ج - اغلب |
5 - با کدامیک از جملات زیر موافقید؟
|
الف - در این شغل از تمام مهارتهای شما استفاده نمی شود. |
|
ب - در این شغل، بیش از مهارتهای خود باید کار کنید. |
|
ج - در این شغل، کارهایی باید انجام دهید که هرگز فکر نمی کردید از عهده اش برائید. |
6 - کدامیک از جملات زیر در مورد شما صدق می کند؟
|
الف - از کاری که انجام می دهم، به ندرت حوصله ام سر می رود. |
|
ب - معمولاً به کارم علاقه مندم، اما گاهی اوقات حوصله ام سر می رود. |
|
ج - اکثر اوقات حوصله ام سر می رود. |
7 - چه مقدار از زمان کاری شما صرف تلفنهای شخصی و اموری غیر از مسائل کاری می شود؟
|
الف - خیلی کم |
|
ب - اندکی، خصوصاً در زندگی خصوصی خود مشکل دارم. |
|
ج - خیلی زیاد |
8 - آیا رویای داشتن شغلی دیگر را در سر می پرورانید؟
|
الف - خیلی کم |
|
ب - نه درباره شغلی دیگر، بلکه درباره موقعیتی بهتر در همین شغل |
|
ج - بله |
9 - آیا در شغل کنونی احساس می کنید که
|
الف - در اکثر مواقع صاحب توانایی و قابلیت هستید؟ |
|
ب - گاهی اوقات صاحب توانایی و قابلیت هستید؟ |
|
ج - اکثر اوقات مضطرب و فاقد توانایی و قابلیت هستید؟ |
10 - آیا می پندارید که :
|
الف - همکارانتان را دوست دارید و به آنها احترام می گذارید؟ |
|
ب - همکارانتان را دوست ندارید؟ |
|
ج - نسبت به همکارانتان بی تفاوت هستید؟ |
11 - کدامیک از جملات زیر در مورد شما صدق می کند؟
|
الف - نمی خواهم درباره کارم چیز بیشتری بیاموزم. |
|
ب - وقتی کارم را شروع کردم، فراگیری آن برایم بسیار لذتبخش بود. |
|
ج - میل دارم تا آنجا که ممکن است درباره « فوت و فن » کارم یاد بگیرم. |
12 – از بین ویژگیهای زیر، آنهایی را که نقطه قوت شما هستند و در شغل فعلی شما نیز تاثیر گذارند علامت بزنید؟
|
احساس همدردی |
ذهن باز(روشن اندیشی) |
|
خونسردی |
حافظه خوب |
|
قدرت تمرکز |
بنیه جسمانی |
|
ابتکار |
تخصص |
|
دلربایی |
شوخ طبعی |
13 - اگر ناگهان مقدار زیادی پول برنده شوید و یا به ارث ببرید، آیا
|
الف - دیگر تا آخر عمر کار نمی کنید؟ |
|
ب - کاری را در پیش می گیرید که همیشه آرزویش را داشتید؟ |
|
ج - تصمیم می گیرید همین کاری را که مشغول آن هستید، ادامه دهید؟ |
14 – با کدامیک از جملات زیر بیشتر موافقید؟
|
الف - شغل فقط وسیله ای برای پول در آوردن و امرار معاش است. |
|
ب - شغل عمدتاً وسیله ای است برای پول در آوردن، اما در صورت امکان باید رضایت بخش نیز باشد. |
|
ج - شغل همانا تمامی راه زندگی است. |
15 - آیا اضافه کاری می کنید؟
|
الف - تنها در صورتی که پولی بابت آن پرداخت شود. |
|
ب - هرگز |
|
ج - اغلب، حتی بدون حقوق. |
16 - آیا در سال گذشته « غیر از مرخصی یا بیماری » در کار خود غیبت داشته اید؟
|
الف - به هیچ وجه |
|
ب - تنها برای چند روز |
|
ج - اغلب |
17 - خود را چگونه ارزیابی می کنید؟
|
الف - بسیار جاه طلب؟ |
|
ب - فاقد جاه طلبی؟ |
|
ج - کمی جاه طلب؟ |
18 - آیا تصور می کنید همکاران شما
|
الف - دوستتان دارند، از مصاحبت شما لذت می برند و به طور کلی به خوبی با شما کنار می آیند؟ |
|
ب - از شما خوششان نمی آید؟ |
|
ج - از شما بدشان نمی آید اما رفتار دوستانه هم ندارند؟ |
19 - آیا درباره کار خود
|
الف - تنها با همکارانتان صحبت می کنید؟ |
|
ب - با خانواده و دوستانتان صحبت می کنید؟ |
|
ج - جز در موارد ضروری صحبتی نمی کنید؟ |
20 - آیا از بیماری های کوچک یا بی دلیل یا دردهای مبهم رنج می برید؟
|
الف - به ندرت |
|
ب - خیلی کم |
|
ج - اغلب |
21 - چگونه شغل کنونی خود را انتخاب کردید؟
|
الف - والدین یا مربیان برای شما تصمیم گرفتند؟ |
|
ب - تنها شغلی بود که توانستید پیدا کنید؟ |
|
ج - فکر می کردید مناسب شماست؟ |
22 - اگر در رسیدگی به امور خانه، مانند بیماری یکی از اعضای خانواده و پرداختن به شغل تعارض ایجاد شود، کدام یک برنده می شود؟
|
الف - هر بار خانواده |
|
ب - هر بار شغل |
|
ج - در موقعیت های واقعاً اضطراری خانواده، در غیر این صورت احتمالاً شغل. |
23 - اگر یک سوم حقوق کنونی به شما پرداخت شود آیا راضی خواهید بود همین کار را ادامه دهید؟
|
الف - بله |
|
ب – بله ، دوست دارم اما زندگی ام نمی چرخد |
|
ج - نه |
24 - اگر از کار اخراجتان کنند برای کدام یک از موارد زیر بیشتر دلتان تنگ می شود؟
|
الف - پولی که دریافت می کردید؟ |
|
ب - کاری که انجام می دادید؟ |
|
ج - مصاحبت همکاران؟ |
25 - آیا هیچ وقت برای تفریح از محل کارتان مرخصی می گیرید؟
|
الف - بله |
|
ب - نه |
|
ج - ممکن است، به شرطی که انجام کاری ضروری وجود نداشته باشد. |
26 - آیا احساس می کنید که در محیط کار، قدر شما را نمی دانند؟
|
الف - گاهی |
|
ب - اغلب |
|
ج - به ندرت |
27 - از چه چیز کار خود، بیشتر بدتان می آید؟
|
الف - اینکه وقت شما در اختیار خودتان نیست؟ |
|
ب - ملالت و خستگی از کار؟ |
|
ج - اینکه نمی توانید همیشه کارها را به میل خود انجام دهید؟ |
28 - آیا زندگی خصوصی تان را از زندگی شغلی خود جدا نگاه می دارید؟ « در این مورد با همکار شغلی یا شریک زندگی خود مشورت کنید».
|
الف - کاملاً |
|
ب - اکثر اوقات، اما گاهی نیز تداخل ایجاد می شود. |
|
ج - به هیچ وجه |
29 - آیا به فرزندتان توصیه می کنید شغل شما را در پیش گیرد؟
|
الف - بله، در صورتیکه او خلق وخوی و استعداد آن را داشته باشد. |
|
ب - خیر، او را از این کار برحذر می کنم. |
|
ج - او را به ادامه کار وادار نمی کنم اما دلسردش هم نمی کنم. |
همکلاسی یعنی : بهترین دوست
همکلاسی یعنی :همخون
همکلاسی یعنی: هم غصه
همکلاسی یعنی: پشتیبان
همکلاسی یعنی: شادی
همکلاسی یعنی: اتحاد و همبستگی
همکلاسی یعنی : بهترین
همکلاسی یعنی : ............
همکلاسی یعنی: تو و فقط تو
نمونه کارنامه کنکور کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی و مالی در سال 1387
دانشگاه سراسری
جدول شماره۱
|
زبان |
ریاضی و آمار |
تئوریهای مدیریت |
اقتصاد خرد و کلان |
تحقیق در عملیات |
مدیریت مالی |
بازاریابی |
رتبه بازرگانی و مالی |
معدل |
|
43 |
16 |
44 |
70 |
39 |
46 |
82 |
38 |
19.50 |
|
27 |
37 |
68 |
60 |
30 |
49 |
68 |
48 |
18.39 |
|
70 |
58 |
44 |
83 |
39 |
س |
51 |
76 |
13.90 |
|
43 |
37 |
61 |
46 |
20 |
31 |
59 |
111 |
18.72 |
|
32 |
9 |
65 |
70 |
10 |
44 |
70 |
130 |
17.79 |
|
53 |
36 |
41 |
61 |
19 |
30 |
44 |
180 |
18.26 |
|
50 |
31 |
46 |
73 |
14 |
س |
76 |
189 |
17.16 |
|
78 |
77 |
59 |
51 |
6 |
س |
س |
208 |
16.38 |
|
50 |
39 |
53 |
51 |
23 |
11 |
59 |
228 |
15.92 |
|
47 |
30 |
50 |
59 |
27 |
30 |
51 |
254 |
14.26 |
|
31 |
28 |
39 |
62 |
28 |
24 |
79 |
267 |
16.48 |
|
79 |
46 |
37 |
79 |
29 |
س |
س |
314 |
14.86 |
|
1- |
51 |
58 |
51 |
20 |
24 |
79 |
335 |
16.70 |
|
57 |
43 |
38 |
51 |
22 |
13 |
61 |
356 |
13.47 |
|
27 |
3 |
62 |
66 |
28 |
38 |
48 |
472 |
13.74 |
|
32 |
37 |
37 |
57 |
28 |
32 |
58 |
501 |
13.36 |
|
14 |
17 |
77 |
58 |
17 |
13 |
54 |
542 |
15.11 |
|
58 |
37 |
39 |
59 |
15 |
س |
41 |
640 |
13.49 |
|
56 |
س |
37 |
56 |
11 |
36 |
39 |
651 |
15.85 |
|
57 |
12 |
45 |
63 |
5 |
1 |
28 |
664 |
18.17 |
|
21 |
31 |
30 |
57 |
26 |
26 |
54 |
684 |
16.52 |
|
س |
16 |
55 |
71 |
33 |
29 |
56 |
812 |
12.77 |
|
37 |
14 |
36 |
66 |
2 |
15 |
50 |
854 |
16.71 |
|
58 |
25 |
55 |
69 |
س |
س |
س |
889 |
15.39 |
|
20 |
28 |
43 |
47 |
4 |
14 |
64 |
957 |
16.10 |
|
47 |
45 |
45 |
59 |
س |
1 |
18 |
970 |
14.92 |
|
54 |
31 |
40 |
30 |
39 |
س |
12 |
977 |
15.47 |
|
27 |
47 |
40 |
60 |
12 |
س |
31 |
1018 |
15.77 |
|
27 |
45 |
48 |
42 |
6 |
8 |
44 |
1024 |
14.61 |
جدول شماره ۲
|
زبان |
ریاضی و آمار |
تئوریهای مدیریت |
اقتصاد خرد و کلان |
تحقیق در عملیات |
مدیریت مالی |
بازاریابی |
رتبه بازرگانی و مالی |
معدل |
|
37 |
42 |
47 |
57 |
22 |
س |
س |
1027 |
16.42 |
|
41 |
59 |
37 |
60 |
19 |
س |
س |
1031 |
15.14 |
|
18 |
15 |
46 |
68 |
32 |
7 |
43 |
1075 |
13.84 |
|
12 |
48 |
58 |
64 |
27 |
س |
س |
1079 |
16.04 |
|
22 |
17 |
37 |
69 |
10 |
14 |
51 |
1091 |
15.30 |
|
23 |
23 |
49 |
37 |
10 |
18 |
44 |
1143 |
15.98 |
|
68 |
23 |
33 |
61 |
5 |
0 |
17 |
1154 |
13.67 |
|
37 |
27 |
55 |
26 |
26 |
س |
9 |
1221 |
17.47 |
|
61 |
12 |
41 |
19 |
7 |
س |
61 |
1232 |
13.50 |
|
21 |
26 |
63 |
64 |
س |
س |
س |
1254 |
18.52 |
|
14 |
16 |
42 |
46 |
9 |
26 |
54 |
1309 |
15.31 |
|
س |
23 |
35 |
57 |
22 |
37 |
48 |
1319 |
14.59 |
|
42 |
36 |
47 |
54 |
س |
س |
س |
1424 |
15.95 |
|
73 |
7 |
48 |
21 |
2 |
س |
س |
1463 |
17.16 |
|
44 |
26 |
40 |
24 |
س |
7 |
42 |
1499 |
14.95 |
|
26 |
33 |
22 |
59 |
30 |
6 |
36 |
1582 |
- |
|
21 |
س |
48 |
52 |
س |
13 |
50 |
1607 |
15.24 |
|
21 |
23 |
57 |
50 |
4- |
س |
43 |
1609 |
13.80 |
|
31 |
40 |
35 |
52 |
35 |
س |
س |
1632 |
14.14 |
|
41 |
40 |
31 |
48 |
14 |
س |
س |
1678 |
16.14 |
|
7 |
18 |
21 |
34 |
27 |
36 |
38 |
1688 |
18.13 |
|
30 |
37 |
44 |
42 |
س |
س |
س |
1928 |
17.22 |
|
26 |
8 |
23 |
31 |
16 |
29 |
33 |
1973 |
16.82 |
|
51 |
5 |
42 |
40 |
س |
س |
س |
2200 |
16.26 |
|
9 |
26 |
52 |
71 |
س |
س |
س |
2208 |
15.72 |
|
42 |
17 |
38 |
36 |
1- |
17 |
19 |
2213 |
13.15 |
|
38 |
3- |
33 |
16 |
1 |
5- |
56 |
2362 |
17.31 |
|
26 |
2- |
45 |
28 |
7 |
1 |
34 |
2525 |
15.97 |
|
26 |
12 |
21 |
62 |
19 |
5 |
32 |
2530 |
12.62 |
|
10 |
4- |
39 |
50 |
6- |
19 |
44 |
2680 |
15.01 |
|
60 |
3 |
15 |
11 |
4 |
6 |
22 |
2748 |
17.35 |
|
62 |
14 |
19 |
31 |
س |
س |
س |
2922 |
15.21 |
|
21 |
3 |
68 |
2 |
س |
س |
11 |
2938 |
17.57 |
|
43 |
58 |
30 |
س |
س |
غ |
غ |
2971 |
14.92 |
|
10 |
2 |
17 |
58 |
7 |
29 |
29 |
3209 |
14.43 |
|
60 |
28 |
7 |
30 |
س |
س |
س |
3333 |
15.00 |
|
س |
4 |
38 |
33 |
23 |
س |
30 |
3435 |
16.06 |
|
96 |
2- |
2 |
2- |
0 |
س |
س |
3503 |
----- |
|
س |
34 |
16 |
49 |
25 |
س |
س |
4194 |
15.86 |
|
21 |
26 |
34 |
31 |
س |
س |
س |
4582 |
13.52 |
|
2- |
42 |
45 |
س |
س |
14- |
27 |
4984 |
15.40 |
|
11 |
29 |
23 |
38 |
2 |
س |
9 |
5042 |
13.62 |
|
36 |
3- |
26 |
10- |
4 |
س |
4 |
5804 |
17.87 |
|
34 |
5 |
23 |
1- |
س |
س |
0 |
5939 |
17.24 |
|
21 |
7- |
11 |
22 |
4 |
س |
29 |
6873 |
14.54 |
جدول شماره۳
|
زبان |
ریاضی و آمار |
تئوریهای مدیریت |
اقتصاد خرد و کلان |
تحقیق در عملیات |
مدیریت مالی |
بازاریابی |
رتبه بازرگانی و مالی |
معدل |
|
43 |
16 |
44 |
70 |
39 |
46 |
82 |
38 |
19.50 |
|
27 |
37 |
68 |
60 |
30 |
49 |
68 |
48 |
18.39 |
|
70 |
58 |
44 |
83 |
39 |
س |
51 |
76 |
13.90 |
|
43 |
37 |
61 |
46 |
20 |
31 |
59 |
111 |
18.72 |
|
32 |
9 |
65 |
70 |
10 |
44 |
70 |
130 |
17.79 |
|
53 |
36 |
41 |
61 |
19 |
30 |
44 |
180 |
18.26 |
|
50 |
31 |
46 |
73 |
14 |
س |
76 |
189 |
17.16 |
|
78 |
77 |
59 |
51 |
6 |
س |
س |
208 |
16.38 |
|
50 |
39 |
53 |
51 |
23 |
11 |
59 |
228 |
15.92 |
|
47 |
30 |
50 |
59 |
27 |
30 |
51 |
254 |
14.26 |
|
31 |
28 |
39 |
62 |
28 |
24 |
79 |
267 |
16.48 |
|
79 |
46 |
37 |
79 |
29 |
س |
س |
314 |
14.86 |
|
1- |
51 |
58 |
51 |
20 |
24 |
79 |
335 |
16.70 |
|
57 |
43 |
38 |
51 |
22 |
13 |
61 |
356 |
13.47 |
|
27 |
3 |
62 |
66 |
28 |
38 |
48 |
472 |
13.74 |
|
32 |
37 |
37 |
57 |
28 |
32 |
58 |
501 |
13.36 |
|
14 |
17 |
77 |
58 |
17 |
13 |
54 |
542 |
15.11 |
|
58 |
37 |
39 |
59 |
15 |
س |
41 |
640 |
13.49 |
|
56 |
س |
37 |
56 |
11 |
36 |
39 |
651 |
15.85 |
|
57 |
12 |
45 |
63 |
5 |
1 |
28 |
664 |
18.17 |
|
21 |
31 |
30 |
57 |
26 |
26 |
54 |
684 |
16.52 |
|
س |
16 |
55 |
71 |
33 |
29 |
56 |
812 |
12.77 |
|
37 |
14 |
36 |
66 |
2 |
15 |
50 |
854 |
16.71 |
|
58 |
25 |
55 |
69 |
س |
س |
س |
889 |
15.39 |
|
20 |
28 |
43 |
47 |
4 |
14 |
64 |
957 |
16.10 |
|
47 |
45 |
45 |
59 |
س |
1 |
18 |
970 |
14.92 |
|
54 |
31 |
40 |
30 |
39 |
س |
12 |
977 |
15.47 |
|
27 |
47 |
40 |
60 |
12 |
س |
31 |
1018 |
15.77 |
|
27 |
45 |
48 |
42 |
6 |
8 |
44 |
1024 |
14.61 |
|
عنوان کتاب |
تالیف |
توضیحات | |
|
زبان عمومی وتخصصی | |||
|
1 |
زبان تخصصی مديريت (مقدماتی وپیشرفته) |
دکتر داور ونوس |
|
|
2 |
فرهنگ فراگیری دانش مدیریت |
پاتريک مانتانا |
ترجمه سهراب خليلی |
|
3 |
زبان عمومی کارشناسی ارشد |
آرمان اشراقی |
|
|
4 |
504واژه ضروری زبان انگلیسی |
محمدرضا مجدی |
|
|
تئوریهای مديريت *توجه:این درس جزودروس کنکور رشته مدیریت مالی دانشگاه آزاد نمی باشد. | |||
|
1 |
مديريت عمومی |
دکتر الوانی |
|
|
2 |
مبانی سازمان و مديريت |
دکتر رضائيان |
|
|
3 |
تجزیه و تحلیل و طراحیسیستم |
دکتر رضائيان |
|
|
4 |
مدیریت رفتار سازمانی |
دکتر رضائيان |
|
|
5 |
مدیریت منابع انسانی |
اسفنديار سعادت |
|
|
6 |
مروری جامع به نظریه هایمدیریتسازمان |
دکتر سيد جوادين |
|
|
اقتصادخرد | |||
|
1 |
تست و خلاصه درس کارشناسی ارشد اقتصادخرد |
دکتر محسن نظری |
|
|
2 |
2000 تستاقتصاد خرد |
دکتر محسن نظری |
|
|
اقتصادکلان | |||
|
1 |
تست و خلاصه درس کارشناسی ارشداقتصادکلان |
دکتر محسن نظری |
|
|
2 |
2000 تستاقتصادکلان |
دکتر محسن نظری |
|
|
رياضي | |||
|
1 |
تست و خلاصه درس رياضياتکارشناسیارشد |
دکتر نيکوکار |
|
|
2 |
ریاضیات و کاربرد آن درمدیریت |
دکتر رنجبران |
|
|
3 |
ریاضیات و کاربرد آن در مدیریت (جلد 1 و2) |
مهندس ابراهیمی و صدقیانی |
|
|
آمار | |||
|
1 |
تست و خلاصه درس آمار کارشناسیارشد |
دکتر نيکوکار |
|
|
2 |
آمار و احتمالات |
دکتر رنجبران |
|
|
3 |
آمار و کاربرد آن در مدیریت |
دکتر عادل آذر |
|
|
تحقیق درعملیات | |||
|
1 |
پژوهش عملیاتی |
دكتر عارفه فدوي |
|
|
2 |
نکات و مفاهيم پژوهشعملياتی |
دکتر مهرگان |
|
|
بازاریابی *توجه:این درس جزودروس کنکور رشته مدیریت مالی دانشگاه آزاد نمی باشد. | |||
|
1 |
مديريتبازاريابی |
ونوس_روستا_ابراهيمي |
|
|
2 |
مديريت بازاريابی |
دکتر ونوس |
|
|
3 |
اصول بازاریابی |
فیلیپ کاتلر |
ترجمه بهمن فروزنده |
|
4 |
مجموعه تست مدیریتبازاریابی |
دکتر ونوس |
|
|
مديريتمالی | |||
|
1 |
مدیریت مالی - جلد 1و2 |
ریموند پی.نوو |
ترجمه جهانخانی و پارسائيان |
|
2 |
مديريت مالی |
دکتر تهرانی |
|
|
*توجه:علاوه بر منابع گفته شده٬حتما مجموعه سوالات کنکور سالهای قبلمطالعه شود. | |||
(1شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
(2 شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
(3 شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
(4 شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
(5شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
(6شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
(7شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
(8شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
(9شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
سيد محمدرضا حسيني مقدم
فقط براي چند ليتر بنزين
شبانهروز با ويراژ دادن در خيابانهاي الهيه، جردن و ونك، ماشين بيامو آخرين مدل خود را به رخ ديگران ميكشد. براي سپري كردن اوقات فراغت خود مسيرهاي مختلف را از صبح تا شب بارها و بارها طي ميكند. گاهي نيز در مسيرهاي رفت و آمدش با دختران و پسران ديگري كه به يمن متولد شدن در يك خانواده مرفه از قسم خود اويند و مركبهايشان نيز از قسم مركب او، مسابقه سرعت و شايد شوكت ميدهد. از او ميپرسم آيا ميداند هزينه سوخت ماشينش از كجا تأمين ميشود و آيا اصلا برايش مهم است كه روزانه چه هزينهاي براي مصرف بنزين ميپردازد؛ و اينكه آيا برايش قابل تصور است كه روزي ممكن است با كمبود سوخت مواجه گردد؟ ميگويد: فقط در روز 10 ليتر بنزين مصرف ميكنم. هرچند با يك حساب ساده هم ميتوان فهميد كه بنزيني كه اتومبيل او براي پيمودن مسيرهاي روزانهاش ميسوزاند با اين رقم تفاوت بسيار دارد ولي حتي اگر متوسط مصرف بنزين وي را در هر روز همين مقدار در نظر بگيريم، او در هرماه فقط 240 هزار ريال براي سوخت اتومبيلش هزينه ميكند. شايد اين مبلغ براي فرزند يك خانواده مرفه چندان جاي تامل نداشته باشد، اما او و بسياري همچون او شايد هرگز نميدانند پولي كه آنها براي سوخت اتومبيلهايشان در گردشهاي روزانه ميپردازند بخش ناچيزي از بهاي واقعي آن است. شايد و البته شايد اگر ميدانستند عمده بهاي گذران اينچنيني اوقات فراغت آنها چه هزينهاي را به جامعهاي كه در آن زندگي ميكنند و يا حتي در سطحي پايينتر اگر مجبور ميبودند كه خود هزينه واقعي بنزين مورد استفاده ماشينهايشان را بپردازند، ديگر شيوههاي گذران اوقات فراغت هم برايشان جذاب ميشد.
آنچه آمد اشارهاي كوتاه بود به يكي و البته تنها يكي از مسائلي كه جامعه ما در باره بنزين با آن دست به گريبان است: مصرف بيرويه.
اندازه چين!
ميزان مصرف بنزين روزانه در كشور حدود 75 ميليون ليتر است كه به عقيده برخي از صاحب نظران اين ميزان با مصرف روزانه بنزين كشورهاي پرجمعيتي مانند چين و هند برابري ميكند.
البته بالا بودن ميزان مصرف بنزين در كشور ما تنها به عاملي كه در سطرهاي بالا گفته شد بازنميگردد. وضعيت ناهنجار ترافيك در شهرهاي بزرگ كشور ما و از همه مهمتر در تهران، ورود روزافزون خودروها به چرخه حمل و نقل شهري، وجود بيشمار خودروهاي فرسوده و پرمصرف غيراستاندارد، عدم تكافوي امكانات حمل و نقل عمومي و پايين بودن استاندارد آن و به تبع آن بالا رفتن ميزان گرايش به استفاده از وسائل نقليه شخصي و... از ديگر عواملي هستند كه بالا بودن ميزان مصرف سوخت و به ويژه بنزين را در كشور ما سبب ميشوند.
يارانههايي براي سوختن
چندي پيش بانك جهاني اعلام كرد كه ايران بالاترين ميزان پرداخت يارانههاي انرژي را در ميان كشورهاي خاورميانه و شمال آفريقا داراست.
يكي از مسائلي كه كارشناسان بيشتر از هر چيز به آن اهميت ميدهند و از آن انتقاد ميكنند يارانه انرژي ميباشد.
عده كثيري از مردم از يارانه پرداختي در بخش انرژي بياطلاع هستند و نميدانند يارانهاي كه دولت براي اين كار اختصاص ميدهد از فروش نفت حاصل ميشود كه بخش عمدهاي از هزينههاي دولت را نيز دربر ميگيرد به گونهاي كه در سال جاري يارانه بنزين 6 تا 7 هزار ميليارد تومان و گازوئيل 10 هزار ميليارد تومان بوده است و بر طبق آمار كشور از 30 هزار ميليارد تومان كل يارانههاي كشور، 20 هزار ميليارد تومان آن به مصرف اين نوع انرژي اختصاص پيدا كرده است.
بي عدالتي و تبعيض در توزيع يارانه انرژي به ويژه بنزين نيز مسئله ديگري است كه نميتوان بيتفاوت از كنار آن گذشت.
ارزش يارانهاي كه به بنزين داده ميشود بيش از 4 برابر يارانه نان و گندم است در حاليكه از 2600 ميليارد تومان يارانه نان 70 ميليون نفر مردم استفاده ميكنند ولي از يارانه بنزين چند نفر؟
چند درصد از خانوادههاي ايراني داراي خودرو شخصي هستند؟ كدام طبقه از جامعه بيشترين استفاده از يارانه بنزين را ميبرند؟
بر اساس گزارش مركز پژوهش هاي مجلس سهم خانواده هاي ثروتمند تمامي فرآورده هاي نفتي و يارانه بنزين بسيار بيشتر از خانواده هاي فقيراست. در واقع طبق آمار، ثروتمندترين خانوارها نزديك به 40 برابر فقيرترين خانوارها از يارانه بنزين بهره مند مي شوند. جاي هيچگونه ترديدي نيست كه توزيع يارانه ها در ميان اقشار جامعه به شدت تبعيض آميز است به طوريكه سهم استفاده از يارانه بنزين در 6 شهر بزرگ كشور برابر يارانه مجموع شهرهاي كشور است. در واقع در كشور ما بر خلاف كشورهاي ديگر دنيا كه ماليات را از اقشار پردرآمد جامعه دريافت و در مناطق محروم هزينه مي كنند و يارانه ها به اقشار كم درآمد و ضعيف تعلق مي گيرد كشور ما در مورد بنزين برخلاف دنيا عمل مي كند هر كسي سوخت بيشتري مصرف مي كند يارانه بيشتري دريافت مي كند و طبقات محروم جامعه كه فاقد خودروي شخصي هستند از يارانه بنزين بي بهرهاند.
بزرگترين واردكننده بنزين
ايران دومين دارنده ذخاير انرژي جهان ميباشد بر همين اساس اقتصاد كشورمان نيز برپايه نفت و انرژي فسيلي بنا شده است براي استفاده از اين ذخاير فسيلي و تبديل آن به مواد و فرآوردههاي ديگر نياز به پالايشگاه، يك اصل محسوب ميشود؛ از حدود 90 سال پيش صنعت نفت ايران در عرصه هاي پالايش، انتقال و توزيع فرآوردههاي نفتي و ساختمان و تاسيسات صنايع نفت به وجود آمده و تا به حال نيز اين وظيفه مهم را عهدهدار بوده است. حال بايد ديد مصرف بنزين در كشور برابر با ميزان توليد در آن است؟
گفته شد كه ميزان مصرف بنزين روزانه در كشور ما حدود 75 ميليون ليتر است كه از اين مقدار تنها 40 ميليون ليتر آن در داخل توليد شده و بقيه آن از كشورهاي ديگر وارد ميشود.
وابستگي ما به واردات بنزين نه تنها از بعد اقتصادي زيانهاي فراواني را متوجه كشور ما ميكند بلكه در عرصه بينالمللي و سياست خارجي هم در سالهاي اخير به ابزاري در دست صادركنندگان براي اعمال فشار آوردن به كشور ما تبديل شده است.
كارشناسان چه مي گويند؟
«محمدحسين قديري ابيانه» كارشناس مديريت راهبردي با اشاره به اينكه بنزين كالايي حساس و راهبردي است تصريح مي كند:از آنجايي كه به اين كالا يارانه تعلق مي گيرد بي ارزش تلقي مي شود و در مصرف آن دقت لازم صورت نمي گيرد.
وي مصرف بي رويه بنزين از سوي مردم را ناشي از پايين بودن قيمت عرضه آن دانسته و تاكيد مي كند: مناسبات اقتصادي و رفتاري مصرفي بر مبناي قيمت عرضه كالا صورت مي گيرد.
اين كارشناس معتقد است حذف يارانه سبب مي شود اين بودجه از سوي دولت و با نظارت مجلس صرف مواردي شود كه همه آحاد از آن بهره ببرند.
«ميرخاني رشتي» دبير انجمن خودروسازان نيز در اين زمينه مي گويد: حذف يارانه ها و سهميه بندي بنزين به هر حال به افزايش حمل و نقل و كرايه ماشين ها منجر مي شود و دولت هم با اعمال قدرت نمي تواند قيمت ها را ثابت نگه دارد.
وي معتقد است؛ افزايش قيمت بنزين بايد تدريجي صورت بگيرد تا مردم به يك باره با سختي مواجه نشوند. تقاضاي مازاد بر سهميه بندي بنزين نيز بايد با برنامه ريزي دقيق و شفاف سازي مجلس به قيمت واقعي به متقاضيان تحويل شود.
راهكارها
به راستي چرا كشوري كه از لحاظ منابع انرژي، امپراتوري بزرگي است بايد در مصرف سوخت دچار بحران باشد؟
حال در شرايطي هستيم كه مصرف انرژي به خصوص بنزين به مرز بحران رسيده است. آيا ادامه روند كنوني با اين ميزان مصرف امكان پذير ميباشد يا بايد هر چه سريعتر براي رهايي از اين بحران راهي پيدا كرد؟
يارانه بنزين يكي از موانع بزرگ رشد اقتصادي در كشور و يكي از عوامل عمده بي عدالتي در نظام اقتصادي است هر چه زمان مي گذرد اين مانع از جهت رشد فزاينده تقاضاي بنزين به طور خاص و از جهت افزايش قيمت هاي جهاني بزرگ و بزرگتر مي شود و اقتصاد كشور با چالش جدي تري روبه رو مي شود؛ بنابراين آيا بايد همچنان دست روي دست گذاشت و نظاره گر واردات بنزين و مصرف بي رويه آن بود؟ همين روند ادامه پيدا كند تا زماني كه تمام يارانه هايي كه بايد صرف كارهاي عمراني و زيربنايي كشور باشد به مصرف سوخت برسد؟ آيا شايسته است در چنين شرايطي با سرمايه ملي اين گونه معامله شود؟
براي رهايي از بحران مصرف سوخت و بي عدالتي در توزيع يارانه ها بايد موضوع مصرف سوخت را يك موضوع ملي تلقي كنيم و با كمك هم و هم فكري تمام گروه هاي جامعه و همه اركان نظام بر اين مشكل فائق آييم. بعضي از راه حلهاي موجود مي تواند اينگونه باشد.
گزينه اول: آزادسازي نرخ بنزين و عرضه آن به قيمت واقعي و هزينه نمودن درآمد حاصل در زيرساختها، توسعه حمل و نقل عمومي و تامين اقشار مستضعف و محروم.
دوم: پرداخت يارانه به صورت تصدي به همه اقشار مردم به خصوص افراد بي بضاعت كه باعث متعادل شدن تقسيم يارانه بنزين به صورت همگاني مي گردد.
سوم: آزادسازي قيمت بنزين و شناور قراردادن نرخ آن
چهارم: گاز سوز كردن خودروها
پنجم: ايجاد پالايشگاه هاي جديد و تجهيز و بازسازي پالايشگاه هاي قديمي
ششم: سهميه بندي با كارت هوشمند و عرضه آزاد بنزين به قيمت تمام شده، كه گر چه خالي از اشكال نيست و تبعيض و بي عدالتي مرتفع نمي شود ولي از قاچاق سوخت و بازار سياه جلوگيري مي كند.
هفتم: افزايش قيمت بنزين به صورت پلكاني و متعادل ساختن بهاي آن
هشتم: بالابردن فرهنگ مردم و آموزش درست استفاده كردن از اين سوخت گرانبها
نهم: محدود كردن واردات بنزين؛ اين مسئله مستلزم فداكاراي مردم است تا كمبود را بپذيرند.
دهم: جمع آوري خودروهاي فرسوده
مسئولان چه مي گويند ؟
براي تحقق راهكارهاي موجود نقش مجلس و دولت بسيار مهم است عزم جدي مجلس و دولت براي رفع معضل مصرف بنزين حائز اهميت مي باشد .
حداد عادل رئيس مجلس در اين مورد مي گويد : از ابتداي سال گذشته قصد داشتيم بنزين را سهميه بندي كنيم و يا قيمت آن را افزايش دهيم ، ولي دولت به خاطر برخي مسائل با افزايش قيمت بنزين مخالفت كرد ولي به نظر مي رسد سهميه بندي بنزين امكان دارد ، چون هم موجب افزايش ذخيره ارزي مي شود و هم مساله ترافيكي را حل مي كند .
عادل آذر نيز معتقد است براي حل مسئله بنزين و صفر كردن يارانه آن ، دولت بايد طي يك برنامه2 ساله عرضه و تقاضاي بنزين در كشور را صفر كند تا نياز به يارانه بنزين كاهش يابد .
وي مي گويد : بايد يارانه 6 هزار ميليارد تومان را به صورت عمومي و هدفمند و مستقيم توزيع كرد زيرا هر چقدر يارانه ها به صورت مستقيم تر توزيع شود حجم آن پايين خواهد آمد .
الهام سخنگوي دولت نيز در اين مورد مي گويد : بودجه سال 85 دولت با همكاري مجلس تبصره 13 را براي گسترش حمل و نقل عمومي و قانونمند كردن مصرف سوخت در نظر گرفت و اكنون تلاش داريم يك قانون 5 ساله در اين زمينه تدوين كنيم كه هدف از اين لايحه افزايش سهم حمل و نقل عمومي ، كاهش مصرف بنزين و سازماندهي مصرف سوخت است .
وي مي گويد :در مورد قسمت اول تبصره 13(توسعه حمل و نقل عمومي )دولت تا كنون اقداماتي را انجام داده و چند بار گزارش آن را به اطلاع عموم رسانده ايم و اگر مجلس در حال حاضر تاييد مي كند كه ما به مرحله اي رسيديم كه مي توانيم بنزين را سهميه بندي كنيم خوب يك مساله است ولي عقيده دولت اين است روال تا پايان سال اين گونه ادامه داشته باشد و اقدامات بعدي از سال بعد انجام شود و در سال جار ي بنزين سهميه بندي نشود ،البته اگر مجلس تكليف و الزام ديگري داشته باشد ، مي تواند از طريق قانوني آن را دنبال كند و اگر قانون شد ،دولت مكلف به اجراست .
مساله بنزین مهم است
با تمام اين تفاصيل بايد گفت :اگر دولت ، مجلس و مسئولان براي جلوگيري از هدررفتن يارانه ها و تشديد مصرف سوخت اقدامات لازم را انجام ندهند و اگر مردم ما الگوي مصرف سوخت را رعايت نكنند ديري نمي پايد كه فرصت هايي كه نيز اكنون در اختيار داريم از دست مي دهيم و براي جبران آن ديرتر از حال مي شود و بايد افسوس اين روزها را بخوريم .
تلاش و برنامه ريزي دولت براي ارائه يارانه ها به اقشار مستضعف و آزادسازي قيمت بنزين ، ايجاد پالايشگاه هاي جديد، جلوگيري از قاچاق سوخت ، همچنين فعال كردن قيمت بنزين و فرهنگ سازي در اين زمينه و ... از جمله عواملي هستند كه مي تواند ما را از اين بحران نجات دهد .
|
|
دولت، تورم یا بیکاری
دولت ها در کوتاه مدت بايد بين افزايش تورم يا بی کاری دست به انتخاب بزنند. مثلا دولت اگر واردات را افزايش دهد رشد قيمت ها را کنترل می کند. ولی ممکن است باعث ورشکستگی يا کاهش توليد صنايع داخلی شده و بی کاری را افزايش دهد . يا بر عکس اگر تعرفه واردات را زياد کند از صنايع داخلی حمايت کرده و فرصت های شغلی جديد پديد می آورد ولی در عوض باعث افزايش قيمت ها می شود. مثال بعدی اين که دولت می تواند کسری بودجه ايجاد کرده و با بودجه منبسط شغل های جديد در بخش دولتی ايجاد کند ولی در عوض از طريق رشد نقدينگی به افزايش تورم دامن بزند. به هر حال هر اين دو پديده ها برای جامعه و از آن مهم تر برای سياست مداران پرهزينه است و معمولا سياست مداران تابع هزينه خود که ترکيبی از دو پديده فوق است را کمينه می کنند. در اين بين اطلاعات سياست گذار و مردم از اين دو پديده يكسان نيست.
در کشوری مثل ايران هزينه تورم برای سياست مداران بيش از بی کاری است. برای اين که تورم تمامی اقشار جامعه را تحت تاثير قرار داده و در سطح عمومی ايجاد نارضايتی می کند ولی بی کاری معمولا دامن گير آن هايی می شود که شغل خود را از دست می دهند. هر چند تبعات اجتماعی بی کاری ممکن است عده ديگری را هم تحت تاثير قرار دهد ولی به هر حال دامنه تاثيرات آن بسيار محدودتر از تورم است. به اين ترتيب سياستگذار انگيزه دارد که فشار خود را روی کنترل تورم بگذارد و چند درصدی تورم را کاهش دهد ولی در عوض باعث رکود در اقتصاد يا واردات بيشتر شده و يکی دو درصد بر نرخ بی کاری بی افزايد. يک امتياز تمرکز روی تورم به جای بی کاری برای سياست گذار هم اين است که نرخ تورم بدون نياز به اعلام دولت کاملا احساس می شود. مردم قيمت سال قبل گوشت و مرغ و گوجه و ساختمان را به خاطر می آورند و لذا حسی تقريبی از نرخ تورم دارند. در حالی که نرخ بی کاری متغيری نيست که خود به خود در جامعه مشاهده شود و مردم به سختی می توانند برآوردی از آن داشته باشند.
|
سازمان ها و دانشگاه ها | ||||||||||||||
|
|
هیات علمی دانشکده مدیریت | ||||||||
|
|
سایت های مدیریت | ||||||||||||
|
|
سایت های حسابداری | ||||||||||||
|
|
وب سایت های مراکز و دانشکده های دانشگاه تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||